موسسات مالی و برداشت از جیب مردم

در این روزها برخی مشکلات شرايط را دچار مشكل کرده و بنده هم نمی‌خواهم در اين شرايط به اوقات تلخى بزرگواران مقامات چيزى اضافه كنم. اما گاهى ذكر نكته‌اى ضرورت مى‌يابد.

آقای دکتر نوبخت گفته بودند که تریبون نماز جمعه دولت را مجبور کرده تا 35 هزار میلیارد تومان به مالباختگان موسسات مالی بپردازد. اما در این مقال جناب دكتر نوبخت چند درس اخلاقى وجود دارد.

اول اين كه اگر 35 هزار ميليارد پرداخت بابت مال‌‎باختگان موسسات اعتبارى، براى حدود 80 ميليون ايرانى شرشکن شود، به هر ایرانی 437 هزار و 500 تومان می‌رسد.

يعنى براى هر خانواده متوسط چهار نفره حدود یک میلیون و 450 هزار تومان می‌شود. یعنی از جيب هر خانوار ایرانی  اين رقم پرداخت شده كه البته مردم به صورت ماليات بر تورم از طريق افزايش نرخ ارز و دارايى‌ها و كالا پرداخت كرده‌اند. نقل قول است از ايشان كه اين از یک سخنرانی نماز جمعه به جامعه تحمیل شده است!!

دوم اين که موسسات مالى با چه كوره پول‌سوزى پول سوزانده‌اند كه چنين رقم زيانى در سطح كلان ايجاد كرده‌اند و دولت و نظارت كجا بوده‌اند طى اين مدت. چک را دولت و مجلس از جيب ملت تحت فشار و تنگنا كشيده‌اند اما حتى چند صفحه گزارش در مورد اين كه اين پول ها كجا رفته و چه شده و چرا بايد مردم تقبل زيان را مى‌كرده‌اند در اختيار عموم قرار داده نشده است.

سوم، اين بزرگوار بيش از 30 سال است كه در مسند مقامات هستند. اينجانب مطمئن هستم كه بيش از  100 گزارش اقتصادى شامل مباحث پولى از ميزشان رد شده اما هنوز مفاهيم اوليه جا نيافتاده و برای آنان آشنا نيست. پول پر قدرت (high powered money)  را پول پر فشار مى‌خوانند و ضريب فزاينده پولى را ضريب فشار!

آخر اين كه براى اينجانب يك پرسش باقى مانده كه چرا درك مفاهيم اقتصادى چنين مشكل افتاده، قبول علت و معلول در اقتصاد و درك اين واقعيت كه اقتصاد فرمان و سخن زورپذير نيست و سفارش و التماس را هم نمى‌پذيرد و كاركرد خودش را دارد و اين كه تصميمات نادرست هزينه‌زا است و هزينه هم عاقبت خودش را نشان مى‌دهد و تحميل هزينه اقتصادى به جامعه هزينه اجتماعى و سياسى را به دنبال دارد را كسانى كه طى ده‌ها سال در مسند بوده‌اند چرا قبولش برايشان ناممكن مى‌نمايد.

مى‌گويند خشايار شاه قصد داشت به يونان از طریق دریا لشكرکشی کند. اما دريا طوفانى بود او دستور داد به دريا شلاق بزنند. تصادفا امواج فرو كش كرد اما هنگامى كه ناوگان او به نزديكى مقصد رسيد طوفان شروع شد كشتى‌ها را به هم زد و بسيارى از نيروها غرق شدند و خشايار با خفت جان به در برد و خود را به ايران رساند. با اقتصاد هم نمى‌توان چنين معامله‌اى كرد. بعد از دو هزار سال شايسته است از تاريخ بیاموزیم.

درس آخر و نه البته كم اهميت‌تر اين گفته جناب دكتر نوبخت است كه اگر بانك مركزى مستقل شود بايد ليبرالى عمل كند. استقلال بانك مركزى در جهان امروز به معنى معقول و منطقى عمل كردن بانك مركزى بر اساس نياز شرايط اقتصاد است و دور ماندن تصميم‌هاى پولى و بانكى از دخالت روزمره سياستكاران. اين مى‌شود ليبرالى چون ليبرالى هم قبلا ملعون اعلام شده معقول عمل كردن بانك مركزى خارج از بحث است.

برگرفته از کانال محمد طبیبیان

نظرات