به گزارش تجارت نیوز، نشریه اکونومیست با انتشار یادداشتی مدعی شد: بامداد ۱۷ ژوئن، دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان یادداشت تفاهمی (MoU) را امضا کردند که به گفته آنها قرار است به رویارویی میان دو کشور پایان دهد. در طول ۴۷ سال خصومت میان دو بازیگر، هرگز روسای جمهور دو کشور نام خود را پای یک توافق مشترک نگذاشته بودند. اما این امضا از راه دور انجام شد؛ ترامپ در ورسای فرانسه و پزشکیان در ایران. این توافق، سندی حداقلی و مختصر است که تنها حدود یک دوجین بند دارد.
چشمانداز مبهم توافق اسلامآباد
اکونومیست در ادامه آورد: این یادداشت تفاهم به خصومت پایان نمیدهد، بلکه صرفا آن را متوقف کرده و در نهایت ارزش آن به آنچه پس از این رخ خواهد داد، وابسته است. دولت ترامپ امیدوار است این توافق بتواند رابطه پرتنش و پیچیده آمریکا با ایران را متحول کند. اما در خاورمیانه، چشماندازهای امیدوارکننده غالبا در برخورد با واقعیتهای سخت فرو میریزند.
این نشریه در ادامه آورد: پس از چند روز تاخیر، آمریکا سرانجام متن توافق را منتشر کرده است. محورهای اصلی آن همان چیزهایی است که انتظار میرفت. تنگه هرمز باید بازگشایی شود. ایران و آمریکا آتشبس خود را تمدید خواهند کرد و وارد یک دوره ۶۰ روزه مذاکره برای دستیابی به توافقی نهایی درباره محدودسازی برنامه هستهای ایران خواهند شد. در مقابل، ایران از برخی مزایای اقتصادی اولیه برخوردار میشود؛ از جمله معافیت تحریمی برای صادرات نفت و آزادسازی میلیاردها دلار از داراییهای مسدودشده در بانکهای خارجی.
با این حال و به ادعای این نشریه جزئیات این تفاهم همچنان مبهم و محل اختلاف است. آمریکا تاکید دارد که تنها در صورتی داراییهای ایران را آزاد خواهد کرد که تهران طی ۶۰ روز آینده به مجموعهای از تعهدات عمل کند. اما هیچکس دقیقا نمیداند این تعهدات چیست.
در متن یادداشت تفاهم همچنین به ایجاد صندوقی برای بازسازی با ارزش «حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار» اشاره شده که قرار است با مشارکت «شرکای منطقهای» طراحی شود. با این حال، مقامهای کشورهای خلیج فارس میگویند چندان تمایلی ندارند منابع مالی خود را در کشوری سرمایهگذاری کنند که طی ماههای گذشته آنها را هدف حملات خود قرار داده است.
به همین ترتیب، ایران در این یادداشت تفاهم متعهد شده که هرگز به دنبال ساخت سلاح هستهای نرود. این تعهد ادعایی برای ترامپ اهمیت زیادی دارد و او در هر فرصت به آن اشاره میکند؛ هرچند همین تعهد (ادعایی) دقیقا در بند نخست توافق هستهای قبلی ایران و آمریکا نیز وجود داشت؛ توافقی که ترامپ خود در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد.
سناریوهای پیش رو
اکونومیست در ادامه آورد: با این حال، چنین تعهدی بدون یک توافق جامع که محدودیتهای واقعی و قابل راستیآزمایی بر برنامه هستهای ایران اعمال کند، عملاً معنای چندانی ندارد. در بهترین حالت، این توافق راه را برای ازسرگیری جریان نفت هموار میکند. در کوتاهمدت، همین موضوع انگیزهای برای هر دو طرف خواهد بود تا به توافق پایبند بمانند. ترامپ نیاز دارد پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر قیمت سوخت را کاهش دهد و ایران نیز برای مقابله با بحران اقتصادی به درآمدهای نفتی نیازمند است.
اما پس از این دو ماه، سه سناریوی متفاوت قابل تصور است. به ادعای اکونومیست خوشبینانهترین سناریو، تغییر عمیق و بنیادین معادلات در منطقه است. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، با هیجان مدعی است جذابترین بخش پیشرفتهای اخیر این بوده که برخی ایرانیها گفتهاند: «شیوهای که طی ۴۷ سال گذشته با آمریکا تعامل کردهایم اشتباه بوده؛ بیایید راه دیگری را امتحان کنیم». در چنین سناریویی، ایران با توقف غنیسازی اورانیوم، دسترسی کامل بازرسان هستهای موافقت میکند. آمریکا نیز دههها تحریم را لغو کرده و اجازه میدهد ایران در اقتصاد جهانی ادغام شود.
سناریوی دوم این است که توافق موقت فعلی به تدریج به یک وضعیت دائمی تبدیل شود. دوره ۶۰ روزه آتشبس و مذاکرات میتواند با توافق دو طرف بارها تمدید شود. ایران به صادرات نفت ادامه دهد و آمریکا نیز از راه دور بر ذخایر اورانیوم ایران نظارت کند. اما این وضعیت نیز چندان پایدار به نظر نمیرسد. آمریکا و متحدانش همچنان نسبت به احتمال تلاش ادعایی ایران برای گریز هستهای نگران خواهند بود. ایران نیز همچنان زیر فشار مجموعه گستردهای از تحریمهای دیگر باقی میماند. صندوق بازسازی نیز هرگز شکل نخواهد گرفت. کشورهای عربی خلیج فارس نگراناند چنین وضعیتی آنها را در برابر فشارها آسیبپذیر نگه دارد.
اما سومین و بدبینانهترین سناریو این است که این یادداشت تفاهم نه پایان منازعه، بلکه صرفا یک تنفس میان دو مرحله از رویارویی باشد. جنگها زمانی پایان مییابند که طرفین به این نتیجه برسند هزینههای ادامه نبرد از منافع احتمالی آن بیشتر است. اما امروز رهبران ایران احساس پیروزی میکنند.
اکونومیست در ادامه یادداشت خود آورد: علی واعظ فعال در گروه بینالمللی بحران در این باره مدعی است: «نظامی که ماهها در وضعیت جنگی قرار داشته، اکنون باید دوباره به اداره کشور بازگردد». از منظر او این کار بدون رفع پایدار تحریمها بسیار دشوار خواهد بود.
در سوی دیگر، آمریکا نیز با رئیسجمهوری غیرقابل پیشبینی روبهرو است؛ فردی که شاید پس از انتخابات میاندورهای با شکست سیاسی مواجه شود. ترامپ به میراث سیاسی خود خواهد اندیشید، در حالی که دستاورد ملموسی از این رویارویی نخواهد داشت. اسرائیل نیز تلاش خواهد کرد ترامپ را برای بازگشت به رویارویی متقاعد نماید، شاید هم ترامپ را با باراک اوباما مقایسه کند؛ مقایسهای که برای ترامپ خوشایند نخواهد بود.
در حال حاضر، تقریبا همه در منطقه با آسودگی نسبی نفس میکشند. این یادداشت تفاهم شاید ناقص و پرابهام باشد، اما جایگزینش ادامه درگیری است. با این همه، به ادعای اکونومیست بعید است این توافق پایان خصومتها باشد؛ در چنین شرایطی زمان نشان خواهد داد که آیا دستکم آغاز دوباره این خصومت، طولانی خواهد بود یا نه.