به گزارش تجارت نیوز، آبی که از شیر خانه خارج میشود، پیش از رسیدن به مصرفکننده مسیری طولانی را طی کرده است. این آب باید از منابع سطحی یا زیرزمینی برداشت شود، در صورت نیاز تصفیه شود، با استفاده از پمپها و خطوط انتقال جابهجا شود و سرانجام از شبکهای گسترده از لولهها و انشعابات به خانهها و کسبوکارها برسد. هر مرحله از این فرایند هزینه دارد؛ از مصرف برق و مواد شیمیایی گرفته تا تعمیر تأسیسات، نگهداری مخازن و پرداخت دستمزد کارکنان.
اما همه آبی که وارد شبکه توزیع میشود، به دست مصرفکننده نمیرسد. بخشی از آن به دلیل شکستگی لولهها، فرسودگی اتصالات، نشت از انشعابات یا سرریز مخازن از دست میرود. بخش دیگری نیز ممکن است به دلیل خطای کنتورها، ثبت نادرست مصرف یا انشعابات غیرمجاز در حسابهای شرکت آب و فاضلاب ظاهر نشود.
این تفاوت اهمیت اقتصادی زیادی دارد. وقتی آب تولیدشده پیش از فروش از بین میرود، شرکت آب و فاضلاب نهتنها درآمد بالقوه خود را از دست میدهد، بلکه هزینه برداشت، تصفیه و انتقال همان آب را نیز قبلاً پرداخت کرده است. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، منابع مالی کمتری برای تعمیر شبکه، توسعه خدمات و تأمین آب مناطق کمبرخوردار باقی میماند.
در ایران، اهمیت موضوع با توجه به محدودیت منابع آب و فشار خشکسالی بیشتر شده است. در چنین شرایطی، هر مترمکعب آب که از طریق تعمیر شبکه حفظ میشود، میتواند بخشی از نیاز مصرفکنندگان را بدون برداشت بیشتر از منابع طبیعی تأمین کند. به همین دلیل، مدیریت نشت دیگر صرفاً یک اقدام فنی برای تعمیر لولهها نیست؛ بلکه بخشی از سیاست اقتصادی تأمین آب شهری به شمار میرود.
آمار ۱۴۰۵؛ چه میزان آب در شبکههای ایران از دست میرود؟
بر اساس گزارشی که نورنیوز در ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ منتشر کرد، سخنگوی صنعت آب کشور اعلام کرده است که حدود ۳۰ درصد آب در شبکهها آب بدون درآمد محسوب میشود و نزدیک به ۱۵ درصد آن به هدررفت فیزیکی مربوط است.
این دو عدد یک مفهوم واحد ندارند. آب بدون درآمد به آبی گفته میشود که وارد شبکه شده اما درآمد متناسب با آن ثبت نشده است. این شاخص علاوه بر نشت واقعی، خطای اندازهگیری، مصرف مجاز ثبتنشده و برخی مصارف غیرمجاز را نیز دربرمیگیرد. در مقابل، هدررفت فیزیکی به آبی اشاره دارد که واقعاً از تأسیسات خارج میشود؛ برای مثال، از لوله شکسته، اتصال معیوب یا مخزن نشت میکند.
این تفکیک برای سیاستگذاری ضروری است. تعویض لوله فرسوده میتواند نشت واقعی را کاهش دهد، اما لزوماً مشکل کنتورهای معیوب یا ثبت نشدن مصرف را حل نمیکند. از سوی دیگر، اصلاح کنتورها و نظام صورتحساب ممکن است درآمد شرکت را افزایش دهد، بدون آنکه حجم آب فیزیکی ازدسترفته به همان میزان کاهش پیدا کند.
گزارشهای پیشین صنعت آب نیز تفاوت میان این دو شاخص را نشان میدهند. در اظهاراتی که تسنیم در دیماه ۱۴۰۲ منتشر کرد، میزان آب بدون درآمد در شهرها و روستاهای کشور حدود ۳۱.۵ درصد و سهم تلفات واقعی شبکه حدود ۱۶ درصد اعلام شده بود. این ارقام مربوط به سال ۱۴۰۲ هستند و نباید بهعنوان آمار قطعی سال ۱۴۰۵ استفاده شوند؛ با این حال، با ارقام اعلامشده در شهریور ۱۴۰۵ همجهتاند.
در سطح شهری نیز وضعیت میتواند متفاوت باشد. سن شبکه، جنس لولهها، تعداد شکستگیها، فشار آب، کیفیت تعمیرات و شرایط زمین بر میزان نشت تأثیر میگذارند. بنابراین، میانگین ملی بهتنهایی برای تعیین اولویت سرمایهگذاری کافی نیست و شرکتهای آب و فاضلاب باید بدانند کدام منطقه، کدام خط انتقال یا کدام بخش از شبکه بیشترین تلفات را دارد.
برای درک مقیاس مسئله، میتوان یک مثال ساده را در نظر گرفت: اگر یک شبکه سالانه ۱۰۰ میلیون مترمکعب آب وارد سیستم توزیع کند و ۱۵ درصد آن واقعاً به دلیل نشت و مشکلات فیزیکی از دست برود، حجم هدررفت به ۱۵ میلیون مترمکعب در سال میرسد. این محاسبه صرفاً یک مثال فرضی بر اساس درصد اعلامشده است، نه برآورد حجم هدررفت کل کشور.
آمار جهانی ۲۰۲۶؛ نشت آب چگونه منابع مالی شرکتها را میبلعد؟
گزارش «تحلیل و ارزیابی جهانی آب آشامیدنی، بهداشت و فاضلاب» سازمان جهانی بهداشت و برنامه پایش مشترک سازمان ملل، موسوم به GLAAS، در ۲۶ ژانویه ۲۰۲۶ منتشر شد. این گزارش بر دادههای ۱۰۵ کشور و قلمرو و اطلاعات ۲۱ شریک توسعهای تکیه دارد و نشان میدهد تأمین مالی ناکافی همچنان یکی از موانع اصلی توسعه خدمات آب و فاضلاب است.
بر اساس دادههای این گزارش، ۲۰ کشور شکاف تأمین مالی حدود ۴۶ درصدی میان نیازهای شناساییشده و منابع موجود برای دستیابی به اهداف ملی آب، بهداشت و فاضلاب را گزارش کردهاند. همچنین، از میان کشورهایی که در این زمینه اطلاعات ارائه دادهاند، کمتر از یکسوم اعلام کردهاند که تعرفهها و مشارکت مالی مصرفکنندگان میتواند دستکم ۸۰ درصد هزینههای بهرهبرداری و نگهداری را پوشش دهد.
این آمار نشان میدهد که بسیاری از شرکتهای آب و فاضلاب با دو فشار همزمان مواجهاند: از یک سو باید شبکههای فرسوده را تعمیر و توسعه دهند و از سوی دیگر، درآمد و منابع مالی کافی برای پوشش هزینههای روزمره در اختیار ندارند. در چنین شرایطی، آب بدون درآمد میتواند مشکل را تشدید کند؛ زیرا بخشی از ظرفیت تولید و توزیع صرف آبی میشود که درآمد متناسبی برای تأمین هزینههای آینده ایجاد نمیکند.
با این حال، همه آب بدون درآمد ناشی از نشت نیست. بنابراین، برای محاسبه منافع اقتصادی کاهش هدررفت فیزیکی باید حجم واقعی آب نشتکرده، هزینه متغیر تولید و انتقال آن و ارزش آبی که با تعمیر شبکه حفظ میشود، بهصورت جداگانه بررسی شود.
بانک جهانی نیز در گزارشهای خود تأکید کرده است که کاهش تلفات آب میتواند وضعیت مالی شرکتهای آب را بهبود دهد و ظرفیت آنها را برای تأمین مالی پروژههای جدید افزایش دهد. این نهاد در مقالهای در آوریل ۲۰۲۶، کاهش هدررفت را یکی از عوامل مهم بهبود اعتبار مالی شرکتهای آب و توانایی آنها برای جذب سرمایه معرفی کرده است.
هزینه نشت آب فقط ارزش آب ازدسترفته نیست
نشت آب دستکم از سه مسیر به اقتصاد شرکتهای آب و فاضلاب فشار وارد میکند. نخست، هزینهای است که برای تولید و انتقال آب صرف شده، اما به مصرفکننده قابل فروش نرسیده است. دوم، هزینه تعمیر شکستگیها و خسارتهایی است که نشت میتواند به آسفالت، پیادهروها، ساختمانها و سایر تأسیسات شهری وارد کند. سوم، هزینه تأمین آب جایگزین است؛ زیرا در صورت افزایش تلفات، شرکت ممکن است برای حفظ فشار و تداوم خدمت مجبور شود آب بیشتری تولید یا از منابع دیگری تأمین کند.
هزینه تولید آب در همه شهرها یکسان نیست. در منطقهای که آب با نیروی گرانش به شبکه میرسد، هزینه انرژی ممکن است کمتر باشد؛ اما در شهری که آب باید از چاههای عمیق یا مسیرهای طولانی پمپاژ شود، هر مترمکعب آب ازدسترفته میتواند هزینه بیشتری به همراه داشته باشد. هزینه تصفیه، قیمت برق، کیفیت منابع آب و فاصله میان محل برداشت و مصرف نیز بر نتیجه اثر میگذارند.
از سوی دیگر، نشتهای کوچک و طولانیمدت ممکن است کمتر از شکستگیهای بزرگ دیده شوند، اما در مجموع حجم قابل توجهی آب را هدر دهند. به همین دلیل، اتکا به گزارش شهروندان یا مشاهده شکستگیهای سطحی برای کنترل شبکه کافی نیست. بخشی از نشتها زیر زمین رخ میدهد و ممکن است مدتها پیش از آشکار شدن آثار آن ادامه داشته باشد.
شرکتهای آب برای شناسایی این تلفات به ابزارهایی مانند اندازهگیری جریان شبانه، تقسیم شبکه به مناطق اندازهگیریشده، پایش فشار، تجهیزات شنود صوتی و سامانههای تحلیل داده نیاز دارند. این ابزارها هزینه دارند، اما در مناطق پرنشت میتوانند به یافتن محل دقیق خرابی و جلوگیری از هدررفت بیشتر کمک کنند.
بانک جهانی در سال ۲۰۲۶؛ کاهش نشت میتواند میلیونها دلار صرفهجویی ایجاد کند
یکی از نمونههای تازه درباره ارزش اقتصادی کاهش هدررفت، به برنامهای در جنوب آفریقا مربوط میشود. بانک جهانی در ۱۵ آوریل ۲۰۲۶ اعلام کرد که پنج شرکت ارائهدهنده خدمات آب، با استفاده از قراردادهای مبتنی بر عملکرد، برنامههایی برای کاهش آب بدون درآمد به سطح موقت ۳۵ درصد تدوین کردهاند. برآورد این برنامهها نشان میدهد که در مجموع میتوان سالانه ۳۱ میلیون مترمکعب آب صرفهجویی کرد؛ حجمی که بنا بر برآورد بانک جهانی، برای تأمین نیاز یک میلیون نفر کافی است.
بر اساس همین برآورد، منافع مالی حاصل از کاهش تلفات و هزینههای مرتبط در این پنج شرکت به حدود ۵۷ میلیون دلار در سال میرسد.
این ارقام به یک برنامه مشخص در جنوب آفریقا مربوطاند و نمیتوان آنها را مستقیماً به ایران تعمیم داد. هزینه تعمیر شبکه، قیمت برق، تعرفه آب، میزان فرسودگی لولهها و ساختار مالی شرکتهای آب در هر کشور متفاوت است. با این حال، این تجربه نشان میدهد که کاهش هدررفت میتواند همزمان دو نتیجه داشته باشد: حفظ آب و آزاد کردن منابع مالی برای تعمیر و توسعه شبکه.
نکته مهم دیگر، استفاده از قراردادهای مبتنی بر عملکرد است. در این شیوه، شرکت تخصصی یا پیمانکار تنها بابت نصب تجهیزات یا اجرای عملیات پول دریافت نمیکند، بلکه بخشی از پرداخت به میزان کاهش واقعی تلفات وابسته است. چنین قراردادی میتواند انگیزه پیمانکار را برای شناسایی دقیق نشت، انتخاب روش مناسب تعمیر و سنجش نتایج افزایش دهد؛ البته به شرط آنکه خط مبنا، روش اندازهگیری و مسئولیت طرفین از ابتدا روشن باشد.
تعمیر شبکه بهتر است یا ساخت سد، انتقال آب و شیرینسازی؟
وقتی یک شهر با کمبود آب روبهرو میشود، گزینههایی مانند احداث سد، حفر چاه، انتقال آب از حوضههای دیگر یا شیرینسازی آب دریا مطرح میشوند. این پروژهها ممکن است در شرایط خاص ضروری باشند، اما معمولاً به سرمایهگذاری قابل توجه، زمان اجرا و هزینههای بهرهبرداری نیاز دارند.
در مقابل، کاهش نشت میتواند بخشی از ظرفیت موجود را حفظ کند. اگر آب تصفیهشده به دلیل شکستگی لوله از دست برود، تعمیر شبکه اجازه میدهد بخشی از همان آب به دست مصرفکننده برسد؛ بدون آنکه الزاماً به احداث تأسیسات جدید تولید آب نیاز باشد. این موضوع در مناطق خشک و شهرهایی که منابع آب محدودی دارند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بانک جهانی در مقالهای درباره مدیریت آب بدون درآمد توضیح داده است که در بسیاری از مناطق کمآب، کاهش تلفات میتواند از نظر اقتصادی و هزینهاثربخشی گزینه مناسبی در مقایسه با افزایش ظرفیت تأمین آب باشد. با این حال، این نتیجه به وضعیت هر شبکه بستگی دارد و به معنای بینیازی همه شهرها از توسعه منابع جدید نیست.
برای مقایسه درست، باید هزینه هر مترمکعب آب قابل استفاده از هر گزینه محاسبه شود. در پروژه کاهش نشت، این هزینه به مبلغ شناسایی و تعمیر، عمر مفید اصلاحات و حجم آبی که واقعاً حفظ میشود وابسته است. در پروژههای تأمین جدید نیز باید هزینه ساخت، انرژی، نگهداری، انتقال و پیامدهای زیستمحیطی در طول عمر طرح محاسبه شود.
برای مثال، ممکن است تعمیر یک خط اصلی فرسوده در منطقهای با نشت بالا، آب بیشتری را با هزینه کمتر از یک پروژه جدید تأمین کند. اما در منطقهای که شبکه نسبتاً سالم است و بخش عمده تلفات قبلاً کنترل شده، کاهش بیشتر نشت ممکن است دشوار و پرهزینه باشد. در چنین شرایطی، تأمین منابع جدید یا ترکیبی از چند راهکار میتواند توجیه اقتصادی بیشتری داشته باشد.
بنابراین، انتخاب میان تعمیر شبکه و توسعه منابع آب نباید بر اساس یک نسخه یکسان برای همه شهرها انجام شود. راه درست، مقایسه هزینه و منفعت هر گزینه در مقیاس محلی و اولویت دادن به پروژههایی است که آب بیشتری را با هزینه کمتر و پیامدهای زیستمحیطی محدودتر در دسترس قرار میدهند.
فناوری نشتیابی؛ چگونه میتوان هزینه تعمیر را هدفمند کرد؟
یکی از مشکلات شبکههای قدیمی، مشخص نبودن محل دقیق نشت است. در روشهای سنتی، گاهی زمانی عملیات تعمیر آغاز میشود که شکستگی در سطح زمین دیده شده یا افت فشار به شکایت مصرفکنندگان منجر شده باشد. این روش ممکن است باعث شود بخشی از آب برای مدت طولانی از دست برود و عملیات حفاری نیز در محدودهای بزرگتر از محل واقعی خرابی انجام شود.
فناوریهای جدید امکان میدهند شبکه بهصورت هدفمندتری پایش شود. حسگرهای صوتی میتوانند صدای ناشی از نشت را ثبت کنند؛ ابزارهای سنجش فشار، تغییرات غیرعادی شبکه را آشکار میکنند و کنتورهای هوشمند امکان مقایسه مصرف و جریان ورودی را در بازههای زمانی کوتاهتر فراهم میسازند. ترکیب این دادهها با سامانههای اطلاعات جغرافیایی نیز میتواند به تعیین نقاط پرخطر کمک کند.
در ایران نیز توسعه روشهای کمهزینه و هوشمند نشتیابی مورد توجه قرار گرفته است. برای نمونه، یک مقاله منتشرشده در نشریه «راهبردهای فنی در سامانههای آبی» در زمستان ۱۴۰۴، روشی ترکیبی بر پایه تحلیل تغییرات فشار و منطق فازی را برای مکانیابی و برآورد ویژگیهای نشت بررسی کرده است. در مدل شبکهای این پژوهش، میانگین خطای مکانیابی لوله دارای نشت حدود ۱۵.۶ درصد گزارش شده است؛ نتیجهای آزمایشگاهی و مدلمحور که برای ارزیابی عملکرد در شبکه واقعی به آزمونهای میدانی نیاز دارد.
این نوع فناوریها زمانی ارزش اقتصادی بیشتری دارند که اطلاعات حاصل از آنها به تعمیر بهموقع منجر شود. نصب حسگر بدون برنامه مشخص برای تحلیل دادهها و رفع خرابیها، بهتنهایی هدررفت را کاهش نمیدهد. به همین دلیل، سرمایهگذاری در نشتیابی باید همراه با بودجه تعمیرات، آموزش نیروی متخصص و سامانهای برای ثبت نتیجه هر عملیات باشد.
نشت آب چه هزینهای به شهروندان تحمیل میکند؟
هزینه نشت فقط در حسابهای شرکت آب و فاضلاب باقی نمیماند. هنگامی که شرکت برای جبران تلفات ناچار به افزایش تولید یا هزینههای تعمیر میشود، منابع کمتری برای توسعه شبکه و بهبود خدمات در اختیار خواهد داشت. اگر این فشار مالی در طول زمان ادامه پیدا کند، ممکن است نیاز به افزایش بودجه عمومی، اصلاح تعرفهها یا کاهش هزینههای دیگر را بیشتر کند.
شهروندان همچنین از پیامدهای فیزیکی نشت آسیب میبینند. آب خارجشده از لوله میتواند به آسفالت، پیادهرو، ساختمانهای مجاور و تأسیسات زیرزمینی آسیب برساند. در مناطق دارای خاک حساس یا زیرساختهای قدیمی، نشت طولانیمدت ممکن است به نشست موضعی زمین یا ایجاد حفره در زیر سطح خیابان منجر شود. شدت این پیامدها به حجم نشت، جنس خاک، عمق لوله و مدتزمان ادامه خرابی بستگی دارد.
از سوی دیگر، تعمیر اضطراری لولهها میتواند موجب مسدود شدن خیابان، اختلال در رفتوآمد و افزایش هزینه عملیات شهری شود. اگر خرابی در نزدیکی شبکه برق، گاز یا فاضلاب رخ دهد، هماهنگی تعمیرات پیچیدهتر خواهد شد. این هزینههای جانبی معمولاً در محاسبات ساده هدررفت آب دیده نمیشوند، اما در ارزیابی اقتصادی پروژههای بازسازی شبکه اهمیت دارند.
با این حال، نباید هر افزایش هزینه آب یا هر نشست زمین را مستقیماً به نشت شبکه نسبت داد. اثبات رابطه میان نشت و خسارت به بررسی فنی محل و شواهد مهندسی نیاز دارد. آنچه روشن است، نشت کنترلنشده ریسک هزینههای اضافی را افزایش میدهد و تشخیص زودهنگام میتواند احتمال گسترش خسارت را کاهش دهد.
ارزانترین آب، گاهی همان آبی است که از شبکه نشت نمیکند
نشت آب در شبکه شهری، هزینهای پنهان اما مستمر برای اقتصاد شهرها ایجاد میکند. آب ازدسترفته پیش از رسیدن به خانه، هزینه برداشت، تصفیه و انتقال را بر دوش شرکتهای آب و فاضلاب گذاشته است؛ درحالیکه درآمدی متناسب با آن ایجاد نمیکند. علاوه بر این، شکستگی لولهها و تعمیرات اضطراری میتوانند به خیابانها، ساختمانها و سایر زیرساختهای شهری آسیب برسانند.
آمار اعلامشده در ایران از هدررفت فیزیکی حدود ۱۵ درصدی و آب بدون درآمد نزدیک به ۳۰ درصدی حکایت دارد. در سطح جهانی نیز گزارشهای سال ۲۰۲۶ بانک جهانی و سازمان جهانی بهداشت نشان میدهند که کاهش تلفات آب میتواند به بهبود وضعیت مالی شرکتهای آب و افزایش ظرفیت سرمایهگذاری در زیرساختها کمک کند. تجربه پنج شرکت آب در جنوب آفریقا نیز نشان میدهد که برنامههای کاهش هدررفت، در صورت اجرای مؤثر، ظرفیت صرفهجویی سالانه دهها میلیون مترمکعب آب و میلیونها دلار منابع مالی را دارند.
برای ایران، اولویت باید شناسایی مناطق پرنشت، نوسازی هدفمند خطوط فرسوده، کنترل فشار، بهبود اندازهگیری و استفاده از فناوریهای نشتیابی باشد. البته همه شبکهها به یک میزان نشت ندارند و کاهش هر مترمکعب تلفات نیز هزینه یکسانی ندارد؛ بنابراین، سرمایهگذاری باید بر اساس مقایسه هزینه تعمیر و ارزش آب حفظشده انجام شود.
در نهایت، کاهش نشت جایگزین همه طرحهای تأمین آب نیست، اما میتواند مکملی مهم و در بسیاری از مناطق گزینهای اقتصادیتر باشد. پیش از آنکه برای برداشت، انتقال یا تولید آب بیشتر هزینه شود، باید مشخص کرد چه مقدار از آب موجود را میتوان با تعمیر و مدیریت بهتر شبکه حفظ کرد. در شرایط کمآبی، نگه داشتن آب در لولهها فقط یک اقدام فنی نیست؛ راهی برای کاهش هزینه عمومی، حفاظت از منابع طبیعی و افزایش پایداری تأمین آب شهرهاست.