به گزارش تجارت نیوز، برداشت درختان شکسته و افتاده از جنگلهای شمال که در تبصره یک ماده 36 قانون برنامه هفتم توسعه به موضوعی بحثبرانگیز تبدیل شده است. در این تبصره آمده است که برداشت درختان ریشهکن، شکسته و افتاده تجمعی ناشی از بروز عوامل طبیعی مانند طوفان، سیل، برف سنگین، لغزش و رانش وسیع و همچنین درختان آفتزده غیرقابل احیا و درختان خطرساز در حاشیه جادههای جنگلی و پارکهای جنگلی، توسط سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور و با تأیید رئیس این سازمان انجام میشود.
مرز میان درختان افتاده و درختان سالم میتواند بهراحتی مخدوش شود / قانونگذاری منابع طبیعی باید شفاف و دقیق باشد
حفاظت از منابع طبیعی نیازمند سیاستگذاری دقیق، شفاف است. قوانینی که با هدف مدیریت منابع طبیعی تدوین میشوند، اگر بهصورت کلی و بدون جزئیات اجرایی روشن تصویب شوند، در مرحله اجرا میتوانند تفاسیر متفاوتی پیدا کنند. بسیاری میگویند درختان شکسته و افتاده ضایعات نیستند و جمعآوری آنها توجیهی ندارد. تعیین خطرآفرینی درخت یا بیمار بودنش در اکوسیستم پیچیدهای مثل جنگلهای هیرکانی به گستردگی تعاریف از نظر تصمیمگیران بستگی دارد. همین ابهامها ممکن است راههایی برای سوءاستفاده ایجاد کند.
جنگلهای هیرکانی طی سالهای گذشته علاوهبر آتشسوزیهای مکرر، با چالشهایی مانند بهرهبرداری بیرویه و قاچاق چوب نیز روبهرو بودهاند. این موضوع حساسیت کارشناسان و فعالان محیطزیست را نسبت به هرگونه تصمیم درباره برداشت چوب افزایش داده است. به همین دلیل، هر بحثی درباره برداشت درختان شکسته و افتاده در جنگلها در واقع بهطور مستقیم با وضعیت جنگلهای هیرکانی و نگرانیها در حوزه قاچاق چوب گره میخورد.
تنهی درختان شکسته و افتاده بخشی از چرخههای طبیعی هستند / جمعآوری گسترده درختان افتاده بدون در نظر گرفتن نقش اکولوژیک، تعادل در اکوسیستم را برهم میزند
درختان شکسته و افتاده در جنگل، اضافی نیستند و حذف آنها در چرخههای طبیعی جنگل اختلال ایجاد میکند. این تنهها بخشی از چرخه طبیعی جنگلاند و نقش مهمی در حفظ رطوبت خاک، تقویت مواد آلی، تغذیه بستر جنگل و ایجاد زیستگاه برای قارچها، حشرات، پرندگان و جانوران کوچک دارند. جمعآوری گستردهی درختان افتاده نهتنها ضرورت اکولوژیک ندارد، بلکه میتواند تعادل جنگل را بر هم بزند. بهویژه در جنگلهای هیرکانی که سالهاست تحت فشارهای مختلف قرار دارند، هر جزء از ساختار جنگل ارزش حفاظتی دارد و حذف بیضابطهی آن میتواند توان بازسازی طبیعی را کاهش دهد.
ارزش درختان جنگل بیشاز قیمت الوارها است / تقلیلگرایی با منطق حفاظت از جنگل نسبتی ندارد
ارزش واقعی درختان تنها در چوب و الوار آنها خلاصه نمیشود، بلکه در مجموعهای از خدمات اکوسیستمی نهفته است که برای پایداری حیاتیاند. درختان در تثبیت خاک و جلوگیری از فرسایش، تنظیم چرخه آب، ذخیره و تصفیه منابع آبی، پالایش هوا و حفظ تنوع زیستی نقش اساسی دارند. حتی درختان شکسته و افتاده نیز بخشی از همین چرخه طبیعیاند و با تجزیه تدریجی به تقویت خاک و فراهم کردن زیستگاه برای گونههای مختلف کمک میکنند. از این رو، تقلیل مسئله درختان افتاده در جنگل به مجموعهای از الوارهای آماده برای برداشت و جابهجایی، نگاهی سادهانگارانه به یک پدیده بومشناختی پیچیده است و با منطق حفاظت از جنگلها همخوانی ندارد.
مشکل فقط برداشت چوب و حذف درختان شکسته و افتاده نیست / نحوه برداشت درختان مذکور آسیبهای بسیاری به جنگل وارد میکند
اهمیت موضوع تنها به نقش اکولوژیک این درختان محدود نمیشود. مسئله مهمتر پیامدهای اجرایی برداشت این چوبها است. جمعآوری درختان افتاده معمولاً نیازمند ورود ماشینآلات سنگین، باز شدن مسیرهای جدید چوبکشی و افزایش تردد در دل جنگل است. چنین روندی میتواند به فشرده شدن خاک، تخریب نهالها و آسیب به پوشش گیاهی اطراف منجر شود.
تفکیک درخت افتاده از درخت سالم در میدان عمل ساده نیست. مجوز برای برداشت محدود درختان شکسته و افتاده میتواند به برداشت درختان نیمهافتاده، برداشت درختان بیمار و خطرآفرین (با تغییر گستردگی تعاریف) و در یکی از بدترین حالتها قطع عمدی درختان سالم منجر شود. این مجوز میتواند روندی به سمت تخریب گسترده را سرعت بخشد و به پوششی برای قاچاق چوب تبدیل شود.
ماده 36 برنامه هفتم اگرچه به هدف حفاظت تنظیم شده است اما میتواند زمینهساز تخریب گسترده باشد
قانونگذاری در حوزه منابع طبیعی باید با دقت، شفافیت و پشتوانه علمی همراه باشد و برای جلوگیری از سوءاستفاده، سازوکارهای نظارتی مشخص و قابل اجرا داشته باشد. برخی قوانین تدوینشده با هدف مدیریت یا ساماندهی، ممکن است در عمل به تفاسیر مختلفی منجر شوند و بهجای تقویت حفاظت، زمینه تخریب بیشتر را فراهم کنند.