به گزارش تجارت نیوز، تا چند سال پیش، شرکتها با چند اشاره به «پایداری» و «کربن کمتر» میتوانستند وارد سبد سرمایهگذاری سبز شوند. اما از ۲۰۲۲ به بعد، این فضا بهطور جدی تغییر کرده است. نهادهای ناظر در اروپا و آمریکا به این جمعبندی رسیدهاند که سبزنمایی نهتنها کمکی به اقلیم نمیکند، بلکه میلیاردها دلار سرمایه را به سمت پروژههای کماثر منحرف کرده است. نتیجه این تغییر نگاه، ورود مستقیم قانونگذار به محتوای گزارشهای ESG بوده است. حالا ادعاها بررسی میشوند، نه نیتها. بازار رسما وارد فاز نظارت سختگیرانه شده است.
بحران اعتماد در بازار سرمایه سبز
بازار سرمایهگذاری سبز طی یک دهه گذشته به ارزشی بیش از ۳۰ تا ۳۵ تریلیون دلار رسیده، اما دادهها تصویر دیگری نشان میدهند. بررسیهای مستقل حاکی از آن است که بخش قابل توجهی از صندوقهای ESG از نظر شدت انتشار کربن، تفاوت محسوسی با صندوقهای عادی ندارند. در برخی موارد، حتی شدت انتشار بالاتری گزارش شده است. همین تناقض باعث شده سرمایهگذاران نهادی، بهویژه صندوقهای بازنشستگی، نسبت به برچسب «سبز» بدبین شوند. افت جریان ورودی سرمایه به برخی صندوقهای ESG نشانه همین بحران اعتماد است. رگولاتورها دقیقا در پاسخ به این شکاف وارد عمل شدهاند.
اثر دومینویی آغاز برخورد رسمی با سبزنمایی
اتحادیه اروپا نخستین بازیگری بود که سبزنمایی را از سطح اخلاقی به سطح حقوقی برد. طبق مقررات جدید، هر ادعای زیستمحیطی باید با داده قابل راستیآزمایی پشتیبانی شود و مفاهیم مبهم عملا ممنوع شدهاند. شرکتهایی که ادعاهای گمراهکننده مطرح کنند، با جریمههای چند میلیون یورویی و حتی ممنوعیت تبلیغ مواجه میشوند. تمرکز فقط روی محصول نهایی نیست؛ کل چرخه عمر و زنجیره تأمین بررسی میشود. این یعنی دیگر نمیتوان یک بخش سبز را برجسته و باقی زنجیره را پنهان کرد. هزینه سبزنمایی بهطور واقعی بالا رفته است.
در آمریکا، ورود نهاد ناظر بازار سرمایه به موضوع سبزنمایی، نقطه عطف محسوب میشود. کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) در چند پرونده شاخص، شرکتها و مدیران دارایی را بهدلیل ادعاهای نادرست ESG جریمه کرده است. در برخی پروندهها، جریمهها به دهها میلیون دلار رسیده و شرکتها مجبور به اصلاح عمومی گزارشهای خود شدهاند. پیام نهاد ناظر روشن است: اگر پروژهای سبز معرفی میشود، باید اثر آن قابل اندازهگیری باشد. از این نقطه به بعد، گزارش ESG یک سند حقوقی، و نه بروشور تبلیغاتی محسوب میشود.
سختگیری اروپا و آمریکا فقط به مرزهای آنها محدود نمانده است. شرکتهای فعال در زنجیره تامین جهانی ناچار شدهاند استانداردهای جدید را در تمام بازارها رعایت کنند. حتی اگر کشوری مقررات ضد سبزنمایی نداشته باشد، بازار مقصد این الزامات را تحمیل میکند. برای صادرکنندگان، این یعنی تغییر اجباری شیوه گزارشدهی و حتی بازطراحی پروژهها. سبزنمایی محلی دیگر کار نمیکند، چون بازار جهانی آن را افشا میکند. قانون، عملا فرامرزی شده است.
بازتعریف سرمایهگذاری سبز
یکی از مهمترین اهداف موج جدید مقررات، حذف بازی زبانی در گزارشهای پایداری است. واژههایی مثل «دوستدار محیطزیست» یا «کمکربن» بدون عدد و مرجع، دیگر پذیرفته نمیشوند. رگولاتورها به دنبال استانداردسازی تعریف «سبز» هستند تا پروژهها قابل مقایسه شوند. این تغییر، شرکتها را مجبور کرده از روایتسازی به سمت دادهسازی حرکت کنند. عدد، جای شعار را گرفته است. این شاید بزرگترین تغییر فرهنگی بازار سرمایه در سالهای اخیر باشد.
مجموع این تحولات نشان میدهد سرمایهگذاری سبز وارد مرحله بلوغ شده است. تمرکز از نیت و تصویر به سمت اثر واقعی و قابل سنجش منتقل شده است. پروژههایی که واقعا کاهش انتشار یا بهرهوری منابع ایجاد میکنند، برجسته میشوند و پروژههای نمایشی کنار میروند. این پالایش، در کوتاهمدت دردناک اما در بلندمدت ضروری است. بازار سبز بدون اعتماد، دوام نمیآورد. مقررات جدید، تلاش برای نجات همین اعتماد است.