آیا رشد آهسته جای خود را به رکود می‌دهد؟

روایت اکونومیست از نگرانی در بازارها / ۳ سیگنال هشداردهنده در مورد اقتصاد جهان

اکونومیست در سرمقاله تازه‌ترین شماره خود در هفدهم آگوست، به نشانه‌هایی چون افزایش تمایل سرمایه‌گذاران به دلار، نتیجه جنگ تجاری و نرخ بهره اوراق قرضه در شرکت‌های معتبر اشاره کرده و دلایل نگرانی‌ بازارها را توضیح داده است.
روایت اکونومیست از نگرانی در بازارها / ۳ سیگنال هشداردهنده در مورد اقتصاد جهان

اکونومیست در سرمقاله شماره جدید خود که در ۱۷ آگوست منتشر شده، جستجو برای معنا در بازارهای مالی را به جستجو برای یافتن الگویی خاص در دریای پرتلاطم تشبیه کرده است.

به گزارش تجارت‌نیوز، اطلاعاتی که از وضعیت این بازارها به دست می‌آید، نتیجه خریدوفروشی است که افراد با تمامی تضادهایشان انجام می‌دهند. قیمت‌ها بازتاب‌دهنده، احساسات، سوگیری‌ها و محاسبات بدون احساس معامله‌گران است.

اما در مجموع آنچه بازارها توضیح می‌دهند، ترکیبی از شرایط سرمایه‌گذاران و وضعیتِ دوران است. متداول‌ترین نشانه‌ای که به بازارها نسبت داده می‌شود خوش‌بینیِ بیش از حد و بی‌خیالی است. خطرات و ریسک‌ها عمدتا تا حدی نادیده گرفته می‌شوند که دیگر زمان از دست می‌رود. همانند آنچه امروز رخ داده است. طی یک دهه گذشته جو حاکم بر بازارها خوش‌بینی بوده امروز اما بازارها نگرانند و این نگرانی هر روز عمیق‌تر می‌شود.

این روزها افزایش اشتها برای امن‌ترین دارایی‌ها کاملا مشهود است: اوراق قرضه دولتی. آمار منتشرشده در آلمان نشان می‌دهد که اقتصاد این کشور در حال کوچک شدن است. نرخ‌های بهره از حساب‌های سپرده یک‌شبه تا اوراق قرضه ۳۰ ساله منفی هستند. سرمایه‌گذارانی که اوراق قرضه خریداری و در انتظار موعد سررسید آن هستند، خسارت نقد تضمینی دریافت می‌کنند.

در سوئیس نرخ بهره منفی به اوراق قرضه ۵۰ ساله نیز تعلق گرفته است. حتی در ایتالیا که کشوری بدهکار و مستعد بحران است، بهره اوراق قرضه ۱۰ ساله تنها ۱٫۵ درصد است.

به نظر می‌رسد، دوران طولانی‌ترین شکوفایی بی‌وقفه آمریکا نیز پس از یک دهه قرار است جای خود را به رکود بدهد.

در عین حال در ایالات متحده نیز هفته گذشته برای اولین بار در بیش از یک دهه، منحنی بازدهی معکوس شد. معکوس شدن این منحنی زمانی رخ می‌دهد که نرخ بازدهی اوراق دو ساله از ۱۰ ساله سبقت بگیرد.

احساس نگرانی در بازارهای دیگر هم مشهود است. نرخ دلار به عنوان یک دارایی امن در برابر بسیاری از ارزها افزایش یافته است. قیمت طلا در بالاترین سطح ۶ سال گذشته قرار دارد. بهای مس، فلزی که نشان‌دهنده وضعیت سلامت صنعت است، به شدت افت کرده  و همچنین علی‌رغم تمامی تنش‌ها در خاورمیانه، قیمت نفت به کمتر از ۶۰ دلار به ازای هر بشکه سقوط کرده است.

تمامی این سیگنال‌های عجیب نگران‌کننده‌اند؛ چرا که حکایت از وقوع رکود اقتصادی دارند.

هفته گذشته آمار و ارقام منتشرشده از اقتصاد چین نشان داد که تولید در بخش صنعت این کشور با آهسته‌ترین سرعت از سال ۲۰۰۲ تاکنون در حال رشد است. به نظر می‌رسد، دوران طولانی‌ترین شکوفایی بی‌وقفه آمریکا نیز پس از یک دهه قرار است جای خود را به رکود بدهد. با وجود نرخ‌های بهره بسیار پایین در حال حاضر، توان مبارزه با رکود هم بسیار اندک است.

سرمایه‌گذاران نگران این موضوع هستند که جهان به ژاپن تبدیل شود؛ کشوری با اقتصادی آهسته و در تلاش برای مغلوب کردن رکود که در نتیجه مستعد عقبگرد است.

بزرگ‌ترین آسیب جنگ تجاری نه تعرفه‌ها بلکه نااطمینانی است.

در ادامه نویسنده تاکید می‌کند که در حال حاضر رکود اقتصادی تنها یک ترس است و نه یک واقعیت. اقتصاد جهان هرچند با سرعتی کمتر اما در مقایسه با سال ۲۰۱۸ در حال رشد است. این روند وابسته به میزان مصرف به‌ویژه در آمریکاست. دستمزدها روبه‌رشد و همچنین تعداد مشاغل زیاد است. از سوی دیگر دسترسی به اعتبارات هنوز آسان است و ارزان‌تر شدن نفت هم به آن معناست که پول بیشتری برای هزینه‌کرد وجود دارد.

اما اگر رونقی ایجاد نشده و اقتصاد جهان هنوز به سقوط دچار نشده، چرا بازارها تا این حد نگران هستند؟ بهترین جواب این است که بنگاه‌ها و بازارها در تلاش هستند تا با عدم قطعیت دست‌وپنجه نرم کنند. واقعیت این است که بزرگ‌ترین آسیب جنگ تجاری نه تعرفه‌ها بلکه نااطمینانی است.

دامنه اختلافات میان دو کشور از واردات برخی فلزات صنعتی به حوزه‌های بزرگ‌تری که کالاهای نهایی را در بر می‌گیرد، گسترش یافته است. همچنین زنجیره‌های عرضه تکنولوژی و در ماه جاری ارزها هم درگیر این مجادلات تجاری شده‌اند.

در عین حال اختلافات تاریخی ژاپن و کره جنوبی هم به حوزه تجارت کشیده شده است. از این رو، نمی‌توان پیش‌بینی کرد که در ماه‌های آینده چه اختلافات جدیدی به وجود خواهد آمد.

بانک‌های مرکزی هم نگرانی خود از وقوع رکود را با در پیش‌ گرفتن سیاست‌های انبساطی ابراز می‌کنند.

بر اساس یکی از شاخص‌های موسسه جی‌پی مورگن، در حال حاضر سرمایه‌گذاری در سطح جهان رو به کاهش است. شواهد همچنین حکایت از کاهش اعتماد کسب‌وکارها، رکود تولیدات صنعتی و افت عملکرد اقتصادهای صنعت‌-محور از جمله آلمان دارد.

در عین حال، بانک‌های مرکزی هم نگرانی خود را با در پیش‌ گرفتن سیاست‌های انبساطی ابراز می‌کنند. در ماه جولای فدرال‌رزرو نرخ بهره را برای اولین بار طی ۱۰ سال گذشته کاهش داد. این اقدام در واکنش به مشاهده علائمی از رکود رخ داد و تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند روند کاهش نرخ بهره ادامه پیدا کند.

بانک‌های مرکزی در برزیل، هند، نیوزیلند، پرو، فیلیپین و تایلند پس از فدرال‌رزرو نرخ‌های بهره را کاهش داده‌اند. بانک مرکزی اروپا هم احتمالا برنامه خرید اوراق قرضه را از سر بگیرد.

علی‌رغم تمامی این تلاش‌ها نگرانی می‌تواند جای خود را به هشدار و رشد آهسته جای خود را به رکود بدهد.

نویسنده در ادامه تاکید می‌کند که باید به سه سیگنال هشداردهنده توجه شود. اولین نشانه دلار است. دلار خود شاخصی است که اشتها برای ریسک‌پذیری را نشان می‌دهد. هرچه سرمایه‌گذاران بیشتر به دلار به عنوان یک دارایی امن روی بیاورند، بدین معناست که خطر بیشتری در مقابل خود احساس می‌کنند.

دومین نشانه مذاکرات تجاری چین و آمریکاست. این هفته رئیس‌جمهور آمریکا در اقدامی غیرقابل پیش‌بینی وضع تعرفه‌ها بر ۳۰۰ میلیارد دلار کالای چینی را به تعویق انداخت. این مساله موجب شد امیدواری به حصول توافق افزایش یابد. به عقیده نویسنده اکونومیست، دونالد ترامپ با توجه به انتخابات پیش رو در ایالات متحده و نیاز به تقویت اقتصاد چنین تصمیمی گرفته است.

سومین نشانه‌ای که باید به آن توجه کرد، اوراق قرضه شرکت‌های معتبر در آمریکاست. هزینه‌های تامین مالی به شکل قابل توجهی پایین باقی مانده، اما مازاد درآمدی که سرمایه‌گذاران برای تحمل بدهی شرکت‌های پرریسک نیاز دارند، افزایش یافته است. با تشدید نگرانی‌ها برخی شرکت‌ها برای اینکه بتوانند نرخ بهره را بپردازند ناچار به کاهش دستمزدها و سرمایه‌گذاری‌هایشان می‌شوند. این روند احتمال وقوع رکود را کاهش می‌دهد.

دلیل تغییر قیمت دارایی‌ها در عصر حاضر چیست؟ نگاهی به گذشته برای یافتن پاسخ به این سوال هم نتایجی تناقض‌آمیز در اختیار ما قرار می‌دهد.

جدیدترین اتفاقات مربوط به نفت را می‎توانید در سلسله اخبار قیمت نفت تجارت‌نیوز ملاحظه کنید.

این مطلب را به اشتراک بگذارید