بررسی تضاد سیاست‌ها در گفتگو با پیمان مولوی:

آشفتگی در بازار ارز؛ کدام حرف را باور کنیم؟

پیمان مولوی، اقتصاددان اعتقاد دارد که راهکارهای بانک مرکزی مانند انتشار گواهی سپرده ریالی با نرخ 20 درصد برای کنترل بحران ارز نه تنها مقطی بوده، بلکه با سیاست‌های قبلی دولت مانند کاهش نرخ سود سپرده بانکی در تضاد است.

آشفتگی در بازار ارز؛ کدام حرف را باور کنیم؟

میلاد مرادی: بازار ارز این روزها شاهد رقص قیمت‌ها در میدان فردوسی است. در حالی‌که نرخ دلار از مرز ۵ هزار تومان نیز در حال عبور بود، بانک مرکزی با اعمال برخی سیاست‌ها سعی در کنترل نرخ ارز کرد.

به گزارش تجارت‌نیوز، رئیس کل بانک مرکزی راهکارهایی مانند انتشار گواهی سپرده ریالی با نرخ ۲۰ درصد، انتشار گواهی سپرده ریالی مبتنی بر ارز، طرح پیش‌فروش سکه بهار آزادی و راه‌اندازی سامانه جدید ارزی در دستور کار قرار داده است.

کدام سیاست درست است!

برخی کارشناسان راهکارهای بانک مرکزی را در راستای کاهش تب‌و‌تاب ارزی به صورت مقطعی موثر می‌دانند. پیمان مولوی، اقتصاددان در گفتگو با تجارت‌نیوز، اعتقاد دارد که اینگونه راهکارها بیشتر مقطعی بوده، و حتی با سیاست‌های قبلی دولت نیز در تضاد است.

وی می‌گوید: به مدت چهار سال بر روی کاهش نرخ بهره پافشاری شد، تا هزینه تامین مالی پایین آید. اما اکنون می‌بینیم که به خاطر یک تنش ارزی، گواهی سپرده با نرخ ۲۰ درصد منتشر می‌شود و نرخ سود بدون ریسک به بیست درصد می‌رسد. تا منابع مالی از بانک خارج نشود.

فارغ از اینکه این اقدام درست یا غلط است، دست زدن به چنین اقدام‌هایی و انتشار گواهی سپرده ۲۰ درصد، تعدی از همان سیاست قبلی دولت، یعنی کاهش نرخ سود بانکی است.

راهکارهای دولت برای کنترل بازار ارز با سیاست‌های قبلی کاملا در تناقض است.

حال سوال اینجاست که آیا سیاست قبلی (کاهش نرخ سود بانکی) غلط بوده است؟ یا سیاست الان درست است؟ نمی‌شود اقتصاد را آبستن اینگونه حوادث و تغییرات شتاب‎زده کرد.

این اقدامات بانک مرکزی ممکن است در این مقطع درست باشد، اما بحث بر سر این است که سیاست قبلی چه می‌شود و کاهش نرخ سود و تسهیلات بانکی می‌خواهد به کجا برسد؟ سوال بعدی این است که اگر از این بحران عبور کردیم، آیا می‌خواهیم تورم بیشتر شود؟ اینها سوالاتی است که باید پاسخ داده شود.

این اقتصاددان با اشاره به آثار منفی بحران اخیر در بازار ارز، می‌افزاید: این موارد همگی بر هزینه سرمایه، بالا رفتن بازده مورد انتظار سرمایه‌گذاران و سایر مسائل تاثیر می‌گذارد. اینگونه تجربه و خطا کردن‌ها موجب ایجاد شوک در اقتصاد کشور می‌شود و در نهایت کاهش اطمینان سرمایه‌گذاران را در پی دارد.

بازار ارز تشنه شفافیت

مولوی ضمن اشاره به اهمیت شفافیت در بازار ارز، می‌گوید: باید بازار عرضه و تقاضای ارز شفاف شود. در واقع باید مکانیسم به گونه‌ای باشد که در آن به طور شفاف عرضه‌کننده، ارز ارائه دهد و افرادی هم که نیاز دارند بتوانند خریداری کنند. تا زمانی که در چنین بازار شفافی قیمت ارز تعیین نشود، مساله حل نخواهد شد.

در این زمینه می‌توانیم تجربه کشورهای دیگر مانند ترکیه، مالزی، روسیه، عمان و… را ببینیم که چگونه با این مساله و بازار ارز برخورد کرده‌اند. مخصوصا الگو قرار دادن تجربه کشورهایی مانند ترکیه و گرجستان در این زمینه می‌تواند بسیار راهگشا باشد.

مشکلات اخیر بازار ارز حاصل اقدامات اشتباه انباشته شده در دوره‌های گذشته است.

ممکن است شرایط حاکم بر بازار ارز ایران با این کشورها متفاوت باشد، اما به هر حال باید از جایی شروع کرد و نمی‌توان تا ابد با این روش‌ها ادامه داد.

مثلا کشوری مانند گرجستان یکبار برای همیشه با کار کارشناسی‌شده، مشکلش را در زمینه ارز حل کرده است. ما کارشناسان و خبرگان بسیار بهتری از اینگونه کشورها داریم که بتوانیم مساله را حل کنیم.

مولوی اعتقاد دارد که بحران در بازار ارز حاصل اقدامات انباشته شده از دوره‌های گذشته تاکنون است و می‌گوید: اینگونه نیست که بگوییم بانک مرکزی صرفا در حال حاضر این مشکل را دارد.

این مساله در طول زمان انباشته شده، اما انتظار می‌رود این دیدگاه به مرور تصحیح شود. به گونه‌ای که دست از اینگونه کارهای مقطی برداریم.

ما نمی‌توانیم به مدت چند سال قیمت ارز را دستوری فیکس کنیم. سپس هنگامی‌که قیمت ارز از جهش تورم عقب افتاد و بخواهد دوباره قیمت واقعی خود را پیدا کند، آنگاه ما بخواهیم با روش‌هایی که چندان استاندارد نیست جلوی آن را بگیریم.

باید در مساله بازار ارز به سمت راهکارهای بلندمدت‌تر برویم.

باید یکبار برای همیشه سیستمی مانند بورس ارز یا سیستم دیگری راه‌اندازی شود. تا از طریق آن عرضه و تقاضای ارز صورت گیرد و مساله به صورت ریشه‌ای ریشه‌ای حل شود. روش‌های مختلف دیگری نیز در این زمینه وجود دارد که مورد مطالعه قرار گرفته است.

اتفاقا از اساتید بانک مرکزی هم افراد برجسته‌ای در این زمینه هستند اما باید عزم چنین کاری وجود داشته باشد. که به نظرم چنین اراده‌ای وجود ندارد.

این اقتصاددان در پایان می‌گوید: راهکارهای ارائه شده از طرف بانک مرکزی حتی اگر درست هم باشد، اما باید کم‌‌کم به سمت راهکارهای بلندمدت‌تر برویم. به گونه‌ای که در نهایت، جامعه در قالب عرضه و تقاضای شفاف، قیمت ارز را تعیین کند.

حوزه سیاست بانک مرکزی آنقدر مهم است که دولت آقای روحانی باید تمرکز بیشتری بر روی آن داشته باشد. سیاست‌های پولی و مالی به صورت میان‌مدت و بلندمدت بر ارکان اقتصاد ایران تاثیرگذار است.

 


این مطلب را به اشتراک بگذارید