اوپک: داستان فراز و فرود یک «کارتل» / کار جهان با نفت تمام است؟

اوپک: داستان فراز و فرود یک «کارتل» / کار جهان با نفت تمام است؟

نام «اوپک» (سازمان کشورهای صادرکننده نفت)، در بسیاری از کتاب‌های درسی اقتصاد به عنوان مثالی برای «کارتل» (Cartel) آمده است. کارتل‌های اقتصادی، در واقع گروهی از عاملین اقتصادی منفرد هستند که دور هم جمع می‌شوند تا عمدتاً با استراتژی‌های قیمتی، تولید کالایِ موردنظرِ خود را به اندازه‌ای کاهش دهند که قیمت همواره در سطحی بالاتر از سطح رقابتی در بازار باقی بماند.

به گزارش تجارت‌نیوز، «اوپک»، که اکنون تقریبا ۶ دهه از آغاز فعالیت آن می‌گذرد، در واقع کارتلی کمابیش موفق بوده و نقش منحصر به فردی در اقتصاد جهان داشته است. اما آینده این سازمان و آینده اقتصادی ایران زیر سایه نفت، چگونه رقم می‌خورد؟

 «اوپک» از کجا آمد و چرا ناگهان مهم شد؟

برای صحبت از آینده، باید از گذشته شروع کنیم. تاسیس اوپک در سال ۱۹۶۰ و با شرکت پنج عضو اولیه (ایران، عراق، کویت، عربستان سعودی و ونزوئلا) اتفاقی بود که تقریبا هیچ واکنشی در سطح جهان به دنبال نداشت.

هر پنج کشور از نظر ادبیات اقتصادی مرسوم در آن زمان، در رده کشورهای «جهان سوم» بودند و فعالیت آنها در اوپک هم عملاً تا سال ۱۹۷۳ توجه کمتر ناظر اقتصادی را به خود جلب کرد. در اکتبر ۱۹۷۳ اما ورق برگشت و حتی ژئوپولتیک جهانی به شکلی عمده تغییر کرد.

بحران نفت در سال ۱۹۷۳ میلادی، یکی از دلایل تغییر رویکرد به انرژی در «جهان غرب» بود.

«سازمان کشورهای عرب صادرکننده نفت» که در واقع همان اعضای عرب اوپک به اضافه سوریه و مصر بودند، در پاسخ به جنگ چهارم اعراب و اسرائیل، این کشور و حامیانش را مورد تحریم نفتی قرار داد و این، سرآغاز بحران انرژی در جهان بود که نحوه برخورد «جهان غرب» با موضوع نفت به طور خاص و انرژی به طور عام را برای همیشه تغییر دارد.

نتایج حیرت‌انگیز بودند: در سال ۱۹۷۳ میلادی، قیمت نفت از حدود بشکه‌ای ۳ دلار به حدود بشکه‌ای ۱۲ دلار رسید؛ در بریتانیا هفته کاری به شکل اضطراری به ۳ روز کاری تقلیل پیدا کرد؛ هفت کشور اروپایی استفاده غیرضروری از خودرو در روزهای آخر هفته را ممنوع اعلام کردند و البته دولت‌های غربی هم به شدت توسط افکار عمومی شهروندان‌شان زیر سوال رفتند.

در ایران هم اتفاقات تاریخ‌سازی رخ داد و چهار برابر شدن یک شبه قیمت نفت، تاریخ ایران را هم به دو نیمه پیش و پس از خود تقسیم کرد: شاهِ سرمست از درآمدهای یک شبه چهار برابر شده، صحبت از «دروازه های تمدن بزرگ» به میان آورد؛ دلارهای نفتی را بر خلاف نظر اقتصاددانان وارد اقتصاد کرد؛ مهاجرت گسترده روستانشینان به شهرهایی که اقتصادشان یک شبه باد کرده بود آغاز شد و شد آنچه شد.

 «بازها» و «کبوترها» در بزرگ‌ترین کارتلِ نفتیِ جهان

هر صعودی اما افولی دارد. غربی‌ها دومین شوک نفتی را هم ۶ سال بعد، در سال ۱۹۷۹ و به دنبال انقلاب اسلامی ایران تجربه کردند و تلاطم اقتصادی ناشی از رشد ناگهانی قیمت نفت، شکل اقتصاد آنها را برای همیشه، به سمت تلاش برای کاهش وابستگی به نفت تغییر داد. افول «اوپک» هم تقریبا از همان زمان آغاز شد.

اوپک اما برای همه اعضا هم به یک اندازه سازمانی مفید نبوده و نیست. بر اساس یک تقسیم‌بندی، اعضای اوپک (که به تدریج کم و زیاد هم شد) به دو گروه تقسیم می‌شوند: «بازها» و «کبوترها». «بازها» کشورهایی هستند که نسبت ذخایر نفتی به جمعیت‌شان زیاد نیست و «کبوترها» هم کشورهایی هستند که جمعیت کم و نفت زیاد دارند.

در سال ۱۹۷۳ میلادی، قیمت نفت از حدود بشکه‌ای ۳ دلار به حدود بشکه‌ای ۱۲ دلار رسید؛ در بریتانیا هفته کاری به شکل اضطراری به ۳ روز کاری تقلیل پیدا کرد؛ هفت کشور اروپایی استفاده غیرضروری از خودرو در روزهای آخر هفته را ممنوع اعلام کردند و البته دولت‌های غربی هم به شدت توسط افکار عمومی شهروندان‌شان زیر سوال رفتند.

«بازها»، از جمله ایران، تقریباً همیشه طرفدار قیمت‌های بالای نفت بوده‌اند تا مخارج مدیریت کشور را بیشتر و بیشتر روی دوش نفت بیندازند و «کبوترها»، از جمله عربستان سعودی هم همیشه ترجیح داده‌اند قیمت پایین‌تر باشد تا استخراج نفت در کشورهایی همچون آمریکا به صرفه نباشد.

«اوپک» امروز یک کارتل اقتصادیِ بزرگ و البته کم‌اثر است، تا آنجا که بسیاری از پایان عمر آن حرف‌ می‌زنند.

رونمایی از شیوه‌های جدید استخراج نفت نامتعارف همچون نفت «شیل» (Shale oil) اما باز هم ورق بازی را برگرداند. طی سال‌های اخیر، آمریکا با استخراج، تولید و حتی صادرات این نوع نفت، از بزرگ‌ترین واردکننده نفت که همواره نگران قیمت‌ها و حفظ جریان انتقال نفت به جهان غرب بوده، به بزرگ‌ترین صادرکننده نفت بدل شده است.

از آن سو، روسیه و کانادا هم به کاروان تولید نفت پیوسته‌اند و ترکیب اتفاقاتی از قبیل تحریم نفتی ایران و ونزوئلا، سرنگونی حکومت معمر قذافی در لیبی، آشفتگی سیاسی در عراق و بحران‌های اقتصادی پیاپی در نیجریه، حالا اوپک را به غولی بی شاخ و دم تبدیل کرده است.

 پساکرونا: غول به چراغ بر می‌گردد

با این همه، تصمیمات تازه‌تر برای احیای کارتل نفتی در جهان، هنوز هم در جریان است. روسیه در سال ۲۰۱۶ ابتکار «اوپک پلاس» را رو کرد تا کارتل بزرگ‌تر شود و کشورهایی از جمله خود روسیه، جمهوری‌آذربایجان، عمان، سودان جنوبی و مکزیک هم وارد گود شدند.

در مقابل، قطر در سال ۲۰۱۹ از اوپک خارج شد تا تمرکز خود را بر صادرات گاز طبیعی بگذارد. سیاست کاهش تولید برای حفظ قیمت‌های بالاتر نفت در اوپک پلاس اما راه به جای خاص نبرده و اعضایی مثل عربستان سعودی و روسیه هم در مقاطعی با یکدیگر جنگ‌های قیمتی به راه انداخته‌اند تا برتری خود در جهان نفت را حفظ کنند.

همه‌گیری ویروس کووید-۱۹ اما اوج رخدادهایی بود که داشتند باز هم ورق نفت را بر می‌گرداندند. حدود سه سال پیش، کشورهایی همچون چین، بریتانیا، آلمان و فرانسه، اعلام کردند که از سال ۲۰۴۰ به بعد، تولید هرگونه خودرو با موتورهای احتراق داخلی را متوقف می‌کنند و این یعنی دست‌کم نیمی از خودروهای تولیدی جهان در دو دهه آینده، الکتریکی خواهند بود.

بالا رفتن سطح فناوری تولید انرژی‌های تجدیدپذیر و قیمت‌های پایین‌تر برای این دسته از انرژی‌ها هم بازار نفت را به سرعت در هم می‌کوبد. کارشناسانی اما هستند که می گویند افت ۳۰ درصدی تقاضا برای نفت در دوران همه‌گیری کرونا، اگر نه همیشگی که درازمدت خواهد بود و نفت، از سال‌های ۲۰۳۰ به آن سو دیگر جایگاه دیروز و امروز را نخواهد داشت.

ایران متوجه شده که در عصر «پسا نفت»، یکی از راه‌های درآمدزایی، توسعه صنعت پتروشیمی است.

ایران در فردای بدون «اوپک» چه می‌تواند بکند؟

افول «اوپک» اما به این معنی است که زنگ‌های هشدار برای اقتصادهای کمابیش نفتی همچون اقتصاد ایران، حتی در نبود تحریم هم به صدا درآمده است. به طور کلی ایران اکنون سال‌ها است که به معنای متعارف، یک کشور نفتی به حساب نمی‌آید و سرانه فروش نفت ایران، از کشورهایی مانند عراق، ونزوئلا و حتی آنگولا هم پایین‌تر است.

قطر در سال ۲۰۱۹ از اوپک خارج شد تا تمرکز خود را بر صادرات گاز طبیعی بگذارد. سیاست کاهش تولید برای حفظ قیمت‌های بالاتر نفت در اوپک پلاس اما راه به جای خاص نبرده و اعضایی مثل عربستان سعودی و روسیه هم در مقاطعی با یکدیگر جنگ‌های قیمتی به راه انداخته‌اند تا برتری خود در جهان نفت را حفظ کنند.

با این همه، برای ایرانی که در پیمان‌های اقتصادی زیادی عضویت ندارد و تحریم‌ها آن را به کشوری نیمه‌منزوی بدل کرده‌اند، افول «اوپک» خبر خوبی نخواهد بود. شاید به همین دلیل باشد که ایران ترجیح داده برای نفت خود مشتری‌های ثابتی پیدا کند که مشمول تحریم‌های ثانویه آمریکا هم نشوند و قرارداد ۲۵ ساله میان ایران و چین را در واقع می‌توان از همین منظر مورد بررسی قرار داد.

در هر حال، ایران باید به حال منابع نفتی خود در زیرِ زمین فکری بکند و ظاهرا این کار را هم کرده است. در سال‌های اخیر، تلاش دولت این بوده که تولیدات پتروشیمی در کشور را به شدت افزایش دهد و ایران را از کشوری که نفت خام می‌فروشَد، به کشوری تبدیل کند که محصولات پتروشیمی می‌فروشد، یعنی محصولاتی که تحریم کردنِ آنها به سادگی تحریم نفتی نیست.

نظرات