به گزارش تجارتنیوز، کشورهای اروپایی که اکنون با مشکلات انرژی در پی جنگ روسیه و اوکراین مواجه هستند، تمایلات بیشتری برای گذار و انتقال به انرژی و بدون کربن نشان دادهاند. اما این بار به سراغ هیدروژن سبز قاره آفریقا رفتهاند. مسئولان آفریقایی این رویداد را فرصتی برای گذار به انرژی پاک میبینند و قصد همکاری با شرکای اروپایی دارند.
به گزارش یورونیوز، مدیرعامل شرکت هیدروژن اروپا، جورگو چاتزیمارکاکیس، استدلال میکند که پیوستن سازمانش به مشارکت در هیدروژن آفریقا به عنوان اولین عضو انجمن که به جهان برای دستیابی به اهدافی همچون حذف آلایندههای گرم کننده زمین جدا از ادعاها که اروپا نمیتواند بدون هیدروژن آفریقا کربنزدایی کند،کمک کند.
اخیراً نگرانیهای فزایندهای در مورد طرحهای تولید و صادرات هیدروژن سبز در مقیاس بزرگ در داخل و از آفریقا به خارج ایجاد شد. برخی ادعا میکنند که به جای کمک به انتقال سبز آفریقا، این طرحها و مشارکتها وسیلهای برای «استعمار نو» خواهد بود.
داستان از چه قرار است؟
چنین دیدگاههایی گاهی در اروپا نیز شنیده میشود، بهویژه در محافلی که خودشان تمایلات محافظکارانه دارند. به عنوان مثال، این افسانه که اروپا میتواند و باید تمام برق بدون کربن مورد نیاز خود را در قلمرو خود و با اضافه برق کافی برای الکترولیز کردن تمام هیدروژن خود به تنهایی انجام دهد، تولید کند. اما هیچ مطالعه یا پیشبینی جدی وجود ندارد که به این نتیجه برسد که اروپا میتواند این کار را به تنهایی انجام دهد.
بین ۲۵ تا ۵۰ درصد از هیدروژن سبز مورد نیاز اروپا تا سال ۲۰۳۰ باید از طریق واردات وارد شود. بدیهی است که گزینهای برای واردات هیدروژن سبز از کشورهای همسایه به ویژه شمال و غرب آفریقا وجود دارد. آیا کشورهای اروپایی بار دیگر منابع آفریقا را غارت خواهند کرد؟ جوامع فقیر و رهبری فاسد را پشت سر گذاشته، در حالی که به راحتی از هیدروژن سبز ارزانی که استخراج کردهاند لذت میبرند؟ هیچ چیز نمیتواند به دور از حقیقت باشد.
آفریقا وارد عصر جدید میشود؟
هیدروژن این پتانسیل را دارد و تاکنون تنها ماده با چنین پتانسیلی است که میتواند در نهایت آفریقا و اروپا را شریک کند. در عین حال این قاره را به پیشروی به سمت عصر صنعتی جدید سوق دهد. یک دولتمرد آفریقایی اخیراً گفت، اگر ما در اینجا هیدروژن تولید و استفاده کنیم، اروپا چگونه میتواند آن را از ما بگیرد؟ ما خورشید، باد و آبهایمان را داریم که برای همیشه اینجا بودهاند و هیچیک از آنها را نمیتوان به جای دیگری منتقل کرد. در اینجا حقیقت نهفته است، منابع فراوان آفریقایی مورد نیاز برای گذار به اقتصاد هیدروژنی بیپایان است و نمیتوان آن را دزدید. آنها فقط میتوانند به صورت مشارکتی مورد استفاده قرار گیرند تا آفریقا بتواند به یک اقتصاد صنعتی مبتنی بر انرژیهای تجدیدپذیر تبدیل شود در حالی که اروپا پس از سرمایهگذاری و پرداخت هزینه هیدروژن مورد نیاز خود را دریافت میکند.
آیا برداشت هیدروژن شکل جدیدی از استعمار است؟
بیایید برای لحظهای تصور کنیم که هیدروژن سبز در افریقا تولید میشود و میتواند سوخت فرآیندهای تبدیل مواد معدنی را آغاز کند. تصور کنیم که معادن آفریقایی تولید سنگ معدن را میتوان به صورت محلی ساخت، به جای اینکه بدون ارزش افزوده حمل و نقل شود، همانطور که برای مدت طولانی چنین بوده است. بیایید جوامع آفریقایی را تصور کنیم که به دلیل سرمایهگذاریهای هنگفتی که برای تولید برق سبز انجام میشد، میتوانستند شبکه خود را به تنهایی بدون اینکه به وابستگی دیرینه خود به بنزین وارداتی ادامه دهند، تامین کنند.

همچنین میتوان تصور کرد که این طرح کلی مختص آفریقا به روشنی زیر آسمان شب میدرخشد زیرا برقی شدن کل قاره در نهایت با استفاده از منابع خود آفریقا اتفاق میافتد. آیا این شبیه استعمار است؟ چه اشکالی دارد که قارهای به جلو حرکت کند، در حالی که بسیار بیشتر از نیاز خود تولید میکند و خودش را مصرف میکند؟
آفریقاییها سهم دارند؟
البته اروپا در آفریقا سرمایه گذاری میکند زیرا به چیزی برای منافع شخصی خود نیاز دارد. با این حال، این بار ما مطمئن خواهیم شد که کشورهای آفریقایی مربوطه سهم خود را از آنچه خورشید، باد و آب آنها میتوانند تولید کنند، دریافت کنند. مشارکت با کشورهای آفریقایی و انجمن های منطقهای، حتی با اتحادیه آفریقا، به گونهای طراحی میشود که از همان ابتدا مشخص شود که یک پروژه آفریقایی وجود دارد که اروپا به تحقق آن کمک خواهد کرد. ما در مورد صادرات هیدروژن به اروپا صحبت می کنیم، بله، اما ما بیش از همه در مورد ایجاد پویایی از توسعه صحبت می کنیم که آفریقا قبلاً آن را ندیده است. و چه اشکالی دارد که قارهای به جلو حرکت کند، در حالی که بسیار بیشتر از نیاز خود تولید میکند و خودش را مصرف میکند؟
لفاظی ممکن است قانعکننده باشد، ولی نتایج ناامیدکننده بود. اکنون میبینیم که برخی از کشورهای اروپایی به نظر میرسد با کشورهای آفریقایی درگیر هستند تا از منابع هیدروژن سبز خود محافظت کنند. همه اینها در واقعیت نمیگنجد. روایت واقعی این است که در قرن بیست و یکم، قارههای آفریقا و اروپا به شرکای واقعی تبدیل میشوند، زیرا آنها کاملاً متعهد به تولید انرژی تجدیدپذیر کافی برای تقویت توسعه مربوطه خود هستند. رقابت بین کشورهای تولیدکننده نباید وجود داشته باشد، بلکه باید همکاری در مقیاسی باشد که فضای کافی برای قدرت بخشیدن به قارهها وجود داشته باشد، نه دولتها یا صنایع منفرد. اقتصاد هیدروژنی نیاز به فضا دارد و مزایایی برای همه خواهد داشت.
سرمایهگذاری در آفریقا به نفع همه است
اغلب انتقاداتی پیرامون حضور بازیگران سوختهای فسیلی در طرحهای توسعه هیدروژن وجود دارد. بله، آنها ممکن است آنجا باشند. اما نه، آنها چیزی را در این قاره «استخراج» نمیکنند و سپس آن را از آفریقا نمیبرند. آنها در پروژههایی سرمایهگذاری خواهند کرد که برای آفریقا سودمند خواهند بود، قبل از اینکه به نفع دیگران باشند اما پروژههایی که پتانسیل سود برای همه را دارند. در عین حال، میادین نفت و گاز در دنیای امروز به دلیل انتقال انرژی سبز جهانی کمتر و کمتر معنا خواهند داشت.
هیدروژن تولیدشده در آفریقا ابتدا برای آن و سپس برای صادرات خواهد بود. من اطمینان دارم که آفریقاییها خواهند دانست که چگونه از پتانسیل این منطق جدید به نفع خود استفاده کنند. در صورت استفاده عاقلانه از سرمایهگذاریها، کل کشورها در انرژی خودکفا خواهند شد. زمانی که کشورهای آفریقایی با سوخت خود یعنی خورشید، باد و آب، کار میکنند و توسعه و همکاری میتواند شکل کاملا جدیدی به خود بگیرد. با ظرفیت فعلی هیدروژن، استعمار میتواند سرانجام برای همیشه پایان یابد.
مهمترین اخبار حوزه اقتصاد سبز را در صفحه اقتصاد سبز تجارتنیوز بخوانید.