به گزارش تجارت نیوز، فارن افرز با انتشار یادداشتی مدعی شد: ایران در اواخر فوریه، مدیریت تنگه هرمز را کلید زد و هشدار داد که اگر بازیگری بخواهد از این شاهراه عبور کند، باید از تهران مجوز بگیرد. ایران با این اقدام خود صادرات نفت از خاورمیانه را متوقف و قیمت انرژی را به شدت افزایش داده است.
اهرم جدید برای رویارویی
فارن افرز در ادامه یادداشت خود آورده: کنترل آبراهها مدتهاست که برای خنثی کردن تاکتیک دشمنان و شکل دادن به نتایج استراتژیک مورد استفاده قرار گرفته است. در سال ۱۹۵۱، پس از ملی شدن صنعت نفت ایران، بریتانیا از فشار دریایی برای جلوگیری از صادرات نفت ایران استفاده کرد. در طول «جنگ نفتکشها»، ایران در پاسخ به حملات عراق، مینهایی را در تنگه هرمز کار گذاشت. با این حال، در طول هر دو این درگیریها، تنگه هرمز همچنان مورد استفاده قرار گرفت.
آنچه بحران فعلی هرمز آشکار میکند آن است که بستن تنگه آسانتر شده و عواقب آن گستردهتر. فناوریهای نسبتا ارزان – از جمله سیستمهای نظارت ساحلی، موشکهای ضد کشتی مستقر در ساحل، پهپادها، شناورهای سطحی بدون سرنشین و مینها – اکنون به کشورهای دارای مختصات ژئوپلتیک اجازه میدهند تا در مقیاس وسیع اختلال ایجاد کرده و هزینههایی را بر دشمنان تحمیل کنند.
در عین حال، تمرکز تجارت جهانی و جریان انرژی از طریق تعداد انگشتشماری از مسیرهای باریک، تاثیر بحرانهای محلی را افزایش داده است. نکته مهم این است که حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران و تهدید بعدی ادعایی دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، مبنی بر مسدود کردن تنگه هرمز، نشاندهنده تمایل قدرتهای بزرگ برای تحمیل هزینههای اقتصادی گسترده و نادیده گرفتن قوانین بینالمللی، از جمله قوانین حاکم بر ترانزیت، است. علاوه بر این، لازم نیست یک آبراه بسته شود تا درد زیادی ایجاد کند: صرف تهدید اختلال برای افزایش حق بیمه، تغییر مسیر کشتیرانی و بیثبات کردن بازارهای کافی است.
قربانیان تنش در هرمز
از منظر کشورهای آسیایی، خطرات هنوز هم در اوج است: در حالی که هرمز عمدتا یک گلوگاه انرژی است، آبراههای آسیا در امتداد زنجیرههای تامین تجارت جهانی، انرژی و نیمههادیها قرار دارند. با نشان دادن امکانسنجی – حتی برای یک قدرت ضعیفتر – مسلح کردن یک گلوگاه مانند هرمز و تمایل کشورهای قدرتمند به تحمیل هزینههای گسترده میتواند موجب شود تا بازیگران به تاکتیکهای مشابهی در سراسر هند و اقیانوس آرام متوسل شوند.
همین تاکتیک میتواند در قالب محدودیتهای ایالات متحده برای دسترسی به تنگه مالاکا، محاصره تنگه تایوان توسط چین یا عدم دسترسی ایالات متحده و فیلیپین به تنگه لوزون خود را نمایان کند.
از منظری دیگر فشار بر این گلوگاههای اصلی قادر است به نوبه خود به آبراههای فرعی نیز گسترش یابد. تحولات اخیر در مجمعالجزایر اندونزی، که تا حد زیادی از دید پنهان ماندهاند، نشان میدهد که واشنگتن و پکن با اشتیاق بیشتری اختلالات و مانورهایی را برای رقابت با کریدورهای دریایی فرعی آسیا پیشبینی و برنامهریزی میکنند.
هزینههای کنش و واکنش ایران و آمریکا
فارن افرز در بخش دیگری از یادداشت خود مدعی است: پس از حملات ایالات متحده و اسرائیل در اواخر فوریه، ایران صرفا با حملات جنبشی تلافی نکرد. سپاه پاسداران سیستم عوارض ساختاریافته در تنگه هرمز ایجاد کرد، سیستمی که کشتیها را به ارائه اسناد و پرداخت هزینه برای عبور ملزم میکرد. در حالی که گزارشهای تایید نشدهای مبنی بر پرداخت حداقل 2 میلیون دلار توسط حداقل یک کشتی برای عبور از تنگه منتشر شده، برخی از شرکتهای کشتیرانی اصرار داشتهاند که با استناد به «اصل ناوبری مبتنی بر قوانین بینالمللی» هزینهای پرداخت نخواهند کرد.
در اواسط آوریل، پس از شکست مذاکرات برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه، ترامپ مدعی شد که نیروی دریایی ایالات متحده «هر کشتیای را که سعی در ورود یا خروج از تنگه هرمز داشته باشد، توقیف خواهد کرد.» این بیانیه نگرانیهای حقوقی فوری را تحت کنوانسیون سازمان ملل در مورد حقوق دریاها و قانون درگیریهای مسلحانه در دریا، که ناظر بر جنگ دریایی و رفتار با کشتیهای بیطرف است، برانگیخت.
با این حال دستورالعمل عملیاتی فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) متعاقبا دستورالعمل رئیسجمهور را محدودتر کرد. بدین صورت که این محاصره به طور بیطرفانه علیه کشتیهای برای همه کشورها که به بنادر ایران وارد یا از آن خارج میشوند، اعمال خواهد شد، در حالی که مانع آزادی ناوبری کشتیهایی که از تنگه به بنادر غیر ایرانی عبور میکنند و از آن خارج میشوند، نخواهد شد.
با اعمال بیطرفانه محاصره علیه کشتیهای همه کشورها که به بنادر ایران وارد یا از آن خارج میشوند و حفظ حقوق ترانزیت برای کشتیهایی که به بنادر غیر ایرانی سفر میکنند و از آنجا خارج میشوند، دستور سنتکام تنظیم شد تا از نظر قانونی قابل دفاع باشد.
تنگههای خطرناک
به نوشته فارن افرز، احتمالا عواقب مسلح کردن تنگهها در هیچ کجا به اندازه آسیا بالا نخواهد بود. تنگه مالاکا، که در باریکترین حالت خود تنها ۱.۵ مایل دریایی طول دارد، تا ۴۰ درصد از تجارت جهانی و ۸۰ درصد از واردات انرژی چین را حمل میکند. دور زدن آن مستلزم تغییر مسیر از طریق آبراههای فرعی اندونزی یا اطراف استرالیا است که زمان، هزینه و ریسک قابل توجهی را به همراه دارد.
در سال ۲۰۰۳، هو جینتائو، رئیسجمهور چین، آسیبپذیری چین در برابر انسداد این مسیر را «معضل مالاکا» توصیف کرد. حال رویدادهای اخیر در هرمز این نگرانی را تشدید میکند. پکن احتمالا برنامههای خود را برای کاهش وابستگی به تنگه مالاکا با گسترش خطوط لوله زمینی از طریق میانمار، روسیه و آسیای مرکزی، افزایش دسترسی به بنادر اقیانوس هند و توسعه مسیرهای کشتیرانی قطب شمال تشدید خواهد کرد.
اختلال در مسیر این شریان حیاتی، پیامدهایی برای کشورهای بسیار فراتر از چین خواهد داشت. تنگه مالاکا کریدور دریایی اصلی است که مراکز تولیدی شرق آسیا را به بازارهای اروپا و خاورمیانه متصل میکند. بسته شدن آن زنجیرههای تامین جهانی حیاتی را قطع، شوکهای کلان اقتصادی ایجاد و به اقتصاد ایالات متحده آسیب میرساند. پیش از این، ممکن بود به طور منطقی فرض شود که واشنگتن با توجه به پیامدهای اقتصادی گسترده، برای اختلال در عبور و مرور از طریق تنگه تردید داشته باشد.
با این حال، بحران هرمز نشان داد که چنین ملاحظاتی وزن کمتری دارند. حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران با توجه به پیامدهای گستردهتر، از جمله تاثیر این کنش تهاجمی بر متحدان و شرکا، انجام شد، در حالی که محاصره ایالات متحده، حتی در قالب محدودتر توسط سنتکام، به افزایش شدید قیمت جهانی انرژی و مواد غذایی کمک کرد.
ابتکار ایران، الگویی برای جهان
هرمز همچنین نشان میدهد که چگونه میتوان از تنگهها برای کسب درآمد و اهرم فشار استفاده کرد. اگرچه کشورهای ساحلی تنگه مالاکا هیچ انگیزهای برای بستن این آبراه ندارند، اما دریافت هزینه برای عبور – شاید تحت پوشش عوارض زیستمحیطی – موضوع دیگری است.
سنگاپور سهم عمدهای از ارزش تجاری عبور از طریق خدمات بندری و حمل و نقل خود را به دست میآورد، اما یک دولت ملیگرا یا پوپولیست در اندونزی یا مالزی ممکن است تصمیم بگیرد از کشتیرانی تجاری سوداوری کند. از همین رو اخیرا، وزیر دارایی اندونزی پیشنهاد داد که این کشور ممکن است برای عبور عوارض دریافت کند، اگرچه وزیر امور خارجه به سرعت از این موضع عقبنشینی کرد.
به سان هرمز و مالاکا، اختلال در تنگه تایوان، که 20 درصد از تجارت دریایی جهانی از آن عبور میکند، تهدیدی است برای تجارت جهانی. اما محاصره تنگه تایوان پیامدهای مشخصی دارد. تایوان همچنان تولیدکننده غالب نیمههادیهای پیشرفته در جهان است و محاصره، واردات انرژی و مواد اولیه آن را محدود کرده و صادرات تراشههای حیاتی برای زنجیرههای تامین جهانی را متوقف میکند.
بر خلاف چین که در حال ساخت مسیرهای جایگزین برای کاهش وابستگی خود به تنگه مالاکا است، تایوان فاقد یک گذرگاه جغرافیایی است: بنادر اصلی این کشور در امتداد ساحل غربی و رو به تنگه متمرکز شدهاند و کوهستانهای داخلی حمل و نقل شرق به غرب را پیچیده میکنند. از همین رو در صورت محاصره، صنایع فناوری و تولید دفاعی در سراسر جهان فلج خواهد شد. به گفته بلومبرگ، 5.3 درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی میتواند از بین برود.
هراس از تکرار تنش هرمز در تایوان
این آبراهها فراتر از پتانسیلشان برای ایجاد اختلال گسترده اقتصادی، مزایای نظامی و عملیاتی متمایزی نیز دارند. همانطور که تنگه هرمز نشان داد، کنترل قلمرو مجاور، به ویژه در تنگههای باریک، برتری قابل توجهی را فراهم میکند. ایران با استفاده از رادار ساحلی، موشکهای ساحلی، پهپادها، شناورهای سطحی بدون سرنشین، قایقهای تندرو تهاجمی و مینها، توانایی محدود کردن دسترسی و تحمیل هزینه بر یک ارتش برتر را نشان داده و اهداف جنگی گستردهتر ایالات متحده را پیچیده کرده است.
این واقعیتهای تاکتیکی از قبل مواضع نظامی در آسیا را شکل دادهاند. تحولات در تنگه هرمز، استراتژی ضد دسترسی/منع منطقهای (A2/AD) چین را که به دنبال محدود کردن و پیچیده کردن عملیات دشمن در آبهای اطراف این کشور از طریق سیستمهای موشکی، دریایی، هوایی و نظارتی چندلایه است، و رویکرد «جوجه تیغی» تایوان که بر سیستمهای پراکنده و متحرک طراحی شده برای دفع تهاجم تاکید دارد را تایید میکند.
اگرچه تنگه تایوان بسیار عریضتر از هرمز است – حدود ۷۰ مایل دریایی در باریکترین حالت – با این حال به قابلیتهای برد بلندتری نیاز دارد، اما اصل اساسی درباره آن صدق میکند: تنگهها داراییهای استراتژیکی هستند که میتوانند عملا به سلاح تبدیل شوند. در واقع، در جنوب، رزمایشهای ایالات متحده و فیلیپین بر توسعه قابلیتهای دفاعی محلی در تنگه لوزون متمرکز شدهاند، تنگهای که دریای چین جنوبی را به اقیانوس آرام متصل میکند و عمق آن به زیردریاییها اجازه میدهد تا بدون شناسایی عبور کنند. این تنگه دروازهای حیاتی برای کشتیرانی تجاری و حرکت دریایی بین شرق آسیا و اقیانوس آرام وسیعتر است و در صورت اختلال در عبور و مرور از طریق تنگه تایوان، به یک مسیر جایگزین ضروری تبدیل خواهد شد. پکن اخیرا با رزمایشهای آتشین به این مانورها پاسخ داده و اهمیت استراتژیک تنگه را برجسته کرده است.
از آنجا که هر دو تنگه تایوان و لوزون از ۲۴ مایل دریایی پهنتر هستند، دارای کریدورهای منطقه اقتصادی انحصاری پیوستهای هستند که در آنها آزادیهای آبهای آزاد اعمال میشود. مسدود کردن این کریدورها یا دخالت غیرموجه در ترانزیت، به شکلی اشکار قوانین بینالمللی را نقض میکند. با این حال، فعالیتهای نظامی در داخل و اطراف هر دو تنگه نشان میدهد که ارزش استراتژیک و کنترل دسترسی به این دو آبراه احتمالا در جریان بحران درگیر محدودیتهای قانونی بیشتر خواهد شد.
فشار مجمعالجزایری
هرگونه اختلال در تنگههای پرترافیک، فشار بر مسیرهای ثانویه را افزایش داده و آسیبپذیریهای جدیدی ایجاد میکند. اگر تنگه مالاکا محدود شود، ترافیک باید از طریق مجمعالجزایر اندونزی، از جمله تنگه سوندا، بین سوماترا و جاوه، و تنگه لومبوک، یک گودال عمیق بین بالی و لومبوک، تغییر مسیر دهد. به نظر میرسد پکن و واشنگتن مشتاقانه منتظر اختلال در نقاط گلوگاهی اصلی هستند و بیسروصدا برای کسب امتیاز در این آبها مانور میدهند.
در اوایل ماه آوریل، جاکارتا یک وسیله نقلیه زیرآبی بدون سرنشین با منشا مشکوک چینی را در تنگه لومبوک کشف کرد که نشاندهنده توجه چین به این آبراه است. با این حال ترانزیت در آبهای مجمعالجزایری تحت کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS) براساس قوانین عبور از خطوط دریایی مجمعالجزایری اداره میشود که ناوبری و پرواز مداوم و بدون مانع را در «حالت عادی» (به این معنی که زیردریاییها ممکن است در زیر آب بمانند) از طریق کریدورها یا مسیرهای تعیین شده توسط دولت «که معمولاً برای ناوبری بینالمللی استفاده میشوند» تضمین میکند. در خارج از این کریدورها، کشتیها (اما نه هواپیماها) فقط از «عبور بیضرر» برخوردارند که ممکن است در صورت «ضرورت امنیت و نیاز به روی آب آمدن زیردریاییها»، به حالت تعلیق درآیند.
تمرکز ترافیک در کریدورهای قابل پیشبینی، ردیابی و هدف قرار دادن کشتیها و هواپیماها را آسانتر میکند. واشنگتن با درک این آسیبپذیری، به دنبال یک توافقنامه پروازی فراگیر با اندونزی برای تضمین دسترسی به مسیرهای جایگزین بوده است. حساسیتهای پیرامون این توافقنامه بسیار زیاد است. در اواسط آوریل، تنها چند روز قبل از امضای توافقنامه عملیاتی، یک رسانه هندی خبر این توافقنامه را فاش کرد. وزارت امور خارجه اندونزی به وزارت دفاع هشدار داد که این توافقنامه میتواند خطر درگیری منطقهای بالاخص در دریای جنوبی چین را به دنبال داشته باشد. سرنوشت این توافقنامه اکنون مشخص نیست. در همین حال، پکن هشدار داده که این توافقنامه میتواند منشور انجمن کشورهای جنوب شرقی آسیا را نقض کند.
عبور امن
کشورهایی که به ترانزیت آزاد وابسته هستند، نمیتوانند فرض کنند که هنجارهای حاکم بر آبراههای استراتژیک به سادگی در مواجهه با حمله دوام خواهند آورد. ایالات متحده و متحدان و شرکای این کشور باید اقدامات فوری را برای کاهش آسیبپذیریها در نقاط حساس آسیا انجام دهند. به بیانی دیگر واشنگتن و متحدان و شرکایش باید قابلیتهای آگاهی و واکنش در حوزه دریایی را در تایوان و سایر کشورهای دریایی کلیدی، از جمله اندونزی، مالزی و سنگاپور که میزبان تاسیسات لجستیکی ایالات متحده هستند، تقویت کنند تا فعالیتهایی را که با هدف ایجاد اختلال در آبراههای استراتژیک، مانند مینگذاری، انجام میشوند، شناسایی و از آنها جلوگیری کنند.
واشنگتن و متحدانش همچنین باید در عملیات دریایی که برای حفظ عبور و مرور از تنگههای مورد مناقشه در طول بحرانها طراحی شدهاند، هماهنگ باشند. این نشان میدهد که تلاشها برای محدود کردن عبور و مرور با واکنش جمعی روبرو خواهد شد. از منظری دیگر برای مقابله با تمرکز ترافیک دریایی، به ویژه از طریق تنگههای مالاکا، تایوان و لوزون، واشنگتن باید با متحدان و شرکای خود برای ارتقاء بنادر ثانویه آبهای عمیق در فیلیپین، ویتنام و در امتداد ساحل شرقی هند همکاری کند. اگر تنگه مالاکا مختل شود، این بنادر به عنوان ایستگاههای مهم سوختگیری برای کشتیهایی که از طریق مجمعالجزایر اندونزی منحرف میشوند، عمل خواهند کرد.
تلاشهای ایالات متحده برای تمرکززدایی از تولید نیمههادی پیشرفته به کشورهای متحد، مانند آلمان و ژاپن، نیز باید دو برابر شود تا وابستگی جهانی به تولید نیمههادی متمرکز در تایوان کاهش یابد. برای به حداکثر رساندن بازدارندگی، واشنگتن و متحدانش میتوانند در پاسخ به اختلالات غیرقانونی در ترانزیت از طریق آبراههای اصلی در آسیا، از قبل به تحریمهای اقتصادی متعهد شوند.
به ادعای فارن افرز بسیاری از این اقدامات در حال حاضر در حال انجام است، اما وقایع در تنگه هرمز بر فوریت آنها تاکید میکند. چرا که اجرایشان نیاز به سرمایه دیپلماتیک دارد؛ منبعی که کمبود آن به دلیل اختلاف واشنگتن با متحدان و شرکایش است که ائتلافهای مورد نیاز برای حفظ دسترسی آزاد را تضعیف میکند. علاوه بر این اقدامات جمعی، واشنگتن باید با پیوستن نهایی به کنوانسیون حقوق دریاها (UNCLOS) – توصیهای که معمولا نادیده گرفته میشود اما اهمیت آن کمتر نیست – جایگاه حقوقی و دیپلماتیک خود را تقویت کند.
ایالات متحده همچنین باید لفاظیها و عمل خود را با قوانین بینالمللی هماهنگ کند. تهران اهرم کمهزینه و در عین حال سریع و ویرانگری را که در تنگه هرمز دارد، در دست گرفته. این ابتکار عمل ایران هشدار برای آسیا است: در غیاب دفاع پایدار از حقوق ترانزیت و آزادی دریاها – و واکنش شدید علیه بازیگرانی که آنها را تضعیف میکنند – پویایی مشابهی میتواند در سراسر هند و اقیانوس آرام رخ دهد. با توجه به حجم عظیم تجارت جهانی که به عبور بیوقفه از گلوگاههای منطقهای وابسته، تسلیحاتی کردن آبراههای آسیا عواقب فاجعهباری را به دنبال خواهد داشت.