تداوم تقابل ایران و آمریکا، شکافهای منطقهای و آسیبپذیری اقتصادی خاورمیانه را تشدید کرده و کشورهای منطقه را به سمت بازتعریف ترتیبات امنیتی، اقتصادی و روابط خود با قدرتهای خارجی سوق میدهد.
اختلال در عرضه نفت و گاز در پی جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بازار انرژی جهان را با شوکی تازه روبهرو کرده است؛ شوکی که در کوتاهمدت به نفع صنعت زغالسنگ تمام شده است. از ژاپن و کره جنوبی گرفته تا بنگلادش، تایلند و پاکستان برخی کشورها برای جبران کمبود گاز و نفت بار دیگر به زغالسنگ روی آوردهاند.
با توقف درگیریها میان ایران و اسرائیل و پایان حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، مرحلهای تازه در خاورمیانه آغاز خواهد شد؛ مرحلهای که در آن بازسازی تأسیسات نفت و گاز، پالایشگاهها، خطوط لوله، بنادر، شبکه برق و زیرساختهای آب میتواند به یکی از بزرگترین بازارهای پروژههای مهندسی و انرژی تبدیل شود.
جنگ ایران بهتنهایی قادر به پایان دادن به سلطه جهانی دلار نیست، اما یکجانبهگرایی، بیثباتی مالی و سیاستهای دولت ترامپ میتواند بهتدریج اعتماد جهانی به نظام دلاری را از درون تضعیف کند.
برتری نظامی جهانی آمریکا بیش از آنکه بر توان رزمی متکی باشد، به دسترسی به خاک و پایگاههای متحدانش وابسته است؛ مزیتی که در حال فرسایش است. حملات ایران نشان داد توان مداخله جهانی آمریکا به همکاری کشورهای میزبان گره خورده و افزایش هزینههای این همکاری میتواند هژمونی نظامی واشنگتن را به چالش بکشد.