پول‌های سمی ؛ دارایی خطرناک بانک‌ها

نحوه‌ جبران کسری موسسه‌های مالی اخیرا به‌خوبی مورد توجه مردم قرار گرفته‌ است. این موضوع از یک سوی به برخی جریان‌های فساد و قدرت جریان‌سازی آنها در سطح افکار عمومی برای انتقال تعهدهایشان به دوش دولت باز می‌گردد.

از سوی دیگر، بیانگر انفعال نهادهای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری در نحوه‌ رویارویی با این پدیده است. واقعیت آن است که به‌نظر می‌رسد، در کنار تشکل، فعالیت و فضاسازی گروه‌های ذینفع در این ارتباط، و تاثیرگذاری آنان بر افکار عمومی و همچنین فشار بر تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیران، دانش نظری و تجربی در این باره در ایران بسیار محدود است. شاید زمانی که مفهوم وجود پول سمی در سیستم پولی ایران را در تیرماه ۱۳۹۳ (گفتگو با تجارت‌فردا) مطرح کردم، برای بسیاری موضوع تازگی داشت.

مفهوم پول سمی

«اقتصاد ایران در حال حاضر بیمار است. بیماری که در مرحله احتضار قرار دارد. اشاره کردم که سیستم بانکی به مثابه خونی است که در رگ‌های این بیمار جریان دارد. این خون اما آلوده است. به‌شدت هم آلوده است. برای بازگرداندن بیمار، لازم نیست به او ویتامین و آنتی‌بیوتیک تزریق کنیم.

اول باید خون‌ آلوده را از بدن بیمار خارج کنیم. این بیمار نیاز به خون تازه دارد. در سیستم بانکی ما در حال حاضر دارایی‌های غیرواقعی زیادی وجود دارد که به آن دارایی‌های سمی می‌گویند. این نوع دارایی‌ها قابلیت نقدشوندگی خود را از دست داده‌اند و از تقاضای ضعیفی برخوردارند و بازاری برای خرید و فروش آنها وجود ندارد. نگهداری این نوع دارایی‌ها نشانه‌ای از زیان است و بانک‌هایی که از این دست دارایی‌ها دارند، با زیان هنگفتی مواجه می‌شوند.

در حال حاضر نیز حجم دارایی‌های سمی و بی‌توجهی به مقررات کمیته بال از مهم‌ترین مشکلات نظام بانکی است، چرا که بیش از ۲۰ سال از این موضوع می‌گذرد و بارها به بانک‌ها تاکید شده که نباید بنگاه‌داری کنند ولی بخش عمده‌ای از دارایی‌های بانک‌ها به سمت شرکت‌های سرمایه‌گذاری هدایت شده تا جایی که دارایی‌های این شرکت‌ها از ۱۵ درصد سرمایه اکثر بانک‌ها بیشتر شده است. در سال‌های گذشته که بانک مرکزی، دستوری و سیاسی اداره شد و قدرت نظارتی‌اش کاهش یافت، بر میزان دارایی‌های سمی بانک‌ها افزوده شد.

مثلاً بانک در حساب‌هایش نشان می‌دهد که از فردی طلبکار است. هر دوره که می‌رسد، سود تسهیلات را اضافه می‌کند و چون بدهکار نتوانسته بدهی و سودش را بپردازد، جریمه دیرکرد هم اضافه می‌شود. بنابراین بانک در حساب‌هایش درآمد نشان می‌دهد و سودآور هم هست. این اتفاقی است که در عالم حسابداری و روی کاغذ رخ داده در حالی که در عالم واقعیت، نه سودی وجود دارد و نه مالیاتی و نه درآمدی. حتی بازگرداندن اصل پول هم مورد سوال است. ما باید به این مسائل حساس باشیم. »

فریادها به جایی نرسید

به هر روی، علیرغم اهمیّتِ آن، به‌موقع دولت و بانک مرکزی از خودشان حساسیّت نشان ندادند و فریادها به‌جایی نرسید. هنوز هم بانک مرکزی درباره‌ نحوه‌ ارزیابی کیفیت دارایی‌های موسسه‌های مالی که در ترزانامه‌شان منعکس است، دارایی‌های واهی، پول‌های سمی و برنامه‌ جامع حل‌وفصل کسری‌های مداوم آن‌ها سیاست و برنامه‌ مشخصی را اعلام نکرده‌ است. یک مورد هم که درباره موسسه‌های مربوط به نهادهای نظامی اتخاذ تصمیم شد، هیچ گزارش روشنی درباره‌‌ آنها، نحوه‌ جبران زیان‌ها و میزان تعهدی که بانک مرکزی پذیرفت منتشر نشد.

لیکن اینک، افکارِ عمومی نسبت به موضوع حساس شده و این فرصتی برای طرح قاعده‌مند موضوع در جامعه است. واقعیت آن است که یکی از ریشه‌های فساد گسترده و افزایش مدام نقدینگی همین موضوع است. همچنین یکی از علت‌های خشیدگی منابع منابع بانکی و عدم امکان تامین مالی رونق اقتصادی نیز همین است.

منبع: کانال عباس آخوندی

این مطلب را به اشتراک بگذارید
کانال تلگرام تجارت نیوز