اگر می‌خواهید خوشبخت باشید بجای کالا تجربه بخرید

اگر می‌خواهید خوشبخت باشید بجای کالا تجربه بخرید

خوشبختی می‌تواند معانی متعددی برای افراد گوناگون داشته باشد. اینکه چگونه می‌توان خوشبخت بود هم سوال مهمی به قدمت تاریخ بشر است. مذاهب، فرهنگ‌ها و جوامع گوناگون نسخه‌های مخصوص خود را برای خوشبختی تجویز می‌کنند. اما شاید علم هم پاسخی برای این سوال داشته باشد. در این مقاله می‌خواهیم ببینم چگونه می‌توان در دنیای مدرن که مصرف‌گرایی تمامی آن را گرفته، احساس خوشبختی بیشتری بکنیم.

یکی از راه‌های تخلیه استرس که در دنیای امروز برخی افراد بدان متوسل می‌شوند، خرید کردن است. پیشرفت‌های فناوری باعث تغییرات سریع در دنیای ما شده‌اند. شرکت‌ها هم برای افزایش سود خود همواره در تلاش هستند مشتریان را به خرید محصولات خود ترغیب کنند.

ما هم دوست داریم کالا‌های گوناگون بخریم. در این دنیای سریع، رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و تبلیغات شرکت‌های تولیدکننده، همه  تلاش می‌کنند ایده‌ای پرخرج را در ذهنمان بگنجانند. ایده‌ای که می‌گوید خرید یک‌خانه خوب، بهترین ماشین دنیا، پوشیدن لباس‌های برند و گران‌قیمت و انتشار پست‌ و عکس‌ در شبکه‌های اجتماعی، ما را خوشبخت و خوشحال می‌کند. هر جا را نگاه کنیم، یک پیام همواره مقابل چشمانمان است: «بخر، راز خوشبختی خود را بخر».

یکجایی از کار می‌لنگد

اما راستش کمی که عمیق شویم، می‌بینیم عملا ما چندان از زندگی خود راضی نیستیم. حتی کسانی که ثروتمند هستند و همواره برای خرید، دستشان باز است هم حس مشابهی دارند.  بااینکه خرید یک وسیله جدید یا اولین رانندگی با یک ماشین مدرن، می‌تواند ارضاکننده و هیجان‌انگیز باشد، این شادی و هیجان اولیه پس از مدت کوتاهی محو می‌شود.

تجربه کالا
کالاهای جدید دیگر آن‌قدرها تجربه جدید منتقل نمی‌کنند.

دوباره خودمان را در شرایطی می‌‌یابیم که ندایی در گوشمان می‌خواند «باید چیز دیگری بخریم». اگر  شما هم در زندگی با چنین احساساتی روبه‌رو شده‌اید، به یاد داشته باشید راه‌های بهتری برای خرج کردن وجود دارد. راه‌هایی که احساس خوشبختی در شما ایجاد می‌کنند.

علم چه می‌گوید؟

توماس گیلوویچ (Thomas Gilovich) استاد روانشناسی دانشگاه کورنل، در طول چند دهه، چهار مطالعه روی این موضوع انجام داده است. او در این مطالعات به این نتیجه رسیده است که احساس خوشبختی از تجارب حاصل می‌شود و نه از چیزها.

به‌طور خاص گیلوویچ روی خرید‌های افراد تمرکز کرد. او احساسات ‌آن‌ها را درباره صرف کردن پول برای خرید چیزها و خرید تجارب مقایسه کرد. گیلوویچ به این نتیجه رسید که آدم‌ها هنگامی‌که تجربه می‌خرند، بسیار خوشحال‌تر هستند.

به نظر بسیاری از افراد، هزینه کردن برای تجارب چندان عقلانی نیست. لااقل در مقایسه با خرید اشیا، چندان عقلانی به نظر نمی‌آید. آن‌ها  فکر می‌کنند که تجارب به‌سرعت می‌آیند و می‌روند و در مقایسه با خرید اشیا، درنهایت چیزهایی کمی از آن‌ها برای ما باقی می‌ماند. اما در واقعیت، ما تجارب را مدت‌ها بعد نیز به خاطر داریم.

هیجان پیش از وقوع

اما وقتی چیزی می‌خریم، آن وسیله در مدت‌زمان کوتاهی برایمان عادی می‌شود. از سویی، ما انسان‌ها از پیش‌بینی وقوع یک تجربه جدید بیشتر خوشحال می‌شویم تا پیش‌بینی داشتن یک وسیله نو. به این فکر کنید دفعه بعد که برای خرید گوشی جدید برنامه ریختید، هیجانتان بیشتر است یا وقتی منتظر هستید تعطیلات ماه بعد برای سفری به شیراز هستید!

پیش‌بینی غرق شدن در یک تجربه جدید می‌تواند بسیار لذت‌بخش‌تر از انتظار برای دریافت یک کالا باشد. شما می‌توانید بابت خرید یک ماشین جدید هیجان‌زده باشید، اما اگر واقعا اهل سفر باشید، فکر کردن به‌جاهایی که می‌توانید با این ماشین بروید، هیجان بیشتری برایتان خواهد داشت.

پیش‌بینی غرق شدن در یک تجربه جدید می‌تواند بسیار لذت‌بخش‌تر از انتظار برای دریافت یک کالا باشد.

تجارب بخشی از زندگی اجتماعی ما هستند. اما اشیا، نه. آن‌ها روابط اجتماعی را سریع‌تر و راحت‌تر بهبود می‌بخشند. تجربه‌ها، بخش بزرگی از هویت فرد را شکل می‌دهند. تجارب ارزش‌گذاری متفاوتی از اشیا دارند و قیاس‌های اجتماعی کمتری در مقایسه با خرید اشیا، با آن‌ها همراه است.

چرا خرید اشیا، لذت زیادی به ما نمی‌دهد؟

یکی از دشمنان دائمی خوشبختی، انطباق‌پذیری و عادی شدن است. ما چیزهای جدید را برای اینکه خوشحالمان کنند، می‌خریم. اما فقط برای مدت کوتاهی چنین چیزی رخ می‌دهد. چیزهای جدید در ابتدا برایمان هیجان‌انگیز هستند اما خیلی زود برایمان عادی می‌شوند.

گیلوویچ در مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۲ توضیح می‌دهد: «مردم برای تجاربی که به علت تنبلی ازدست‌داده‌اند بیشتر پشیمان می‌شوند تا نخریدن یک کالا». شما احتمالا از اینکه نتوانسته‌اید در کنسرت حسین علیزاده یا هنرمند محبوب خود شرکت کنید، بسیار ناراحت‌تر از روزی هستید که نتوانسته‌اید گوشی جدیدی بخرید.

دلیل اینکه چرا تجارب مهم‌تر از اشیا مادی‌اند این است که تجارب ذاتا اجتماعی هستند. شما معمولا با دوستان یا خانواده تجاربی داشته‌اید که آن‌ها را بسیار ارزشمند می‌کنند. تجارب معمولا با قصه‌ها و عکس‌هایی همراه هستند که شما می‌توانید بعدا به دیگران تعریف کنید و یا نشان دهید.

راستش ما خیلی دوست نداریم  به حرف‌های دوستمان در مورد لپ‌تاپ یا گوشی جدیدش گوش دهیم اما احتمالا بدمان نمی‌آید که او از سفر اخیر خود به جنگل‌های آمازون برایمان بگوید.

تجارب معمولا چیستی ما را بیشتر بازتاب می‌دهند. آن‌ها به شخصیت درونی ما نزدیک‌تر هستند. هنگامی هم که تجاربمان را با دیگران به اشتراک می‌گذاریم، بهتر به دیگران نزدیک می‌شویم. این احساس نزدیکی هیچ‌وقت با داشتن یک گوشی جدید حاصل نمی‌شود.

چگونه خوشبخت و خوشحال باشیم؟

در ادامه پنج توصیه در مورد خرید کردن می‌آوریم. دفعه بعد که هنگام واریز حقوقتان خواستید کمی سرکیسه را شل کنید، بد نیست به این پنج نکته هم توجه داشته باشید.

۱– همین چیزهای کوچک

وقتی به خوشحالی و خوشبختی فکر می‌کنیم، اندازه و قیمت چندان مهم نیستند. بسیاری از افراد فکر می‌کنند اگر قیمت چیزهایی که می‌خرند زیاد باشد، خوشحال‌تر خواهند بود. بااینکه شاید خرید یک ماشین فراری هیجان بیشتری نسبت به یک سفر کوتاه با دوستانتان داشته باشد، اما هیجان خودروی سریع شاید سریع‌تر از خود خودرو از بین برود. اما با همان پولی که برای خودرو صرف کرده‌اید، می‌توانستید بارها و بارها سفر کنید.

بااینکه شاید خرید یک ماشین فراری هیجان بیشتری نسبت به یک سفر کوتاه با دوستانتان داشته باشد، اما هیجان خودروی سریع شاید سریع‌تر از خود خودرو از بین برود.

همین خرید‌ها و هزینه‌هایی کوچک که همراه با آدم‌های دوست‌داشتنی اطرافمان روی می‌دهند، می‌توانند لذت بسیار بیشتر و طولانی‌تری نسبت به یک خرید بزرگ داشته باشند. به‌علاوه، افرای که ارتباطات اجتماعی بیشتری دارند، عمر بیشتر، سلامت بهتر، استرس، افسردگی و احساس تنهایی کمتری خواهند داشت. خرج‌های کمتری که همراه با برهمکنش‌های اجتماعی مثل غذا خوردن در یک رستوران و یا شرکت کردن در یک کنسرت، راه خوبی برای کاهش استرس، خوش‌گذرانی بیشتر و ساختن خاطره‌های خوب و ماندگار هستند. شادی‌‌های کوچک باهم جمع می‌شوند و وقتی نشر می‌یابند، ماندگارتر می‌شوند.

البته حالت دیگری هم وجود دارد که اگر پولش را داشته باشید، از همه این‌ها لذت‌بخش‌تر خواهد بود. اینکه با همین خودرو فراری، به همراه یکی از دوستان نزدیک خود به یک سفر رویایی بروید. شاید توانستید سری به صحرای آفریقا یا جنگل‌های بارانی کنگو بزنید که البته در این مورد احتمالا فراری پرسرعتتان به درد نخورد.

۲– «دادن» بهتر از «گرفتن» است

چیزهایی کمی در دنیا وجود دارند که حس شادی و رضایتی همچون «بخشیدن» یا «دادن» به دیگران در انسان ایجاد کنند. به یاد داشته باشید دفعه بعد که مغازه‌های یک بازارچه یا مرکز خرید را یک‌به‌یک تماشا می‌کنید، به‌جای اینکه به دنبال چیزی برای خود باشید، به این فکر کنید که چه چیزی می‌تواند بهترین دوست شما یا کس دیگری را که برایتان مهم است، شگفت‌زده (Surprise) کند.

یک دسته‌گل تازه یا یک شاید یک پلی‌استیشن بتواند روز پدر و مادر شمارا بسازند. تجربه شگفت‌زده کردن یک دوست یا کسی که دوستش دارید، نه‌تنها روز آن‌ها را می‌سازد، بلکه حس بسیار خوبی نیز در شما ایجاد می‌کند و این حس می‌تواند مدت‌ها ادامه داشته باشد.

۳– نخرید، اجاره کنید

شمال ایران یکی از مکان‌ها توریستی محبوب حداقل برای پایتخت‌نشینان است. برخی از افراد برای اینکه در تعطیلات جایی جهت اقامت داشته باشند، منزل یا ویلایی را در شمال ایران می‌خرند. اما این کار چه لزومی دارد؟ به‌جای اینکه با هزینه هنگفتی یک ویلا یا منزل مسکونی را بخرید، می‌تواند با پول بسیار کمی جایی را برای مدت اقامت خود اجاره کنید. در این صورت، تنوع هم خواهید داشت. زیرا لازم نیست هر بار فقط به همان منطقه بروید. تازه اگر چنین جایی را بخرید، باید یادتان باشد که قبض آب و برق و گاز آنجا را پرداخت کنید که در تعطیلاتتان به دردسر نیفتید.

تجربه کالا
اجاره کردن فراری می‌تواند تمام تجربه لازم را به ما منتقل کند.

شاید بهتر باشد به‌جای خرید بسیاری از این چیزهای پرهزینه، مثل ویلای شمال، خودرو مرسدس بنز و یا هر چیزی که دوست دارید آن را تجربه کنید، به فکر اجاره آن باشید. یک ویلا را برای یک هفته اجاره می‌کنید و می‌توانید یک هفته بدون هیچ دغدغه خاصی در آنجا زندگی کنید. اگر دوباره لازم داشته باشید، یک ویلای دیگر اجاره می‌کنید. از سویی دیگر لازم نیست نگران رسیدگی به آنجا باشید.

وقتی جایی یا چیزی را اجاره می‌کنید، مدتی از آن لذت می‌برید و تمام. تحویلش می‌دهید و دغدغه‌ دیگری ندارید. بگذارید قصه را کوتاه کنم: شما واقعا نمی‌خواهید یک خودروی «فراری» داشته باشید، بلکه فقط دوست دارید، تجربه و لذت راندن یک «فراری» را بچشید و همین تفاوت بزرگی است.

۴– داشتن احساس بهتر، مهم‌تر از خوش‌پوش دیده شدن است

با خودمان مهربان باشیم. آیا واقعا خرید یک کت‌وشلوار یا گوشی ۶ میلیونی شمارا خوشحال‌تر خواهد کرد؟ نظرتان چیست اگر یک شلوار و پیراهن ۴۰۰ هزارتومانی بخرید و با بقیه پولتان چندین بار سفر بروید. یا یک ماساژ خوب را تجربه کنید.

تلاش برای اینکه شبیه یک ستاره سینِما یا مدل فشن باشید، کار پرخرجی است و درنهایت این حساب بانکی شما است که واقعا تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

به‌جایی اینکه با پول‌هایی که از زیر سنگ درآورده‌اید، لباس‌ها و جواهراتی که فکر می‌کنید شمارا زیبا‌تر می‌کنند، بخرید، همین پول را در صرف فعالیت‌هایی کنید که حس بهتری به شما می‌دهند. شاید کوهنوردی چیز جالبی باشد. عضویت در یک باشگاه، ماساژ، شرکت در کلاس‌های یوگا و تای‌چی می‌تواند شمارا آرام و استرستان را دور کند. از کلاس یا باشگاه که بیرون می‌آیید احساس طراوت و سلامتی می‌کنید. برخلاف مواقعی که به خرید می‌روید و به خاطر خرج اضافی، چیزی در درونتان شمارا سرزنش می‌کند.

۵– آنچه یاد می‌گیرید برای یک‌عمر می‌ماند

یکی از بهترین کارهایی که می‌توانید با پول اندکی انجام دهید و تاثیر زیادی رو خوشحالی شما داشته باشد، یادگیری یک مهارت یا مشغولیت جدید است. شاید یک کلاس معرق‌کاری، عکاسی، نقاشی و یادگیری تنیس تاثیرات بهتری داشته باشند. نه‌تنها یادگیری یک مهارت جدید جذاب و ارضاکننده است بلکه شما می‌توانید افق‌های شخصی خود را نیز گسترش دهید. از سویی این مهارت‌ها، چیزهایی هستند که شما تا آخر عمر همراه خواهید داشت و حتی ممکن است از این طریق دایره اجتماعی خود را نیز گسترش دهید.

صرف هزینه برای گسترش مهارت‌های جدید، روشی خوبی برای ملاقات با آدم‌ها و ورود به حوزه‌های جدید در زندگی است که شاید پیش از آن فکرش را هم نمی‌کرده‌اید. توسعه مهارت شخصی می‌تواند راه‌هایی لذت بردن از زندگی را نیز برای شما گسترش دهد. در این مسیر تقریبا هیچ‌چیز منفی وجود ندارد. ازاین‌روی شاید بد نباشد از همین هفته در کلاس‌های مدیتیشن روزهای جمعه که همیشه رویا‌یش را داشتید، شرکت کنید. این هزینه‌ای است که به نکویی صرف می‌کنید.

تجربه کنید، نخرید

با تمام وجود تمام پستی‌وبلندی‌های زندگی، هیچ تضمینی وجود ندارد که همواره تجاربی خوبی کسب کنید. ممکن است در همین سفر عید نوروز که به جنگل‌های ارسباران سر می‌زنید، اتفاقات بدی بیفتند. اما بازهم در ۹۰ درصد مواقع بهتر است پول خود را صرف تجارب و دیگران کنید. احتمال اینکه حسی خوب، رضایت‌بخش و توام با آرامش کسب کنید، بسیار بیشتر است. ازاین‌روی به یاد داشته باشید، اگر می‌خواهید خوشحال و خوشبخت بمانید، خرید اشیا را بی‌خیال شوید و به خرید تجربه بپردازید.

این مطلب را به اشتراک بگذارید