منبع نامحدود ایجاد انگیزه شغلی را بشناسیم -قسمت سوم

مدیریت احساسات؛ تغییر نقش از قربانی به قهرمان

اغلب مردم بر این باورند که وقتی احساس خوبی داشته باشند، عملکرد بهتری نیز خواهند داشت. نکته عجیب آنکه اغلب افراد وقتی احساسات متفاوتی را تجربه می‌کنند، عملکرد مناسب ندارند و یا توان رهبری گروه تحت مدیریت‌شان را از دست می‌دهند.

مدیریت احساسات؛ تغییر نقش از قربانی به قهرمان

اگر مردم بتوانند بر احساسات خود کنترل داشته باشند، به منبع عظیم انرژی که در وجودشان تعبیه شده نیز کنترل لازم را خواهند داشت. این کنترل، بدون در نظر گرفتن فشارهای بیرونی است که افراد ممکن است با آنها رو در رو باشند. برای کنترل بر احساسات لازم است افراد بر احساسات خود آگاهی کافی را داشته باشند و بتوانند حس‌های متفاوت خود در طول یک روز کاری را بشناسند.

به گزارش تجارت‌نیوز، اغلب مردم بر این باورند که وقتی احساس خوبی داشته باشند، عملکرد بهتری نیز خواهند داشت. نکته عجیب آنکه اغلب افراد وقتی احساسات متفاوتی را تجربه می‌کنند، عملکرد مناسب ندارند و یا توان رهبری گروه تحت مدیریت‌شان را از دست می‌دهند.

متاسفانه بدون ریکاوری‌های متناوب ما ظرفیت مدیریت احساسات متنوع خود را برای مدت طولانی به صورت فیزیولوژیک پیدا نمی‌کنیم. در چنین شرایطی فرد با خواسته‌های غیر‌منتظره و چالش‌های ناگهانی روبرو خواهد شد. در همین رابطه مردم عموما به احساسات منفی از جمله جنگندگی و قرار گرفتن در حالت مبارزه، گرایش دارند و در طول روز بارها در این موقعیت قرار می‌گیرند.

تحریک‌پذیری، بی‌قراری، اضطراب و ناامنی از جمله این احساسات است. حالتی از این دست، ذخیره انرژی افراد را از بین برده و موجب ایجاد اصطکاک در روابط میان فردی خواهد شد. از این رو، وقتی مدیران بدانند که چه نوع حوادثی موجب ایجاد احساسات منفی می‌شود، می‌توانند بر وضعیت کنترل بهتری داشته باشند.

رویکردی ساده اما قدرتمند برای دور کردن احساسات منفی وجود دارد که «خرید زمان» نامیده می‌شود. این رویکرد از تکنیک‌های ساده تشکیل شده است. به عنوان مثال تنفس‌های عمیق شکمی یکی از ساده ترین روش‌ها برای دور کردن احساسات منفی است. این تکنیک در کمتر از شش ثانیه احساسات منفی را از فرد دور می‌کند.

زمانی که فوجیو نیشیدا، مدیر بخش اروپایی سونی در دوره مدیریت انرژی شرکت کرد، عادتی ثابت داشت. هنگامی که در طول روز با اتفاق استرس‌زایی روبرو می‌شد (که معمولا دو تا سه بار در طول روز رخ می‌داد) سیگاری روشن می‌کرد. در غیر این صورت، نیشیدا سیگار نمی‌کشید. در طول دوره نیشیدا با تکنیک تنفس عمیق آشنا شد. تکنیکی که به سرعت جواب داد. چرا که سیگار، مدیر سونی را آرام نمی‌کرد. بلکه دم و بازدم عمیق حین سیگار کشیدن او را آرام می‌کرد.

دیگر تکنیکی که می‌تواند آرامش را در محیط کاری برای فرد ایجاد کرده و در نهایت منجر به ایجاد احساسات مثبت در فرد شود، قدردانی نسبت به دیگران است. قدردانی می‌تواند به صورت یادداشتی کوتاه، نامه الکترونیکی یا مکالمه‌ای کوتاه باشد.

یکی از مدیران بانکی در کارولینای شمالی که در دوره واکوویا حضور داشت برای قدردانی از کارکنان خود ابتکاری به خرج داد. او هر روز در زمان صرف ناهار، در میان کارمندان حاضر می‌شد و با آنها غذا می‌خورد. پیش از این اقدام، این مدیر تنها از طریق مشاهده گزارش عملکرد ماهانه با کارکنان ارتباط پیدا می‌کرد.

یکی دیگر از مهمترین تکنیک‌ها برای ایجاد احساسات مثبت در زندگی و کار به مقوله آموزش ارتباط پیدا می‌کند. مردم با یادگیری می‌توانند احساسات مثبت را در زندگی خود افزایش دهند. اغلب افرادی که در کار و زندگی احساسات منفی را تجربه می‌کنند، در تلاشند تا خود را در نقش قربانی قرار دهند. آنها با قرار دادن خود در چنین موقعیتی تلاش می‌کنند تا دیگران را متهم کنند که مسبب شرایط بد آنها هستند. شناخت واقعیت‌ها و درک تفاوت میان آنها می‌تواند در ایجاد آرامش افراد موثر واقع شود.

در همین راستا آموزش روایت و شنیدن داستان‌های امیدبخش می‌تواند در تغییر ذهنیت افراد موثر واقع شود. یعنی آنها با آموزش، موقعیت خود را از قربانی به قهرمان تغییر داده و احساسات مثبت را به خود جلب می‌کنند.

این مطلب را به اشتراک بگذارید