به گزارش تجارت نیوز، در سالهای اخیر، رقابت برای توسعه فناوریهای نوین در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر شدت گرفته و در این میان، سلولهای خورشیدی پروسکایت بهعنوان یکی از امیدوارکنندهترین گزینهها مطرح شدهاند. این نوع سلولها به دلیل هزینه تولید پایین، وزن سبک و راندمان بالا، توجه گستردهای را در سطح جهانی به خود جلب کردهاند. طی یک دهه گذشته، پیشرفتهای چشمگیری در این حوزه رخ داده و راندمان تبدیل انرژی در این سلولها به حدود ۲۶.۹ درصد رسیده است؛ عددی که آنها را در رده رقابت با فناوریهای سیلیکونی قرار میدهد. اکنون، گروهی از دانشمندان ژاپنی با ارائه مدلی دقیقتر از رفتار انرژی در این سلولها، افقهای تازهای برای بهبود عملکرد آنها گشودهاند.
سلولهای خورشیدی پروسکایت؛ فناوری نسل آینده
سلولهای خورشیدی پروسکایت (PSC) بهدلیل ساختار خاص خود، امکان تولید به روشهای کمهزینه و مبتنی بر محلول را فراهم میکنند. این ویژگی باعث شده تا تولید آنها نسبت به پنلهای سنتی سادهتر و اقتصادیتر باشد. علاوه بر این، انعطافپذیری و وزن کم این سلولها، کاربردهای گستردهای را ممکن ساخته است؛ از نصب در پنجرههای ساختمانی گرفته تا استفاده در خودروها و حتی دستگاههای الکترونیکی قابل حمل.
یکی از مهمترین پیشرفتها در این حوزه، استفاده از تکلایههای جمعآوریکننده حفره یا HCM بوده است. این لایههای بسیار نازک نقش کلیدی در استخراج بارهای مثبت از ساختار پروسکایت دارند و بهطور قابلتوجهی موجب افزایش راندمان و پایداری سلولها شدهاند.
چالشهای علمی و نیاز به مدل دقیق
با وجود پیشرفتهای چشمگیر، هنوز برخی از جنبههای بنیادی عملکرد این سلولها بهطور کامل درک نشده است. یکی از مهمترین چالشها، نحوه تراز شدن سطوح انرژی در مرز بین الکترود، لایه HCM و ماده پروسکایت است. این ناحیه، جایی است که انتقال بار رخ میدهد و عملکرد کلی سلول را تعیین میکند.
تا پیش از این، مدلهای مختلف و گاه متناقضی برای توضیح این پدیده ارائه شده بود که پیشبینی عملکرد یا طراحی مواد جدید را دشوار میکرد. همین موضوع باعث میشد توسعه این فناوری تا حدی به روش آزمون و خطا وابسته باشد.
مدل جدید ژاپنی؛ گامی به سوی درک دقیقتر
در پاسخ به این چالش، تیمی از پژوهشگران به رهبری پروفسور هیرویوکی یوشیدا از دانشگاه چیبا، موفق به ارائه نخستین مدل جامع برای توضیح تراز انرژی در مرزهای الکترود/HCM/پروسکایت شدهاند. این مدل، یک چارچوب منسجم ارائه میدهد که میتواند رفتار بار را در سیستمهای مختلف مواد پیشبینی کند.
برای دستیابی به این هدف، محققان از ترکیب دو روش پیشرفته شامل طیفسنجی فوتوالکترون فرابنفش و طیفسنجی فوتوالکترون معکوس کمانرژی استفاده کردند. این تکنیکها امکان اندازهگیری دقیق پارامترهایی مانند «تابع کار» و «انرژی یونیزاسیون» را فراهم کردند که برای درک نحوه حرکت بار در این سلولها حیاتی هستند.
کشف مکانیزمهای کلیدی انتقال بار
مدل ارائهشده، ساختار مرزی سلول را به دو بخش مجزا تقسیم میکند. در بخش اول، یعنی مرز بین الکترود و HCM، رفتار انرژی تحت تأثیر یک میدان الکتریکی ناشی از دوقطبیهای مولکولی قرار دارد. این میدان بهطور مستقیم بر نحوه انتقال بار اثر میگذارد.
در بخش دوم، یعنی مرز بین HCM و پروسکایت، از نظریه پیوند ناهمگون نیمهرسانا استفاده شده است؛ مفهومی که در الکترونیک برای توضیح تعامل بین مواد با سطوح انرژی متفاوت کاربرد دارد. این رویکرد به درک بهتر انتقال بار بین لایهها کمک میکند.
عوامل تعیینکننده عملکرد سلولها
بر اساس یافتههای این پژوهش، دو عامل اصلی در کارایی سلولهای خورشیدی پروسکایت نقش دارند. عامل نخست «خمیدگی نواری» است که به تغییر تدریجی سطوح انرژی در اثر میدانهای الکتریکی داخلی اشاره دارد. عامل دوم «سد انرژی بینسطحی» است که میتواند انتقال بار را تسهیل یا محدود کند.
نکته مهم این است که این عوامل به چند پارامتر کلیدی مانند تابع کار الکترود و ویژگیهای انرژی HCM و پروسکایت وابسته هستند. همین موضوع باعث میشود که بتوان با استفاده از دادههای محدود، عملکرد مواد مختلف را پیشبینی کرد.
تأیید تجربی و کاربردهای آینده
پژوهشگران برای اعتبارسنجی مدل خود، نتایج پیشبینیشده را با دادههای آزمایشگاهی در طیف گستردهای از ترکیبات مواد مقایسه کردند. این مقایسه نشان داد که مدل ارائهشده از دقت بالایی برخوردار است و میتواند بهعنوان ابزاری قابل اعتماد برای طراحی نسل جدید سلولهای خورشیدی مورد استفاده قرار گیرد.
این دستاورد نهتنها به افزایش راندمان تبدیل انرژی کمک میکند، بلکه میتواند زمان و هزینه توسعه فناوریهای جدید را نیز بهطور قابلتوجهی کاهش دهد. در نتیجه، تولید سلولهای خورشیدی با عملکرد پایدارتر و تکرارپذیری بالاتر در مقیاس صنعتی امکانپذیر خواهد شد.
پیشرفت اخیر دانشمندان ژاپنی در مدلسازی رفتار انرژی در سلولهای خورشیدی پروسکایت، نقطه عطفی در مسیر توسعه این فناوری به شمار میرود. این مدل با ارائه درکی دقیق از مکانیزمهای انتقال بار، امکان طراحی هدفمندتر و کارآمدتر مواد را فراهم میکند. با توجه به رشد سریع تقاضا برای انرژیهای پاک و افزایش اهمیت کاهش هزینهها، چنین نوآوریهایی میتوانند نقش تعیینکنندهای در آینده صنعت انرژی داشته باشند.
در نهایت، اگر این فناوری بتواند به مرحله تولید گسترده و اقتصادی برسد، میتوان انتظار داشت که سلولهای خورشیدی پروسکایت به یکی از ستونهای اصلی تأمین انرژی در جهان تبدیل شوند.