به گزارش تجارت نیوز، بهرام امیراحمدیان استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل آسیای مرکزی و قفقاز، در گفتوگو با تجارتنیوز با اشاره به تبعات و پیامدهای جنگ اخیر میگوید: «هر جنگی تبعات منفی زیادی به همراه دارد و با وقوع هر منازعه و مناقشه بینالمللی نه تنها دو کشوری که با هم وارد جنگ شدهاند، بلکه کشورهای دیگر نیز متضرر میشوند.»
او انتفاع روسها از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران را چندان قابل قبول نمیداند: «درست است که کشوری مانند روسیه با دریافت برخی از معافیتهای تحریمی توانسته سوخت را با قیمتی بالا به فروش برساند اما مسکو علاوه بر نفت، گاز و محصولاتی چون گندم و فلزات گرانبها را نیز صادر میکند که با بسته بودن تنگه هرمز در جابهجایی این کالاها با مشکلاتی مواجه شده است.»
امیراحمدیان در ادامه جنگ اخیر منطقه خاورمیانه را موجب آشفتگی در بیشتر مناطق جهان میداند و تاکید میکند: «چین به عنوان کشوری که بعد از آمریکا 24 درصد اقتصاد جهان را در اختیار دارد، با بحران جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران و ناامنی کشتیرانی و هوانوردی بینالمللی تحت تاثیر قرار گرفته است.»
متن کامل مصاحبه این استاد دانشگاه با تجارتنیوز را در ادامه بخوانید.
***
هر جنگی در یک منطقه از جهان رخ دهد، میتوان انتظار داشت آثار جبرانناپذیری را بر چرخه تولید مواد غذایی کشورهای زیادی باقی گذارد
*جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران، اقتصاد بیشتر کشورهای جهان را با بحران و مشکلات تکاندهندهای مواجه کرده است. به طور مثال افزایش قیمت سوخت و کاهش مواد اولیه برخی از کالاها به صورت مستقیم بر فرایند تامین محصولات غذایی جهان اثرگذار بوده است. این جنگ چه تاثیری روی اقتصاد روسیه داشته است؟
اگر جنگی پیرامون یکی از مناطق استراتژیک جهان چون آبراههای بینالمللی رخ دهد – منطقهای که مبادلات جهانی از مسیر مذکور انجام میشود و سایر کشورها نیازمند تبادلات مالی و اقتصادی آن بخش از جهان هستند – در این صورت اثرگذاری جنگ بر بسیاری از کشورهای جهان قابل ملاحظه خواهد بود. بنا به فرضیه مارشال مکلوهان، اندیشمند کانادایی، زمانی که زمان و مکان بر هم منطبق شوند، جهان به «دهکده جهانی» تبدیل میشود. هیچ پدیدهای نمیتواند نادیده انگاشته شود و همه بر هم تاثیر و تاثر خواهند داشت.
اکنون اقتصاد جهانی اموری پیچیده و در هم تنیده و یکپارچه است. چین بزرگترین واردکننده انرژی و مواد خام و در عین حال بزرگترین صادرکننده کالاهای تجاری است. چین بدون واردات نمیتواند صادرات داشته باشد و بدون صادرات نمیتواند نیازهای همهجانبه بیش از یک میلیارد جمعیت خود را تامین کند. هر تغییر میتواند بر روند امور در منطقه و جهان تاثیرگذار باشد.
به عبارت دیگر هر زمان جنگی در یک منطقه از جهان رخ دهد، میتوان انتظار داشت آثار جبرانناپذیری را بر چرخه تولید مواد غذایی کشورهای زیادی باقی گذارد. در مورد منطقه استراتژیکی چون خاورمیانه به واسطه عبور محمولههای سوخت، مواد معدنی و کالاهای تجاری روزانه صد کشتی اقیانوسپیما از این آبراهه با گذر از تنگه هرمز وارد یا خارج میشوند. در این شرایط بروز ناامنی در این گونه آبراهههای بین المللی، اثرگذاری بر اقتصاد جهانی بیشتر میشود و تبعاتی چند به دنبال میآورد.
85 درصد تجارت جهان نیز از طریق حملونقل دریایی صورت میگیرد
باید توجه داشت که 85 درصد تجارت جهان نیز از طریق حملونقل دریایی صورت میگیرد؛ بنابراین اگر حملونقل دریایی در آبهای بینالمللی دچار اختلال شود، بسیاری از کشورهای جهان که نیازمند برخورداری از مواد اولیه و یا محصولات حوزه انرژی و به صورت کلی هر محصول دیگری هستند، با چالش اساسی مواجه میشوند. این موضوع در ثبات بازار، فرایند تولید، صادرات و واردات و به صورت کلی اقتصاد کشورها که شامل افزایش نرخ تورم، رشد اقتصادی و میزان بیکاری است، اثرگذار خواهد بود.
تحمیل جنگ ایالات متحده علیه ایران عملا برخی از اقتصادهای منطقه و جهان را تحت تاثیر قرار داده است
*این روند در تنگه هرمز به چه صورتی است؟
موضوعی که در تنگه هرمز با آن مواجه هستیم نیز از همین رویه تبعیت میکند. ایران تنگه هرمز را بسته است تا اراده سیاسی خود را به طرف مقابل خود نشان دهد و در ادامه نیز، آمریکاییها از آن سوی تنگه هرمز و از دریای عرب (که ما آن را دریای عمان مینامیم) محاصره اقتصادی را اعمال کردهاند تا خواسته و اراده خود را به عنوان قدرت هژمون بر منطقه و ایران تحملیل کنند.
این اتفاق در منطقهای رخ داده که 20 درصد صادرات حوزه انرژی جهان از آن صورت میگیرد؛ یعنی اگر روزانه 100 میلیون بشکه نفت به بازارهای مصرفی جهان صادر میشود، 20 میلیون بشکه آن از منطقه خلیج فارس صورت میگیرد. از این منظر خلا بسیار زیادی در بازار انرژی جهان ایجاد میشود. درست است که کشوری مانند روسیه با دریافت برخی از معافیتهای تحریمی توانسته است سوخت را با قیمتی بالا به فروش برساند – کاهش عرضه نفت خام موجب گرانی فرآوردههای نفتی از جمله بنزین در جهان حتی در شهرهای آمریکا شده است – اما حتی این کشور هم از حیث موضوعات مبتلا به مساله جنگ، با چالشهای اساسی روبهرو است.
با مثال دیگری این موضوع را توضیح میدهم. «ابتکار کمربند و راه» چین (معرفی شده در سال 2013) را در نظر بگیرید که چینیها با سرمایهگذاری هنگفتی درصدد اجرای کامل موارد برنامهریزی شده آن در قارههای آسیا، آفریقا، و آمریکای لاتین هستند و تحت تاثیر جنگ روسیه علیه اوکراین (2022) قرار گرفت. یکی از مهمترین و اساسیترین کریدورهای این طرح (پل زمینی نوین اوراسیا) مسیری طولانی از چین، روسی، بلاروس، لهستان و آلمان بود و به بازار بزرگ اروپا ارتباط داشت. تحریم روسیه از سوی غرب به سبب حمله و اشغال نظامی بخشهایی از اوکراین (و در سال 2008 بخشهایی از سرزمین گرجستان) موجبات مسدود شدن آن را فراهم آورد و چین را برای دسترسی زمینی به اروپا با چالش روبهرو کرد.
تحمیل جنگ ایالات متحده علیه ایران (2025) نیز عملا برخی از اقتصادهای منطقه و جهان را تحت تاثیر قرار داده است. چین کشوری که بعد از آمریکا 24 درصد اقتصاد جهان را در اختیار دارد، با بحران جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران و ناامنی کشیترانی و هوانوردی بین المللی تحت تاثیر قرار گرفته است.
همانطور که اشاره شد چین در جنگ روسیه با اوکراین یک کریدور مهم – که با گذر از آن کالاهای خود را راهی بازار اروپا میکرد و در مسیر بازگشت تکنولوژی و صنایع مهم اروپایی را به کشورش وارد میکرد – را از دست داد؛ در سال 2022 روسیه مورد تحریم غرب قرار گرفت و طبعا کریدور موردنظر دیگر کارکرد گذشته خود را نداشت. همین امر موجب شد که چین متضرر شده و روسیه نیز منافع بسیار زیادی را از دست بدهد. میخواهم تاکید کنم هر جنگی تبعات منفی زیادی به همراه دارد و با وقوع هر منازعه و مناقشه بینالمللی نه تنها دو کشوری که با هم وارد جنگ شدهاند، بلکه کشورهای دیگر نیز متضرر میشوند.
اگر روسیه به گرجستان و اوکراین حمله و روند تجاوز به تمامیت ارضی کشورهای دیگر را در فضای روابط و حقوق بینالملل پایهگذاری نمیکرد، آمریکا هم نمیتوانست در حمله به ایران تا آن اندازه وقیحانه عمل کند
*اما جنگها در برخی از مواقع با انتفاع برخی از کشورهای خارج از میدان همراه بوده است.
میتواند اینگونه هم باشد اما لزوما روند همیشگی نیست. به طور مثال زمانی که موضوع جنگ هند و پاکستان مطرح شد، درگیری دو کشور اتمی میتوانست تهدیدآفرین برای منطقه جنوب آسیا و خاورمیانه باشد، آمریکا با ورود به این مناقشه از بروز آن جلوگیری کرد تا به این روش از توقف صادرات ایالات متحده به هند جلوگیری کرده باشد.
به طور کلی، ممکن است جنگها به شکوفایی و رشد و بالندگی صنعتی خاص مانند تسلیحات در کشورها منجر شوند – مانند شرایط فعلی کارتلها و کارخانههای اسلحهسازی آمریکا که با تمام توان در حال فعالیت هستند – اما قطعا دولتمردان این کشورها پس از فروکش کردن جنگ باید به این موضوع فکر کنند که چطور میخواهند نیروی کار را از بخشی که دیگر نیازی به وجود آن نیست، به بخشهای دیگر منتقل کنند.
یا مثلا در مورد همین جنگ روسیه و اوکراین، تنها کییف متحمل خسارات فراوانی از جنگ نشده بلکه «مسکو» نیز که با گمان بُرد جنگ طی یک هفته به اوکراین حمله کرده بود، اکنون بعد از گذشت 5 سال با شرایط غیرمنتظرهای از جهت موضوعات اقتصادی مواجه است. مواردی چون تورم، بیکاری و جابهجایی جمعیت از نتایج این جنگ هستند.
مورد دیگری که باید به آن اشاره کنم این است که اگر روسیه در سال 2008 به گرجستان حمله و روند تجاوز به تمامیت ارضی کشورهای دیگر را در فضای روابط و حقوق بینالملل پایهگذاری نمیکرد، آمریکا هم نمیتوانست در حمله به ایران تا آن اندازه وقیحانه عمل کند. روسها در سال 2022 نیز با حمله به اوکراین به کشوری مانند آمریکا برای حمله به ایران مجوز دادند.
در آن سالها زمانی که غرب میخواست علیه روسیه قطعنامهای در شورای امنیت صادر کند، مسکو آن را «وتو» میکرد و حالا در مورد جنگ با ایران همین سیاست در دستور کار ایالات متحده قرار گرفته است. حامیان صلح در جهان بارها اعلام کردهاند که هر نوع جنگی موجب از بین رفتن نظم حاکم بر جهان میشود اگرچه سیاستمداران با رد این موضوع معتقدند که جنگ ادامه سیاست خارجی کشورها و البته با زبان دیگر است.
معافیت تحریمی که آمریکا برای روسها قائل شده نیز کوتاهمدت است و روسها چندان به آن دل نبستهاند.
*با این حال اما این باور در جهان وجود دارد که روسیه یکی از منتفعین جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بوده است.
ممکن است روسیه از جنگ واشنگتن با تهران منتفع شده باشد، اما این کشور به واسطه جنگ با اوکراین – گفته شده روسیه روزانه یک میلیارد دلار هزینه صرف میکند که رقم بسیار زیادی است – ضررهای بسیار زیادی را متحمل شده است. بعد هم باید توجه داشته باشید که این کشور علاوه بر نفت، گاز و محصولاتی چون گندم و فلزات گرانبها را نیز صادر میکند که با بسته بودن تنگه هرمز در جابهجایی این کالاها با مشکلاتی مواجه است.
اگر میبینید روسیه در داخل کشور خود از موضوع جنگ با اوکراین عبور کرده، ریشه آن را میتوان در این دلیل دید که فضای سیاسی این کشور برای مواجه با مشکلات اقتصادی مدیریت شده است و در این کشور صدایی در مخالفت با جنگ اوکراین شنیده نمیشود. هر چند که این معافیت تحریمی که آمریکا برای روسها قائل شده نیز کوتاهمدت است و روسها چندان به آن دل نبستهاند.