روابط عمومی؛ شناسِ ناشناس

بیست‌و‌هفتم اردیبشت‌ماه را در کشور ما روز ارتباطات و روابط عمومی نام‌گذاری کرده‌اند. نیمه اولش را از ۱۷ می، روز جهانی ارتباطات و اطلاعات (WTISD) گرفته‌اند و نیمه دومش حاصل یک تلاش گروهی است برای داشتن روز ملی روابط عمومی.

حال سوال اینجاست که ترکیب این دو موضوع و رسیدن به یک مناسبت ایده‌ای بوده است از سر خلاقیت یا اصراری از سر کم‌آگاهی؟

بهتر است برای بررسی بیشتر به تاریخچه روز جهانی ارتباطات و اطلاعات (World Telecommunication and Information Society Day) نگاهی بیاندازیم.

این روز هم دو نیمه دارد. نیمه اولش مربوط به امضای اولین کنوانسیون بین‌المللی تلگراف در سال ۱۸۶۵ است که از سال ۱۹۶۹ روز ۱۷ می، به عنوان روز مخابرات جشن گرفته می‌شد.

نیمه دومش به نوامبر ۲۰۰۵ برمی‌گردد که اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی از مجمع عمومی سازمان ملل متحد درخواست کرد ۱۷ می به دلیل اهمیت ICT در جامعه، به عنوان روز جهانی اطلاعات نام‌گذاری شود. مجمع عمومی سازمان ملل هم در مارس ۲۰۰۶ قطعنامه‌ای را تصویب کرد و ۱۷ می، به عنوان روز جهانی جامعه اطلاعاتی در تقویم ثبت شد.

در نهایت، در نوامبر همان سال و در کنفرانس ITU که در آنتالیای ترکیه برگزار می‌شد تصمیم بر این شد که ۱۷ می روز جهانی ارتباطات و اطلاعات، نام‌گذاری شود.

پس نتیجه می‌گیریم که ما امروز ۲۷ اردیبهشت، در ایران با سه مناسبت مواجه هستیم: ارتباطات، اطلاعات و روابط عمومی.

ما روابط عمومی را با دو وجه می‌شناسیم: مهارت و مسئولیت.

روابط عمومی به عنوان مهارت بر ایجاد و تداوم ارتباط میان افراد تاکید می‌کند (که موضوع بحث ما نیست). در صورتی که روابط عمومی به عنوان مسئولیت بر ایجاد روابط استراتژیک سازمان و گسترش منافع تاکید می‌کند.

به جهت فعالیت در رسانه فرصت بیشتری در اختیار داشتم تا مدل‌های متفاوتی از روابط‌عمومی‌ها را رصد کنم که در ادامه به شرح آن می‌پردازم.

مدل روابط عمومی در (برخی) سازمان‌های دولتی: یک سر طیف روابط عمومی‌هایی هستند که بیشترین نمودی که مشاهده می‌کنیم بنرهای مناسبتی و پیام‌های عمومی سازمان است که از طرف روابط عمومی به رشته تحریر درآمده است. سمت دیگر طیف هم تقریبا به اندازه خود سازمان است که اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل را تشکیل می‌دهند. در این حالت هم چنان سلسله‌مراتب پیچیده و طبقاتی است که ترجیح بر این است از خیر ارتباط با روابط عمومی گذشت و فقط از دور شاهد عظمتش بود.

یکی از وظایف در این طیف برگزاری رویدادهایی است صرفا جهت خرج بودجه سازمان و مهیا کردن تریبون برای سخنرانی مدیران و تولید خوراک برای رسانه‌ها.

مدل روابط عمومی در شرکت‌های بزرگ: وضع در این شرکت‌ها بهتر از حالت قبل است. اما بیشترین مسئولیتی که به عهده روابط عمومی گذاشته شده شرکت در نمایشگاه‌های داخلی و خارجی است. معمولا هم از ابتدا تا انتها، کل بار مسئولیت نمایشگاه‌های داخلی به عهده روابط عمومی است. اما در نمایشگاه‌های خارجی مدیران و مشاوران شرکت به کمک واحد روابط عمومی می‌شتابند و بار سنگین سفر خارج را یک‌تنه به عهده می‌گیرند.

مدل روابط عمومی در شرکت‌های کوچک و متوسط: در شرکت‌های متوسط روابط عمومی و بازاریابی تقریبا در یک موقعیت ادغام می‌شوند و بنابر مصلحت وارد عمل می‌شوند.

در شرکت‌های کوچک وضع وخیم‌تر از حالت‌های دیگر است. روابط عمومی همان مسئول دفتری است که گاهی میزبان مراجعان است و گاهی نامه‌ای را از طرف امضا می‌کند و کار تدارکات را بر عهده دارد.

مدل روابط عمومی در رسانه: رسانه‌ها سلسله‌مراتب یکسان و تعریف شده‌ای ندارند و روابط عمومی گاه همان مدیر مسئول است و گاه سردبیر. گاهی هم برای کسب درآمد موقعیتی به نام واحد بازرگانی مسئولیت روابط عمومی و بازاریابی را برای رسانه انجام ‌می‌دهد.

از مدل‌های یاد شده نمی‌توان انتقاد کرد اگرچه همه مدل‌ها نادرست و ناکارآمد هستند. اما منشا درد جای دیگری است.

شاید همان جایی که ادغام‌ها را با اصرار برای درج در تقویم یک دستاورد تلقی می‌کنیم.

نظرات