به گزارش تجارت نیوز، نگاهی به ساختار صنعتی ایران نشان میدهد که این بخش حیاتی، در شکافی عمیق میان فراوانیِ مواد خام و فقرِ تکنولوژی گرفتار شده است. این عقبماندگی تکنولوژیک، اقتصاد کشاورزی، تابآوری ملی و امنیت غذایی کشور را در معرض تهدیدات ساختاری و ژئوپلیتیک قرار میدهد.
ضعف در صنعت بستهبندی ایران را میتوان با نگاهی به مفهوم پیچیدگی اقتصادی بررسی کرد. پیچیدگی اقتصادی به زبان ساده به این معناست که اقتصاد یک کشور چقدر در ترکیب دانش، تخصص و فناوریهای گوناگون برای ساخت محصولات پیشرفته توانایی دارد. در واقع، کشوری که پیچیدگی اقتصادی بالایی دارد، فقط به فروش منابع خام یا تولید کالاهای ساده اکتفا نمیکند؛ بلکه شبکهای از مهارتهای مختلف را کنار هم میچیند تا محصولی بسازد که تولید آن برای هر کشوری امکانپذیر نیست.
ضعف صنعت بستهبندی در ایران؛ فراوانی منابع در مقابل ضعف دانش ترکیبی؟
صنعت بستهبندی مدرن، مثال بسیار روشنی از مفهوم پیچیدگی اقتصاد است. ایران به دلیل برخورداری از منابع فراوان نفت و گاز، تولیدکننده بزرگی در زمینه مواد اولیه پتروشیمی و پلاستیک محسوب میشود. تولید مواد خام پلاستیکی (مثل گرانول) به دانش مشخص و تکبعدی نیاز دارد. اما برای تولید همین ماده خام به محصولی برای استفاده در بستهبندی اقلام مختلف (پوششهای چندلایهای که با تنظیم هوای داخل بسته، از فساد غذا جلوگیری میکنند) دیگر دانش اولیه پاسخگو نیست.
ساخت چنین محصولی نیازمند ترکیب همزمان مهندسی شیمی برای لایهبندی مواد، علم متالورژی برای استفاده از فلزات بسیار نازک، و مهندسی مکانیک برای ساخت ماشینآلات دقیقِ لایهنشانی است. دقیقاً در همین نقطه است که پایین بودن سطح پیچیدگی اقتصادی خود را نشان میدهد؛ ما ماده خام را در اختیار داریم، اما چون شبکه پیونددهنده میان علوم و صنایع مختلف در کشورمان به اندازه کافی تکامل نیافته است، توانایی ترکیب این دانشها را نداریم. نتیجه این میشود که با وجود داشتن مواد اولیه، برای ساخت یک پوشش محافظ پیشرفته و نهایی، همچنان به واردات و فناوریهای خارجی وابسته میمانیم.
در شرایط عادی، واردات مواد اولیه بستهبندی تنها باعث خروج ارز میشود. اما در زمان جنگ یا محاصره تجاری، این وابستگی به یک تهدید برای ادامه تولید و امنیت غذایی تبدیل میشود.
یکی از تبعات ضعف در صنعت بستهبندی هدر دادن منابع آب و انرژی کشور است / ضعف تکنولوژیک حتی در زمان صلح نیز هزینههای زیادی به کشور تحمیل میکند
ضعف تکنولوژیک در صنعت بستهبندی، حتی در شرایط عادی و زمان صلح، پیامدهای منفی و هزینههای پنهان زیادی برای کشور دارد. نمونهای از این پیامدها در آمار ضایعات کشاورزی دیده میشود. بنا به گزارشهای مرکز پژوهشهای مجلس سالانه بین 25 تا 30 درصد از محصولات کشاورزی ایران (معادل ۳۰ تا ۳۵ میلیون تن) پیش از اینکه به دست مصرفکننده نهایی برسند، از بین میروند. برخلاف کشورهای توسعهیافته که دورریز غذا بیشتر در خانهها و رستورانها اتفاق میافتد، در ایران این هدررفت در طول شبکه توزیع و زنجیره تامین رخ میدهد.
اثر سوء این ضعف ساختاری تنها محدود به دور ریختن چند میلیون تن گوجه و سیب نیست. این محصولات با صرف بیش از 80% از منابع آب شیرین کشور و با استفاده از برق و سوخت یارانهای تولید شدهاند. در واقع، در شرایط کاملاً عادی و بدون وجود هیچگونه بحران خارجی، هر سال بخش قابلتوجهی از منابع محدود آبهای زیرزمینی و انرژی کشور را به دلیل ضعف در سیستم توزیع و نبود بستهبندی مناسب هدر میدهیم.
فلهفروشی در نتیجه ضعف در بستهبندی؛ از دست دادن فرصت خلق ارزش
در کنار ضایعات داخلی، ضعف صنعت بستهبندی در بخش صادرات نیز خود را به شکل پدیده فلهفروشی نیز نشان میدهد. محصولات کشاورزی ارزشمند ایران مانند زعفران، پسته و خرما که در دنیا شناختهشده هستند، اغلب به دلیل نبود امکانات و فناوری بستهبندی متناسب با استانداردهای جهانی، به صورت فلهای (در گونیها و کارتنهای بزرگ و ساده) به کشورهای دیگر فرستاده میشوند.
صادرات فلهای محصولات کشاورزی، از دست دادن فرصت خلق ارزش و ثروت است. کشورهای واسطه این محصولات خام را با قیمت پایین از ایران میخرند. آنها بدون اینکه درگیر چالشهای سخت کشاورزی شوند، با تکیه بر فناوریهای روز بستهبندی، این محصولات را در ظروف استاندارد، جذاب و متناسب با سلیقه مشتریان جهانی قرار میدهند. در نهایت، محصول ایرانی با نام و برند این کشورهای واسطه و با قیمتهایی چند برابر بالاتر در بازارهای بینالمللی به فروش میرسد. در اینجا، سود اصلی و ارزش افزوده نصیب کشوری میشود که تکنولوژی حلقه آخر (بستهبندی) را در اختیار داشته است.
هزینههای محیطزیستی و خشکسالی برای کشور؛ سود و ارزش افزوده برای واسطهها
زیان فلهفروشی تنها به از دست رفتن سود مالی محدود نمیشود. تولید هر کیلوگرم محصول کشاورزی در ایران، نیازمند مصرف حجم بالایی از آبهای زیرزمینی و یارانههای انرژی است. وقتی ما زعفران یا پسته را به صورت فله و با حاشیه سود بسیار پایین صادر میکنیم، در حقیقت آب محدود و انرژی ارزان کشور را با کمترین قیمت به شبکههای تجاری جهان فروختهایم.
تقویت صنعت بستهبندی فقط یک انتخاب تجاری نیست
صنعت بستهبندی در ایران از یک عارضه ساختاری رنج میبرد؛ فراوانی منابع در برابر فقر دانش ترکیبی. تا زمانی که این صنعت را صرفاً به عنوان یک بخش جانبی در نظر گرفته شود، هدررفت محصولات کشاورزی و حراج منابع آبی کشور تحت لوای فلهفروشی ادامه خواهد یافت. ارتقای پیچیدگی اقتصادی در این بخش و بومیسازی تکنولوژیهای گلوگاهی، نه یک انتخاب تجاری، بلکه یک ضرورت قطعی برای حفظ امنیت غذایی، نگهبانی از منابع آب و ارتقای تابآوری ملی در برابر بحرانهای ژئوپلیتیک است.