به گزارش تجارت نیوز، در هفتههای اخیر تحولات قابل توجهی در مورد سوریه رخ داده است، تحولاتی به طور معناداری به بستهشدن تنگه هرمز مربوط میشوند.
تلاش برای فعالسازی دوباره ۳۵۰ کیلومتر از خطوط ریلی مرزی میان ترکیه و سوریه، امضای یادداشت تفاهم سهجانبه با اردن و ترکیه و ازسرگیری گفتوگوها درباره ایجاد یک کریدور راهبردی که خلیج فارس را از طریق خاک سوریه به دریای مدیترانه متصل کند، از جمله آنهاست.
این تحولات را میتوان نشانههایی از یک تغییر ژئواستراتژیک احتمالی دانست؛ جایی که سوریه از میدان نبرد به یک نقطه اتصال و هاب انرژی و ترانزیتی تبدیل میشود.
البته نمیتوان درباره کریدورهای راهبردی سخن گفت و در عین حال حضور نیروهای خارجی را نادیده گرفت. حضور آمریکا در شرق فرات، پایگاههای روسیه و شبهنظامیان باقیمانده از جمله در السویدا همگی عواملی هستند که میتوانند این پروژهها را مختل یا جهت آنها را تغییر دهند.
در همین زمینه باید به پروژه «چهار دریا» اشاره کرد. پروژه «چهار دریا» طرحی است که در آوریل ۲۰۲۶ دوباره مطرح شد. هدف آن تبدیل سوریه و ترکیه به یک مرکز بزرگ برای انتقال و توزیع انرژی از طریق اتصال خلیج فارس، دریای خزر، دریای مدیترانه و دریای سیاه است.
ایده اصلی ایجاد کریدورهای انرژی، زیرساخت و لجستیک است تا سوریه به یک هاب ارتباطی میان چندین منطقه تبدیل شود. این طرح از خطوط لوله، شبکههای جادهای و ریلی و همچنین بندرها استفاده میکند تا وابستگی به مسیرهای دریایی پرتنش مانند تنگه هرمز و دریای سرخ کاهش یابد. این پروژه همچنین بهعنوان جایگزین یا مکملی برای مسیرهای سنتی که تحت تاثیر درگیریها و تهدیدهای امنیتی قرار دارند مطرح شده است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، اسعد الشیبانی، وزیر امور خارجه سوریه و هاکان فیدان، وزیر امور خارجه ترکیه، در یک کنفرانس خبری در آنکارا این طرح را اعلام کردند و آن را بخشی از شراکت راهبردی میان دو کشور دانستند.
باید گفت این ایده جدید نیست. ریشههای آن به سال ۲۰۰۹ بازمیگردد، زمانی که عبدالله گل، رئیسجمهوری وقت ترکیه، در جریان سفرش به سوریه از طرحی برای پیوند دادن چهار دریای پیرامون سوریه، ترکیه، عراق و ایران سخن گفت. آنچه امروز مطرح شده در واقع احیای همان ایده است.
توماس باراک، فرستاده آمریکا، در مورد پروژه «کریدور چهار دریا» گفته است: «سوریه از ظرفیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی لازم برای تبدیل شدن به بخشی از راهحل بحرانهای انرژی منطقه برخوردار است.»
پیشتر نیز یک مجمع سرمایهگذاری ترکیه ـ سوریه در استانبول برگزار شد که در آن عمر بولات، وزیر تجارت ترکیه و محمد نضال الشعار، وزیر اقتصاد سوریه، برای تقویت همکاریها در حوزههای حملونقل، انرژی، سرمایهگذاری، تجارت و گمرک گرد هم آمدند.
بولات اعلام کرد که تجارت ترانزیتی از طریق سوریه به خاورمیانه و کشورهای خلیج فارس پس از یک وقفه دهساله از سر گرفته میشود و با تسهیل روند صدور ویزا برای رانندگان کامیون ترکیه از مسیر عربستان سعودی، انتظار میرود این عملیات از هفته آینده آغاز شود. حجم تجارت دوجانبه دو کشور در سال گذشته به ۳٫۷ میلیارد دلار رسیده که نسبت به سال قبل ۴۰ درصد افزایش داشته است.
با کنار هم گذاشتن این تحولات از تلاش برای بازآرایی نقش کشورها در اقتصاد منطقه میتوان سخن به میان آورد.
بازآرایی منطقه با محوریت سوریه و اتحادیه اروپا
آنطور که شورای آتلانتیک گزارش داده، در طول سال گذشته، اتحادیه اروپا برای بازتعریف روابط خود با دمشق و لغو بخش عمدهای از تحریمها تلاش کرده است. این بازآرایی منطقهای فرصتهایی را برای سوریه و اتحادیه اروپا فراهم میکند تا همکاری و شراکت خود را تقویت کنند؛ امری که میتواند جایگاه سوریه را بهعنوان نقطه تلاقی راهبردی مسیرهای انرژی و تجارت ارتقا دهد و همافزایی بیشتری با سایر مشارکتهای اروپایی در خاورمیانه ایجاد کند.
سوریه که در درگیریهای اخیر منطقه دخالتی نداشته، بهعنوان بازیگری باثبات و سازنده ظاهر شده است. با این حال، این ثبات شکننده است و تا حدی به بهبود اقتصادی وابسته است. چشمانداز این بهبود نیز تا حد زیادی به کشورهای حوزه خلیج فارس گره خورده؛ کشورهایی که میلیاردها دلار سرمایهگذاری برای بازسازی سوریه وعده دادهاند، اما خود بیشترین آسیب اقتصادی را از حملات ایران متحمل شدهاند. با فروکشکردن درگیریها، احتمال میرود این کشورها بازسازی زیرساختهای نفت و گاز آسیبدیده، تقویت توان دفاعی و تنوعبخشی به شراکتهای راهبردی خود را در اولویت قرار دهند؛ موضوعی که میتواند به معنای کاهش منابع مالی اختصاصیافته به سوریه باشد.
در همین حال، فرصتهای سودمند مشترکی میان سوریه و اتحادیه اروپا در سه حوزه در حال شکلگیری است. اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۵ یک بسته مالی ۱۷۵ میلیون یورویی برای حمایت از بهبود اقتصادی سوریه اعلام کرده و قصد دارد بستههای مشابهی را در سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ نیز تمدید کند. همچنین اتحادیه اروپا پیشنهاد داده است «توافق همکاری ۱۹۷۸» با سوریه که در سال ۲۰۱۱ بخشی از آن تعلیق شده بود، بهطور کامل از سر گرفته شود تا زمینه حمایت از تجارت و توسعه فراهم گردد. همزمان، کشورهای اروپایی در حال بررسی اقدامات بیشتری برای تسهیل تجارت هستند. پیش از جنگ، اتحادیه اروپا بزرگترین شریک تجاری سوریه بود.
اقتصاد سوریه همچنین میتواند از پروژههای مرتبط با «پیمان مدیترانه» و «دروازه جهانی» بهرهمند شود؛ دو چارچوب شاخص همکاری اتحادیه اروپا که سرمایهگذاری گسترده دولتی و خصوصی را بسیج میکنند و امکان توسعه مشارکتهای دولتی ـ خصوصی را در حوزههایی مانند تجارت، انرژی، فناوریهای دیجیتال و حملونقل فراهم میسازند. این پروژهها در نهایت به توسعه اقتصادی و ادغام مجدد منطقهای سوریه کمک میکنند. نزدیکتر شدن سوریه به بازار واحد اتحادیه اروپا میتواند از طریق تقویت پیوندهای فرامدیترانهای و ایجاد سازوکارهای پایدار و قابل اعتماد، برای اقتصاد هر دو طرف سودمند باشد.
مساله مسیرهای جایگزین برای تنگه هرمز و نقش سوریه
با افزایش نگرانیها درباره تامین مسیرهای زمینی جایگزین برای تنگه هرمز، موقعیت راهبردی سوریه میتواند این کشور را به مرکزی برای انتقال انرژی، حملونقل و ارتباطات دیجیتال میان خلیج فارس، اروپا و فراتر از آن تبدیل کند. جنگ ایران به این ایده که پیش از آغاز درگیریها نیز مطرح بود، شتاب تازهای بخشید.
برای نمونه، در اواسط آوریل، نفت عراق که از طریق جاده حمل میشد، از پایانه صادراتی احیاشده بانیاس در سوریه عبور کرد.
همچنین احمد الشرع، رئیسجمهوری موقت سوریه، در جریان نشست اتحادیه اروپا در قبرس در ۲۴ آوریل، بر جایگاه سوریه بهعنوان پلی میان آسیا، خلیج فارس و اروپا تاکید کرد و از پروژه «چهار دریا» سخن گفت؛ طرحی که هدف آن اتصال خلیج فارس، دریای خزر، دریای مدیترانه و دریای سیاه است.
اتحادیه اروپا از نظر سیاسی و مالی در موقعیت مناسبی قرار دارد تا از ادغام سوریه در پروژههایی که کریدورهای تجاری و انرژی میان آسیا و اروپا ایجاد حمایت کند. یکی از پروژهها، کریدور اقتصادی هند، خاورمیانه و اروپا یا همان آیمک است.
اتحادیه اروپا میتواند از طریق «پیمان مدیترانه» یا ابتکار «دروازه جهانی» منابع مالی لازم را برای ساخت یا بازسازی زیرساختهایی که سوریه را به کریدورهای حملونقل و انرژی کشورهای همسایه متصل میکنند، بسیج کند. ادغام سوریه در این شبکهها میتواند به احیای اقتصاد این کشور کمک، جایگاه راهبردی آن را در منطقه تقویت کند و روند همگرایی منطقهای را تعمیق بخشد. در عین حال، این موضوع برای اقتصاد اروپا نیز مزایایی به همراه دارد. احمد الشرع نیز مشارکت در حوزه مدیترانه را «مسیر اجتنابناپذیر و چارچوبی امن برای تداوم جریان انرژی و تضمین تامین جهانی» توصیف کرده است.
تلاش اتحادیه اروپا برای کسب منفعت از طریق همکاری سوریه و دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس
اتحادیه اروپا میتواند میان همکاری رو به گسترش خود با سوریه و شراکت راهبردی با کشورهای حوزه خلیج فارس همافزایی ایجاد کند. این موضوع ممکن است پس از پایان جنگ و در پی تلاش کشورهای خلیج فارس برای گسترش روابط بینالمللی خود، عمیقتر شود.
بهطور مشخص، اتحادیه اروپا و کشورهای خلیج فارس میتوانند حمایتهای خود را برای بازسازی و توسعه سوریه بهعنوان یک هاب منطقهای هماهنگ کنند. همزمان، اتحادیه اروپا، سوریه و کشورهای خلیج فارس میتوانند در قالب «پیمان مدیترانه» در یک پروژه شاخص سهجانبه در حوزهای مورد علاقه مشترک همکاری کنند.
همکاری مشترک میان این سه بازیگر میتواند برای سوریه، کشورهای خلیج فارس و اتحادیه اروپا سودمند باشد، زیرا آنها در حفظ ثبات سوریه و منطقه، دستیابی به شکوفایی اقتصادی و حفاظت از منافع اقتصادی راهبردی مانند تجارت آزاد و جریان انرژی و کاهش تنشها و فروکشکردن منازعات منطقهای منافع مشترک دارند.
درنهایت باید گفت درگیریهای ژئوپلیتیکی اخیر در منطقه، بهویژه در پی حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و افزایش نگرانیها درباره امنیت مسیرهای حیاتی انرژی مانند تنگه هرمز، معادلات راهبردی خاورمیانه و اروپا را تحت تأثیر قرار داده است. در چنین شرایطی، توجه بازیگران منطقهای و اروپایی بیش از پیش به مسیرهای جایگزین انتقال انرژی و تجارت جلب شده و سوریه به دلیل موقعیت جغرافیایی خود میتواند در این معادله نقش مهمی ایفا کند.
نزدیکی سوریه به مدیترانه و قرار گرفتن آن در مسیر اتصال خلیج فارس به اروپا، این کشور را به گزینهای بالقوه برای توسعه کریدورهای زمینی و زیرساختهای انرژی تبدیل کرده است. از این منظر، همکاری میان اروپا و سوریه در حوزههایی مانند حملونقل، انرژی و بازسازی زیرساختها میتواند هم به تثبیت اقتصادی و سیاسی سوریه کمک کند و هم برای اروپا امکان تنوعبخشی به مسیرهای تامین انرژی و تجارت را فراهم آورد. سوال اساسی آن است که پروژه چهار دریا میتواند جایگزینی برای تنگه هرمز باشد؟