به گزارش تجارت نیوز، بازار بینالمللی نفت با مازاد عرضه پایدار دستبهگریبان است؛ گزارهای که فشار نزولی مداومی بر قیمتها وارد میکند. تا سال ۲۰۲۵، نظامهای انرژی جهانی با ظرفیت مازاد قابل توجهی در حال فعالیتاند. اوپکپلاس (+OPEC) با هدف بازپسگیری سهم بازار، در ماه ژوئیه توافق کرد تا در اوت تولید را به میزان ۵۴۸ هزار بشکه در روز (bpd) افزایش دهد؛ رشدی فراتر از انتظار که امکان تکرار مشابه آن در سپتامبر نیز وجود دارد.
چشم انداز مبهم تقاضا
این رویکرد تهاجمی ریسکهابرای مازاد عرضه را تشدید کرده است. آژانس بینالمللی انرژی (IEA) پیشبینی کرده که تولید جهانی نفت در سال ۲۰۲۵ به ۱۰۴.۹ میلیون بشکه در روز برسد، در حالی که تقاضا ۱۰۳.۸ میلیون بشکه در روز خواهد بود. اوپکپلاس در حال کنار گذاشتن تدریجی کاهشهای تولید است و در همین حال، عرضه کشورهای خارج از اوپکپلاس قرار است ۱.۴ میلیون بشکه در روز افزایش یابد.
همزمان، رشد ضعیف تقاضا، بهویژه در چین و ایالات متحده، باعث شده آژانس بین المللی انرژی اتمی پیشبینی «رشد تقاضا» در سال ۲۰۲۵ را به میزان ۷۲۰ هزار بشکه ارزیابی کند. علیرغم تنشهای ژئوپلیتیکی، از جمله درگیریهای خاورمیانه، مازاد عرضه ساختاری همچنان عامل مسلط است. موجودیهای جهانی از فوریه بهطور پیوسته افزایش یافته و فقط در ماه مه ۹۳ میلیون بشکه دیگر به ذخایر افزوده شده است. همزمان، تنشهای تجاری آمریکا و چین که با تعرفههای دوره ترامپ تشدید شده، چشمانداز تقاضا را بیشازپیش تار کرده است.
تجارتی ناپایدار
در این بستر، ترامپ از چین خواسته تا بهوفورنفت آمریکا را خریداری کند. هرچند تجارت دوجانبه نفتی علیرغم تنشها ادامه یافته، اما نوسانی و ناپایدار است. واردات نفت خام چین از آمریکا در سال ۲۰۲۳ با رشد ۸۱ درصدی به ۲۸۶ هزار بشکه در روز رسید. با این حال، در سال ۲۰۲۴ و به دنبال تشدید تنشها و افزایش واردات از روسیه و مالزی، ارسال نفت خام آمریکا به چین ۵۳ درصد کاهش یافت و به ۲۱۷ هزار بشکه در روز رسید.
از مه تا ژوئیه ۲۰۲۴، چین نفت آمریکا را نخرید؛ رخدادی که طولانیترین وقفه از سال ۲۰۱۸ را کلید زد و موجب شد تا صادرات نفت خام آمریکا در بیش از دو سال به کمترین میزان خود برسد. چین، بهعنوان بزرگترین واردکننده خالص انرژی در جهان، در سال ۲۰۲۴ بیش از یک میلیارد بشکه نفت خام وارد کرد.
واشنگتن بازی را واگذار کرد؟
ظاهرا چین راهبردی تدافعی در پیش گرفته است: انباشت ذخایر با تکیه بر قیمتهای پایین جهت مدیریت هزینه و پوشش ریسکهای زنجیره تامین از استراتژی های جدید پکن است تا قدرت چانهزنیاش را تقویت کند. با این حال، این راهبرد بیش از آنکه بر برنامهریزی ژئوپلتیکی گسترده استوار باشد، ریشه در منطق تجاری دارد. علیرغم آن که امنیت انرژی به عنوان یکی از شاخص های امنیت ملی در کانون توجه قرار دارد، اجرای راهبردی آن غالبا فاقد همسویی و هماهنگیِ لازم است.
در چنین شرایطی روسیه به تامینکننده برتر نفت چین تبدیل شده و ۱۹ درصد واردات سال ۲۰۲۳ را به خود اختصاص داده است. با این همه، در حالی که چین نفت ارزان را از سراسر جهان جذب میکند، تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا بهدلیل هزینههای بالا و دسترسی محدود به صادرات، زمین را به رقیب میبازند و همین گزاره به دغدغه اصلی صنعت بدل شده است.
راهبرد شکننده ترامپ
در همین حال، شرکتهای بزرگ نفتی آمریکا تحت فشار قرار دارند. در سال ۲۰۲۴، سود به دست آمده از پنج غول بزرگ نفتی بهطور معناداری کاهش یافت و شرکتهایی مانند شورون (Chevron) ۱۵ تا ۲۰ درصد از نیروی کار خود را تعدیل کردند. این وضعیت بخش سنتی انرژی — بهعنوان یکی از پایگاههای کلیدی جمهوریخواهان — را تضعیف کرده و در نتیجه راهبرد «سلطه انرژی» ترامپ را نیز سست کرده است.
ترامپ که با انتخابات میاندورهای دشواری روبهروست بر چین متمرکز شده است. او ۲۵ ژوئن از پکن خواست خریدهای گسترده نفت آمریکا را از سر بگیرد. این رویکرد بازتاب تضادی عمیق است: گذار بلندمدت غولهای نفتی به انرژی سبز در برابر تلاش کوتاهمدت ترامپ برای احیای سوختهای فسیلی. بازارهای صادراتی باثباتی مانند چین برای بقای شیل آمریکا حیاتیاند. از منظری دیگر تلاش ترامپ برای موازنه میان قیمت پایین نفت و منافع صنعت انرژی، فرصت چین را برجسته میکند.
همزمان ریسک پذیری سیاسی ترامپ پنجرهای راهبردی پیشِ پای چین میگشاید تا از طریق «دیپلماسی نفتی» تنشهای تجاری را کاهش داده و اهرم نفوذ خود را افزایش دهد. از منظر چین، افزایش تجارت نفت با آمریکا چندین مزیت راهبردی به همراه دارد: اول، پاسخ به درخواست ترامپ با سبک رفتاری او همخوان است و فراتر از همکاری اقتصادی، معنای ژست دیپلماتیک نیز دارد. علاوه بر این هرچند نفت آمریکا گرانتر است، اما ارزش سیاسی دارد. در مقابل، نفت روسیه ارزانتر است، ولی ممکن است هزینههای ژئوپلیتیکی پنهان داشته باشد؛ بهویژه به واسطه پیشبینیناپذیر بودن مسکو.
چرا دیپلماسی نفتی با آمریکا مهم است
به باور ناظران گسترش همکاری با شرکتهای انرژیِ آمریکایی — که بسیاری با جریان جمهوریخواه پیوند دارند — میتواند روابط دوجانبه را با ثباتتر کرده و کانالهای دیپلماتیک بیشتری بگشاید. همزمان چین با توسعه ذخایر راهبردی، این توان را خواهد داشت تا قیمتهای خرید بالاتر را مدیریت کرده و احتمالا در آینده با نرخهای مطلوبتر بفروشد.
در این میان صورتبندی تجارت نفت در قالب توافقات دولتی — نه صرفا تجاری — این توان و پتاسیل را دارد تا شرایط بهتری رقم بزند. چرا که مداخله مستقیم ترامپ احتمال دستیابی به قیمتهای مناسبتر و سرمایه سیاسی بیشتر را افزایش میدهد.
در مجموع، تقویت تجارت نفت با آمریکا نوعی تعدیل عملی در حوزه سیاست انرژی و خارجی چین است. این رویکرد اتکای بیش از حد به انرژی روسیه را متعادل کرده، از آسیبپذیریهای راهبردی میکاهد و جایگاه چین را در ژئوپلیتیک جهانی را منعطفتر میسازد. ورود به «دیپلماسی نفتی» با آمریکا در این مقطع میتواند موضع راهبردی پکن را ارتقا داد و در میانه پویاییهای متغیر جهانی، اهرمهای تازهای ایجاد کند.