به گزارش تجارت نیوز، حامد خسروشاهی، تحلیلگر مسائل حوزه قفقاز، میگوید جمهوری آذربایجان با قراردادن منافع بازیگران مختلف جهانی در مقابل یکدیگر در حال امتیازگیری از آنها است؛ یعنی از رویارویی آمریکا با روسیه یا ایران و اسرائیل منافع موردنظر خود را کسب میکند.
او در ادامه با اشاره به موضعگیریهای قدرتهای جهانی در خلال بحران سال جاری منطقه قفقاز اظهار میدارد: آذربایجان با وجود اینکه کشور کوچکی در این منطقه است توانست توجه بازیگران بزرگ جهانی را معطوف به منطقه قفقاز کند و از قِبل آن منافع موردنظر خود را به دست آورد. یعنی علاوه بر ایران و ترکیه و روسیه و اسرائیل و آمریکا، حتی اتحادیه اروپا و کشورهایی نظیر فرانسه، هند، پاکستان و چین هم برای رقابتهای سیاسی و اقتصادی در قفقاز حضور پیدا کردند.
نویسنده کتاب «قرهباغ، باغ بزرگ» به سرمایهگذاریهای هنگفت ایران در کشورهای منطقه آسیای میانه و قفقاز در دهه هفتاد نیز اشاره میکند و میگوید: آذربایجان یکی از کشورهای این منطقه است که ما هزینههای مالی و پزشکی بسیار زیادی را صرف خدمترسانی به مردم آن کردهایم اما نتوانستیم این اقدامات را به مردم آذربایجان معرفی کنیم و به همین جهت حتی با وجود کمکهای ایران به مردم قرهباغ در خلال جنگ نخست آذربایجان با ارمنستان، مردم آذربایجان نگاه مثبتی نسبت به اقدامات ایران ندارند. متن کامل مصاحبه خسروشاهی با تجارتنیوز را در ادامه میخوانید.
***
تاخیر در به رسمیت شناختن استقلال کشورهای اتحاد جماهیر شوروی موجب شد مناسبات ایران با این کشورها به اندازه مناسبات آنها با اسرائیل نباشد
*از میان همسایگان ایران، به نظر میرسد آذربایجان روابط نزدیکتری با اسرائیل دارد. اینگونه گفته میشود که تهران نمیتواند خط و مشی سیاست خارجی باکو را برای این کشور تعیین کند اما رعایت تمامیت ارزی و امنیت ملی هر کشوری میتواند مورد احترام همسایگان آن باشد. دیدگاه شما در این رابطه چیست؟
پیش از پاسخ به سوال شما در نظر دارم به موضوعاتی اشاره کنم که شاید کمتر به آنها پرداخته شده باشد. ابتدا اینکه دولت اسرائیل از جمله نخستین دولتهایی بود که استقلال کشورهای آسیای میانه و قفقاز را پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق به رسمیت شناخت. در آن سالها ما هنوز به این نتیجه نرسیده بودیم که فروپاشی شوروی یک فروپاشی واقعی است و استقلال این کشورها نیز یک استقلال واقعی. در خاطرات دیپلماتهای ایرانی اوایل دهه هفتاد این موضوع به چشم میخورد تاخیری که ما در به رسمیت شناختن استقلال این کشورها و صد البته تعجیلی که اسرائیل در به رسمیت شناختن استقلال این کشورها داشت موجب شد مناسبات ما با کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق به اندازه مناسبات این کشورها با اسرائیل نباشد.
ایران بیش از ترکیه به آذربایجان رهایی یافته از کمونیست کمک کرده است
ما در دهه هفتاد به بیشتر کشورهای رهایی یافته از کمونیست در آسیای میانه و قفقاز که اکثریت آنها مسلمان بودند، کمک کردهایم. این کمکها عمدتا در قالب کمکهای مادی، غذای و دارویی بوده است. لازم به ذکر است که در آن سالها 50 نهاد ایرانی در باکو مشغول خدمترسانی به مردم آذربایجان بودند اما متاسفانه نتوانستیم از این حضور استفاده حداکثری در جهت منافع ایران داشته باشیم. بانکهای ما در کشور آذربایجان شعباتی داشتند و وامهایی را به شهروندان آذربایجان ارائه کردهاند. فروشگاههای زنجیرهای ایران در آن سالها شعباتی را در کشور آذربایجان تاسیس کردند. بازار آذربایجان عملا در اختیار ایران بود و کشور دیگری به غیر از ایران نبود که نیاز شهروندان آذربایجانی را فراهم کند. حتی ترکیه در آن سالها درگیر بحران اقتصاد داخلی خود بود و نتوانست در حد و اندازه ایران در آذربایجان حضور داشته باشد.
پس از آغاز جنگ نخست قرهباغ میان ارمنستان و آذربایجان، روابط ایران با باکو سردتر از گذشته شد
در خاطرات سیاستمداران آذربایجانی و ترکیهای به این موضوع اشاره شده است که ترکیه نتوانست پس از فروپاشی شوروی به آذربایجان به عنوان کشوری که آن را برادر و «خانه یکی» خود میداند کمکی مبذول دارد. متاسفانه علیرغم تمامی کمکهای ایران به باکو، پس از آغاز جنگ نخست قرهباغ میان ارمنستان و آذربایجان، روابط ما با باکو سردتر از گذشته شد. شبه نظامیان ارمنی نزدیک به یک چهارم خاک آذربایجان را اشغال کردند و این اشغال خاک برای 30 سال ادامه داشت.
ایران در این سالها نتوانست خدمات خود را به مردم آذربایجان گوشزد کند و در مورد پولها و خدمات صرفشده پنهانکاری کرد
*به نظر میرسد پس از این اشغال خاک آذربایجان از سوی ارمنستان، ایران موضع درستی در قبال مساله قرهباغ نداشته است؟
ایران همواره از موضع آذربایجان حمایت کرده و قرهباغ را بخشی از خاک باکو میدانست. ما هیچگاه وارد مراودات با حکومت خود خوانده قرهباغ اشغالی نشدیم. در مواضع مقامات رسمی جمهوری اسلامی، هم رهبری و هم روسایجمهور وقت، همیشه قرهباغ را بخشی از آذربایجان دانستهایم اما به دلیل اینکه نتوانستهایم در این سالها خدمات ایران را به مردم آذربایجان گوشزد کنیم و در مورد پولها و خدمات صرف شده پنهانکاری کردهایم، محکوم شدیم که به اشغال قرهباغ کمک کردهایم. این در حالی است که ما در آن سالها میلیاردها تومان از بودجه کشور را صرف کمک به مردم آذربایجان کردهایم و شواهد بسیار زیادی نیز در این زمینه وجود دارد.
ایران وامهای بسیار زیادی به مقامات و اتباع آذربایجانی ارائه کرده است / نخسین وام بانک ملی ایران در باکو به حیدر علیاف تعلق گرفته بود
کمکهای پزشکی ارائه شده از سوی هلال احمر و کمکهای مالی تخصیص یافته از جانب کمیته امداد امام خمینی به هزاران آواره رانده شده از منطقه قرهباغ موضوع قابل کتمانی نیست. وامهایی که جمهوری اسلامی به اتباع و مقامات جمهوری آذربایجان ارائه کرده است نیز در همین راستا ارزیابی میشود. به طور مثال وام شماره یک بانک ملی ایران شعبه باکو به حیدر علیاف، رئیسجمهور پیشین آذربایجان، تعلق گرفته بود که هیچگاه در این مورد صحبتی به عمل نیامد.
جمهوری آذربایجان توانست پس از آتشبس با ارمنستان در همان دهه هفتاد با جذب سرمایهگذاری خارجی در صنعت نفت و گاز خود و تکمیل خط لوله نفتی باکو- تفلیس-جیحان که نفت خزر را به سواحل اروپا رساند و پس از آن اکتشاف گاز و خط لوله ترانس آناتولی که آن هم از طریق مسیر باکو-تفلیس و خط لوله داخلی ترکیه و ادامه آن در یونان و کشورهای اروپای شرقی، صورت گرفته بود سرمایههای بسیار زیادی را جذب کند.
همین جذب هنگفت سرمایه موجب شد که امکان خرید تجهیزات نظامی از کشورهای مختلف از جمله روسیه را داشته باشد. در این بین اسرائیل با توجه به نیازی که به منابع نفتی و گازی خزر داشت و همینطور ولعی که در جمهوری آذربایجان برای خرید تجهیزات نظامی ایجاد شده بود، وارد رابطه با این کشور شد. البته تلاشهای لابی یهودی در باکو – آذربایجان از جمله معدود کشورهایی است که تجمع یهودی دارد؛ یکی از روستاهای نزدیک باکو یهودینشین و ساکنان آن میان اراضی اشغالی و آذربایجان مدام در رفتوآمد هستند – موجب شد تا نیازهای متقابلشان به همکاریهای دوجانبه منجر شود.
همسایگی با ایران، ترکیه و روسیه در روابط آذربایجان و اسرائیل تاثیرگذار بوده است
البته در نظر داشته باشید که به طور حتم همسایگی با کشورهای قدرتمند اسلامی مانند ایران و ترکیه و همینطور روسیه در حضور همه جانبه اسرائیلیها در خاک آذربایجان و منطقه قفقاز بیتاثیر نبوده است. در این میان با وجود اینکه مقامات آذربایجانی بارها اعلام کردهاند که اجازه نمیدهند از خاک این کشور علیه همسایگان و به ویژه ایران استفاده شود، اما همیشه شواهدی وجود داشته است که اسرائیل در حال ایجاد اخلال در روابط ایران و آذربایجان است. هنچنین برخی عملیاتهای اطلاعاتی و بعضی از عملیاتهای خرابکارانه با استفاده از خاک آذربایجان علیه ایران صورت میگیرد.
ما میتوانیم در حالت خوشبینانه این برداشت را داشته باشیم که بدون اطلاع مقامات و مسئولان آذربایجانی این وقایع علیه ایران رقم میخورد. اما مگر ممکن است اسرائیل حجم زیادی از پایگاههای اقتصادی و سیاسی خود را در خاک آذربایجان بنیان نهاده باشد و در عین حال نخواهد از این پایگاهها علیه ایران استفاده کند.
این موضوع هم قابل ذکر است که مقامات جمهوری اسلامی همواره معترض روابط رو به گسترش اسرائیل و آذربایجان بودهاند. درست است که ما استقلال آذربایجان را به رسمیت شناختهایم اما به هر حال نمیتوانیم حضور دشمن شماره یک ایران را در نزدیکی مرزهای کشور تحمل کنیم. خوب است بدانید در جنگ دوم قرهباغ، جمهوری آذربایجان توانست با خریدهای کلان نظامی خود از روسیه و ترکیه و البته اسرائیل – آذربایجان با همکاری شرکت نظامی هاروپ اسرائیل یک کارخانه تولید پهپاد را در نزدیکی باکو راهاندازی کرده است – در این جنگ حضور موفقی داشته باشد.
افزایش پزشکان اسرائیلی در باکو، منجر به کاهش تعداد توریستهای درمانی آذربایجانی در ایران شد
در کتابی که اخیرا از من با نام «قرهباغ، باغ بزرگ» منتشر شده در یک فصل از این کتاب به بهانه سفر به آذربایجان به روابط اسرائیل و جمهوری آذربایجان اشاره شده است. این کتاب به بهانه مشاهدات من در سفر به باکو منتشر شده است و به این موضوع پرداختهام که از بیست سال گذشته حضور توریستهای اسرائیلی در آذربایجان به شکل غیرقابل باوری در حال افزایش است. حضور پزشکان در کشوری که بیشتر بیماران آن تمایل به مداوا در بیمارستانهای ایران داشتند نیز فزونی یافته است. خوب است بدانید که حضور توریست درمانی از آذربایجان در ایران پس از فروپاشی شوروی همواره در جریان بوده است اما با تعدد حضور پزشکان اسرائیلی در این کشور، این حضور با کاهش مواجه شد؛ وجود «دهکده صلح» در نزدیکی باکو که جمعیت آن شهروندان یهودی آذربایجانی هستند موجب شده است طرفداران آیین یهودیت در جهان تمایل داشته باشند که در آذربایجان نمایندگی داشته باشند و پروازهای مستقیمی از اسرائیل به مقصد آذربایجان در جریان باشد.
رویه حضور مقامات اسرائیلی در آذربایجان همواره با اعتراض مقامات ایرانی همراه بوده است
البته این چالش میان ایران و اسرائیل برای آذربایجان مانند یک شمشیر دولبه است چرا که ماه گذشته – آذرماه – قرار بود کنفرانس خاخامهای دین یهود در باکو برگزار شود اما با اعتراض مقامات ایرانی و همینطور مردم مسلمان آذربایجان این کنفرانس لغو شد. هر چند که به اعتقاد بنده نحوه برخورد با مردم فلسطین در غزه و دیگر نقاط سرزمینهای اشغالی است که به حساسیت مردم آذربایجان نسبت به حضور اسرائیلیها در این کشور منجر شده است.
این موضوع هم قابل اشاره است که رویه حضور مقامات اسرائیلی در آذربایجان همواره با اعتراض مقامات ایرانی همراه بوده است. ما هر ماه خبر حضور مقامات اسرائیلی در آذربایجان را در رسانههای این کشور مشاهده میکنیم از وزرای ورزش و کشور و خارجه گرفته تا فرماندهان عالی نظامی اسرائیلی در بازههای زمانی مختلف در آذربایجان حضور دارند و همانطور که اشاره کردم اعتراض ایران به این سفرها به جهت اقدامات خصمانه تلآویو علیه تهران همواره مطرح بوده است.
باید به این موضوع اشاره کنم که طی یک سال و اندی گذشته مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، طی دو سفر در باکو حضور داشته است. اما طی این مدت رئیسجمهور آذربایجان حتی یک بار نیز به ایران سفر نکرده است که این موضوع بر خلاف آداب دیپلماتیک و رویههای جاری در نظام بینالملل است.
جمهوری آذربایجان این کشور توانسته توجه بازیگران بزرگ جهانی را معطوف به منطقه قفقاز کند
*به حضور پرشمار مقامات اسرائیلی در آذربایجان اشاره کردید. از دیدگاه جنابعالی بر تعداد این تحرکات پس از جنگ 12 روزه افزوده شده است؟
معتقدم جمهوری آذربایجان با قراردادن منافع بازیگران مختلف جهانی در مقابل یکدیگر در حال امتیازگیری از آنها است. یعنی از رویارویی آمریکا با روسیه یا ایران و اسرائیل منافع موردنظر خود را کسب میکند. این کشور کوچک توانسته توجه بازیگران بزرگ جهانی را معطوف به منطقه قفقاز – وسعت منطقه قفقاز به اندازه 3 استان شمال غربی ایران یعنی آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل نیست – کند. علاوه بر ایران، ترکیه، روسیه، اسرائیل و آمریکا، اتحادیه اروپا و کشورهایی نظیر فرانسه و هند و پاکستان و حتی چین هم برای رقابتهای سیاسی و اقتصادی در این منطقه حضور دارند.
آذربایجان از اسرائیل نه تنها در مقابل ایران بلکه در برابر ترکیه نیز استفاده میکند
برداشت من این است که از قِبل شرایط میان ایران و اسرائیل، جمهوری آذربایجان توانسته منافع بسیار زیادی را کسب کند. به هر حال خانواده علیاف خانوادهای هستند که پیشینه حضور در ک.گ.ب را دارند. حیدر علی اف جزو افسران درجه یک ک.گ.ب در اتحاد جماهیر شوروی بود. برداشت خوشبینانه من این است که خانواده علیاف در حال استفاده از حضور تمامی بازیگران جهانی به نفع آذربایجان هستند. اما اگر بخواهم برداشت بدبینانهای داشته باشم معتقد هستم آذربایجان از اسرائیل نه تنها در مقابل ایران بلکه در برابر ترکیه نیز استفاده میکند؛ اختلافات فعلی ترکیه و اسرائیل بر سر موضوع سوریه موجب ایجاد مشکلات بسیار زیادی برای آنکارا شده است و باکو در تلاش برای میانجیگری در روابط اسرائیل و ترکیه است.
*در خلال این مصاحبه به کتابی که اخیرا به نگارش درآوردهاید اشاره کردید. این کتاب در چند فصل و حاوی چه موضوعاتی است؟
در این کتاب به تمامی وقایعی که از سال 2018 و زمان همهگیری کرونا تاکنون میان ایران و آذربایجان رخ داده، اشاره کردهام. همچنین به اشتراکات و افتراقات اجتماعی میان دو کشور پرداختهام. قالب این کتاب هم، قالب سفرنامه است که در 20 موضوع روایت میشود.
له نظر من مولف این مقاله تماما تک طرفه موضع گرفته