نگاهی به دنیای ویچر/ وقتی نفع فردی، نفع جمعی را می‌سازد

نگاهی به دنیای ویچر/ وقتی نفع فردی، نفع جمعی را می‌سازد

سریال ویچر به شکلی سینمایی و دراماتیک به ایده معروف آدام اسمیت در کتاب ثروت ملل پرداخته است. جایی که نفع شخصی به نفع جمعی منجر می‌شود.

این سریال مصداق چنین ایده فسلفی است که خودش را در جهان کهن فانتزی ویچر به نمایش گذاشته است. تجارت نیوز نگاهی داشته است به بخشی از درون مایه این سریال که به مناسبات اقتصادی میان افراد پرداخته است.

آدام اسمیت نزدیک به ۲۵۰ سال پیش در کتاب ثروت ملل تلاش کرد به این پرسش پاسخ دهد که منشاء رشد اقتصادی و ثروتمند شدن ملت‌ها چیست؟ چه عواملی موجبات رشد و رفاه یک کشور را فراهم می‌کند؟

اسمیت ضمن توضیح مفاهیم بنیادین علم اقتصاد مانند تقسیم کار، تولید، بازار و … نظریه خود درباره ریشه ثروت ملل را بر یک اصل کلی استوار می‌کند. اینکه هر انسانی فی نفسه به دنبال منفعت شخصی خود است، اما دنبال کردن همین منافع شخصی توسط افراد، منجر به منفعت جمعی و اجتماعی می‌شود. از این رو اقتصاد دارای یک ماهیت خودتنظیم گری است که نیاز به مداخله گری از سوی نهادهای تنظیم‌گر مثل دولت ندارد.

این دیدگاه که بیش از دو قرن پیش از سوی این فیلسوف و اقتصاددان مطرح شده، می‌تواند تا حد زیادی نوع تعامل انسان‌ها با یکدیگر را در قرن‌های گذشته و همین طور زمان معاصر توضیح داد و در خلال این توضیح مشخص می‌شود که آیا این دیدگاه کماکان از کارایی لازم برخوردار است یا اینکه نیاز به بازنگری دارد.

بر اساس این دیدگاه آنچه انسان را به لحاظ تاریخی به موجودی متمدن و مدنی تبدیل کرده است نه نظامی گری است، نه سیاست و نه فرهنگ، بلکه این اقتصاد و تبادل آزاد تجاری است که بشر امروزی را تعریف می‌کند، به این معنا که هیچ چیز جز اقتصاد تا کنون نتوانسته است تضمین کننده یک صلح مداوم باشد.

در واقع این نیاز افراد به یکدیگر و وجود تفاوت‌ها و تمایزها میان انسان‌ها است که زمینه ساز دنیایی شده است که آدم‌ها بدون آنکه یکدیگر را بشناسند نیاز هم را تامین می‌کنند.

سریال فانتزی و اکشن ویچر محصول سال ۲۰۱۹ که بر اساس مجموعه داستانی به همین نام به نویسندگی آندژی ساپکوفسکی لهستانی ساخته شده است، به شکلی متفاوت در بخشی از روایت خود به ایده آدام اسمیت پرداخته و آن را در لایه‌هایی از درام و قصه خود به شکلی سینمایی گنجانده است.

داستان این سریال درباره یک موجود جهش یافته به نام «گرالت ری ویا» است که شغلش کشتن هیولا و موجودات شیطانی است. کاری که او در ازای دریافت پول و سکه از مردم شهر انجام می‌دهد.

اگرچه سریال به شکل حقیقی به دوره زمانی و مکانی خاصی اشاره نمی‌کند و سرزمینی که می‌سازد، به همراه شخصیت‌های داستان، برآمده از تخیل نویسنده است اما ارجاعاتی به تاریخ بشر به سبک تاریخ تمدن ویل دورانت دارد، تاریخی که بیش از هر چیز بیانگر بدویت و خشونتی است که در روزگاران قدیم و قرون گذشته در میان انسان‌ها رایج بوده است. جایی که نه قرارداد اجتماعی وجود داشته و نه اثری از یک زیست مشترک مسالمت آمیز بوده است. پارادایم حاکم و مسلط خشونتی بوده که بیش از هر چیز تثبیت کننده قانون جنگل بوده است.

 خشونت تاریخی

از این رو نظامی گری و سیاست ورزی در خدمت امیال و اراده قدرتمندان و حاکمان بوده و جایی برای گفت و گو، تعامل و مذاکره میان ملت‌ها و کشورها نبوده است. به گونه‌ای که به هر بهانه‌ کوچکی قتلی اتفاق می‌افتاده و یا جنگی به راه می‌افتاده و انسان ها در کشاکش با یکدیگر، هیولاها و ویچرها قرار دارند. این میزان از بدویت در بطن و متن آن روزگار در جریان بوده است. چیزی که در داستان ویچر هم به روشنی قابل مشاهده است.

ویچر شخصیتی است برآمده از چنین اجتماعی. جایی که بی‌اعتمادی و بدبینی بین آدم‌‌ها قالب است و ذهنیت‌ افراد نسبت به هم کاملا منفی است. جایی که منفعت شخصی دنبال می‌شود و در مواردی به منفعت جمعی منجر می‌شود.

در چنین فضایی «گرالت» به عنوان یک ویچر با مردم شهر وارد یک تعامل تازه می‌شود. جایی که این رابطه و تعامل نیاز طرفین را رفع و رجوع می‌کند. مردم شهر می‌خواهند از شر هیولاها و موجودات شیطانی راحت شوند و «گرالت» هم حاضر است در ازای پول هیولا بکشد.

در اینجا رگه‌هایی از مدنیت در تعامل میان ویچر و مردم ظاهر می‌شود و تجارت پایه‌ای می شود برای اعتمادسازی دو طرفه. در واقع در چنین فضایی و از دل یک زندگی حیوانی، نشانه‌ای از یک رفتار متمدنانه ظاهر می‌شود، رفتاری که نه متکی بر سیاست و نظامی‌گری بلکه متکی بر یک الگوی اقتصادی است. تبادل آزاد تجاری رفتاری می‌سازد که منفعت دو طرف حفظ و خواسته‌شان برآورده شود. در این چارچوب تازه، اقتصاد مدلی جدیدی از سیاست ورزی و مناسبات اجتماعی را می‌سازد که همان ایده آدام اسمیت را تایید می‌کند.

بدبینی مردم به ویچرها

اگرچه نفرت و بدبینی مردم شهر نسبت به گرالت به عنوان یک ویچر از بین نمی‌رود – به دلیل سابقه ذهنی بدی که از ویچرها دارند – اما دست کم حرکتی در مسیر شکل گیری گفتمان دو طرف اتفاق می‌افتد.

مصداق چنین چیزی، در جایی اتفاق می‌افتد که گرالت وقتی می‌فهمد شهرت حرفه‌اش به دلیل بد قولی ویچر قبلی در خطر افتاده است، حاضر می‌شود نرخ دستمزداش را به یک سوم کاهش دهد و همین طور حاضر است همین مقدار دستمزد را هم به طور کامل بعد از انجام ماموریت دریافت کند. او این کار را انجام می‌دهد که اعتبار حرفه‌ای اش را بازپس گیرد و اعتماد طرف‌های مقابل را هم به خود جلب کند.

در اینجا گویی شکلی از بازار آزاد رقابتی در شهر میان مردم و ویچرها شکل گرفته است که مبتنی بر نوعی منفعت طلبی شخصی است، منفعت طلبی که منافع دو طرف را تامین ‌می‌کند. این رابطه داوطلبانه در نهایت خطر هیولاها را برای مدتی از سر شهر کم می‌کند، هر چند سایه ترس کماکان بر سر مردم باقی می‌ماند.

نوع رابطه آدم‌ها و ویچرها در زندگی امروزی ما هم به انواع دیگری بازتولید شده است. رابطه‌ای که پول و تجارت مرکزیت تعاملات اجتماعی را شکل می‌دهد، یعنی حرکت به سمت نفع شخصی برای تحقق منفعت جمعی، شاید در دنیای امروز ایده اسمیت در مواردی قابل نقض باشد و لزوما در همه جا نفع شخصی، به تامین نفع جمعی ختم نشود اما دست کم زمینه ای را برای ایجاد گفتمان مشترک و رابطه دوسویه مبتنی بر اعتمادسازی فراهم می‌کند.

داستان ویچر یک بار دیگر به ما ثابت می کند که رابطه اقتصادی و تجارت داوطلبانه آزاد میان انسان ها که مبتنی بر منافع شخصی است می تواند ضمانتی برای صلح باشد، آنچه که پاردایم جهان امروز را هم شکل داده است. ملت های امروزی تلاش میکنند که برای خود هویت اقتصادی بسازند و با توان اقتصادی خودشان را در جهان امروز معرفی کنند.

جایی که به نظر می رسد قدرت اقتصادی به قدرت مسلط تبدیل شده است. اگر تصور شود که روابط آزاد تجاری میان کشورها وجود نداشته باشد، چندان دور از ذهن نیست که بشر به جهان پیشا تمدنی خود سقوط کند. اگر در جهان داستانی سریال ویچر، شخصی مثل گرالت به عنوان یک فرد بهانه‌ای برای شکل گیری رابطه داوطلبانه تجاری و توافق دو جانبه می‌شود، امروز ویچر بودن به رفتار خود انگیخته آدم‌ها برای مبادله آزادانه تبدیل شده است. نوعی از ارتباط که خود را در قالب نهادسازی و ساختارهای اقتصادی و اجتماعی حاکم بر تعاملات انسانی حاکم کرده است.

تا کنون فصل اول سریال ویچر به کارگردانی لورن اشمیت و آلیک ساخاروف در هشت قسمت از سوی شبکه نت فلیکس منتشر شده است.

نظرات