به گزارش تجارت نیوز، ریسپانسیبل استیت کرفت با انتشار یادداشتی مدعی شد: در ابتدا قرار بود دور تازه رایزنی ها در قالب نشستی چندجانبه در استانبول برگزار شود؛ با نمایندگان مجموعهای از کشورهای عرب و مسلمان منطقه — بهجز آمریکا و ایران — از جمله ترکیه، قطر، عمان و عربستان سعودی. اما ایران تاکید کرد — و موفق شد — که قالب مذاکرات به گفتوگویی دوجانبه با آمریکا در عمان تغییر یابد؛ گفتوگویی که صرفا بر پرونده هستهای متمرکز بود.
به ادعای ریسپانسیبل استیت کرفت، واشنگتن در آغاز با این تغییر مخالفت کرد، اما در نهایت با وساطت ترکیه و متحدان خلیج فارس متقاعد شد؛ کشورهایی که از پیامدهای منطقهای احتمالی جنگ بهشدت نگراناند. اینکه واشنگتن پس از لغو مذاکرات استانبول با برگزاری گفتوگوها موافقت کرد، نشاندهنده میزان نفوذ کشورهایی مانند ترکیه، عربستان سعودی و قطر بر آمریکا است. ایالات متحده ممکن است تهدیدهای ایران درباره واکنش منطقهای در صورت حمله را جدی نگیرد، اما شرکای آمریکا بهطور مستقیمتری در معرض پیامدهای آن قرار دارند؛ از جمله انسداد تنگه هرمز، حملات تلافیجویانه به خاکشان که میزبان پایگاهها و نیروهای آمریکایی است و پیامدهای تحولات ادعایی در ایران به واسطه جنگ طولانیمدت.
تهران با درک این پویاییها، ماهرانه از ترس همسایگانش بهره گرفته تا در مقطعی که با فشار خارجی فزاینده و آشفتگی داخلی روبهروست، فرصتی دیگر برای جلوگیری از جنگی که خواهان آن نیست به دست آورد.
ترامپ در تنگتا
به ادعای این وبگاه، اهرم منطقهای علیه ترامپ نامحدود نیست. چنین اهرمهایی میتواند رئیسجمهوری ایالات متحده را پای میز مذاکره بنشاند، اما نمیتواند واشنگتن و تهران را به توافقی وادار کند که هیچیک خواهان یا قادر به پذیرش آن نباشند. تاکید ایران بر کنترل محل، قالب و دستور کار مذاکرات، خود نشانه واقعیتی کلیدی است: تهران حتی زیر فشار خارجی و داخلی، برای تسلیم پای میز نیامده، بلکه آمده تا از موضع مقاومت مذاکره کند.
این وضعیت صحنه را برای تقابل بنیادین آماده میکند. ترامپ، پس از آنکه به آرایش «ناوگان کامل» در خلیج فارس مباهات کرد، خود را در گوشهای گرفتار دید: اکنون او به یک پیروزی پرصدا و سریع — نظامی یا دیپلماتیک — نیاز دارد، وگرنه با خطر از دست دادن اعتبارش مواجه خواهد شد. اما ایران در برابر آمریکا تسلیم بیقیدوشرط نشد، گزارهای که واشنگتن میخواست از آن به عنوان برگ برنده استفاده کند.
این در حالی است اقدام نظامی احتمالی علیه ایران، بسیار پرریسک، غیرقابل پیشبینی، طولانیمدت و احتمالاً همراه با تلفات آمریکایی خواهد بود. به بیان دیگر، چنین عملیاتی هیچ شباهتی به اقدام نمایشی و برقآسای ونزوئلا برای ربودن نیکولاس مادورو، رئیسجمهوری این کشور، نخواهد داشت.
چالش غنیسازی
با این حال، این بحرانی است که ترامپ آن را به وجود آورده است. دولت او پیوسته بر این نکته پافشاری میکند که ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد؛ موضوعی که جی.دی. ونس، معاون رئیسجمهور، در مصاحبه اخیر خود بار دیگر بر آن تأکید کرد. اما اگر این خواسته حقیقتا خط قرمز واقعی است، آنگاه واشنگتن در حال فشار آوردن بر دری باز است.
مقامهای ایرانی بهطور مداوم تاکید دارند که تمایلی به سلاح هسته ای ندارند. عراقچی و ویتکاف نیز در نیمه نخست سال ۲۰۲۵ بر همین مبنا مذاکره مداشتند، تا اینکه اسرائیل به ایران حمله کرد و سپس آمریکا نیز به آن پیوست. نکته قابل توجه این است که حتی پس از حمله آمریکا و اسرائیل، تهران همچنان خواهان مذاکره است و عراقچی اختیار کامل دارد تا موضع ایران را نمایندگی کند.
درست است که ایران همچنان بر حق غنیسازی داخلی اورانیوم اصرار میورزد، اما حتی مقامهای ایرانی نیز اذعان میکنند که از زمان حمله آمریکا به تأسیسات فردو و نطنز در ژوئن ۲۰۲۵، هیچگونه غنیسازیای در جریان نیست. حال اگر هدف واشنگتن تثبیت این نقطه به عنوان نقطه پایان باشد — یعنی «عدم غنیسازی» بهجای «عدم دستیابی به سلاح هستهای» — باید مسیر رفع تحریمها در اولویت قرار بگیرد؛ از جمله لغو تحریمهای اولیه و ثانویه در حوزه تجارت و سرمایهگذاری. چنین پیشنهادی رهبران ایران را در برابر انتخابی روشن قرار میدهد: پذیرش گشایش اقتصادی.
دلالی ترامپ و فرصتسازی تهران
به ادعای ریسپانسیبل استیت کرفت، اگر مساله هستهای از نظر فنی قابل حل است، پس چرا در آستانه بحران قرار داریم؟ پاسخ این است که برای متحد کلیدی آمریکا — اسرائیل — مساله ایران اساسا به برنامه هستهای محدود نمیشود. بسیاری در اسرائیل و در واشنگتن، ترامپ را بهسوی تغییرهای جدی سوق میدهند. اسرائیل نسبت به برد موشکهای بالستیک ایران نگران است، زیرا این موشکها بازدارندگی ایران در برابر سلطه کامل اسرائیل بر منطقه را به چالش خواهند کشید.
از منظر ایران، موشکها ابزار چانهزنی نیستند؛ بلکه ستونهای غیرقابل مذاکره دفاع ملی به شمار میروند. آیا این بدان معناست که تهران باید به هر قیمتی از گفتوگو درباره موشکها با واشنگتن پرهیز کند؟ خیر. گفتوگو به معنای دادن امتیازهای غیرقابل قبول نیست. دستکم، مذاکرات میتواند بستری فراهم کند تا تهران نگاه راهبردی و دغدغههای امنیتی خود را مستقیما به آمریکاییها منتقل کند. ترامپ آشکارا میخواهد «مساله ایران» را یکبار برای همیشه حلوفصل کند. معاملهگرایی غیرایدئولوژیک او میتواند، در عمل، به نفع تهران تمام شود. ترامپ به نظر نمیرسد استدلالی را بپذیرد که هم از سوی تندروهای جمهوریخواه و هم دموکرات مطرح میشود.
تنها راه خروج از بنبست
اما ترامپ علاقهای هم به مذاکرات فرسایشی ندارد. با این حال، نوعی بازآرایی راهبردی که ایران را از دشمن به بازیگر بیطرف تبدیل کند — و ترامپ بتواند آن را به سان پیروزی بزرگ جا بزند — محقق نخواهد شد. از منظری دیگر با توجه به کارنامه ترامپ — خروج از برجام، بمباران ایران در میانه مذاکرات، و همراهی با تقریبا بخش عمدهای از خواستههای اسرائیل — پیشبینی نتیجه حاصل از دیپلماسی دشوار است.
به ادعای این وبگاه، در چنین شرایطی اگر قرار است گفتوگوهای عمان از وقوع یک جنگ فاجعهبار منطقهای جلوگیری کند — جنگی که جان آمریکاییها را به خطر میاندازد و اقتصاد جهانی را در هم میشکند — ترامپ باید صدای اسرائیل را خاموش و به توصیه قطریها، عمانیها، سعودیها، ترکها و مصریها گوش دهد؛ کشورهایی که همگی از او میخواهند با ایران وارد دیپلماسی واقعی شود، نه اینکه مذاکره را صرفاً پیشدرآمدی برای جنگ قرار دهد.