به گزارش تجارت نیوز، هر بار که خبری از جنوب میشنوم، انگار تکهای از قلبم فرو میریزد. تپشِ قلبم به شماره میافتد و جانم برای آن سرزمینِ رنجدیده و عزیز، بیقرار میشود. این روزها بیش از همیشه با هموطنانم در جنوب همراه شدهام؛ با تمام زنان، کودکان، جوانان و سالخوردگانی که در خوزستان، آبادان، بوشهر، بندرعباس، میناب، قشم، هرمز، جاسک، دشتیاری، ایرانشهر، بمپور، چابهار و کنارک، زیر آفتاب سوزان، با همه دشواریها، همچنان ایستادهاند. دلِ ما ایرانیان بیتابِ شماست؛ زیرا این روزها، نبضِ دلِ ایران با یادِ جنوب میزند.
من جنوب را بارها زیستهام. گرمای دستهای مردمش، بوی دریا، صدای باد در نخلستانها، کارآواهای جاشوهای بوشهر، هیاهوی اسکلههای بندرعباس، نخلهای میناب، ساحلهای کنارک و چابهار، برای من فقط خاطره نیست؛ بخشی از حافظه ایران است. جنوب، تنها یک جغرافیا نیست؛ تاریخِ زنده ایران است.
جنوب، نه تنها بخشی از جغرافیای پرافتخار ایران، که سندِ زنده و تاریخِ پرچمداری این کشور در پاسداری از آبهای نیلگون خلیج فارس و دریای عمان است. اینجا مرز فقط یک خط روی نقشه نیست؛ مرز، خانه مردمانی است که نسل در نسل، با کار، رنج، نجابت و وطندوستی از ایران پاسداری کردهاند.
تصویر آن کودکانِ پابرهنه و سیاهچشمِ چابهار و کنارک، پیش چشمانم است؛ کودکانی که در سن کم، بسیار دیدهاند و زودتر از تقویم عمرشان بزرگ شدهاند. هر بار که به یادشان میافتم، بیش از هر چیز به آیندهای فکر میکنم که حق آنان است؛ آیندهای که باید با امنیت، آموزش، امید و عدالت ساخته شود.
و چه تلخ است وقتی به یاد سربازانی میافتم که غریبانه و دور از خانه، در پادگانهای ایرانشهر، در میان آتش بمب و خشم کینهتوز دشمن، سوختند و جان دادند. آنان تنها سرباز نبودند؛ فرزندان همین سرزمین بودند که جانشان را سپر امنیت ایران کردند.
به یاد پلهایی هستم که فرو ریختند؛ پلهایی که فقط بتن و فولاد نبودند، بلکه رگهای حیاتی زندگی مردم بودند؛ راه مدرسه کودکان، مسیر درمان بیماران، راه معاش خانوادهها و پیوند دلهای یک سرزمین. وقتی پلی ویران میشود، فقط یک سازه فرو نمیریزد؛ بخشی از اعتماد، امید و زندگی مردم نیز آسیب میبیند.
و با این همه، صدای جنوب خاموش نشده است. هنوز کارآواهای جاشوهای بوشهر، گرمای دل مردم بندرعباس، لنجهای قشم، نخلستانهای میناب و نجابت مردمان چابهار، روح ایران را زنده نگه داشتهاند. جنوب، حتی در رنج، زندگی را فریاد میزند.
به باور من، جنوب نه یک نقطه در حاشیه، بلکه «مرکزِ ثقلِ امنیت و هویت» ایران است. آنچه امروز در این خطه میبینیم، فراتر از یک رنج جغرافیایی، تبلور «سرمایه اجتماعی» عظیمی است که در طول تاریخ، بار اصلی حفظ کیان ایران را بر دوش کشیده است. این تابآوری شگفتانگیز، صرفاً تحمل سختی نیست؛ کنشی آگاهانه است که نشان میدهد مرزهای ایران، پیش از آنکه با خاکریزها حفظ شوند، با قلبهای ایستاده مردم حفظ شدهاند.
امروز جهان شاید تصاویر ویرانی را ببیند؛ اما آنچه باید ببیند، ایستادگی مردمی است که فرهنگ، موسیقی، عشق به وطن، کار، دریا و حتی محرومیت را به زبانی مشترک برای بقا و امید تبدیل کردهاند.
امروز آنچه در جنوب میگذرد، تنها یک بحران منطقهای نیست؛ جراحتی است که بر پیکره کل ایران نشسته است. زیرا هر ذره از این خاک، بخشی از تمامیت تن ماست. درد جنوب، درد همه ایران است و آرامش جنوب، آرامش همه ما.
مردم عزیز جنوب؛
در این روزهای سخت، شما تنها ساکنان کرانههای خلیج فارس و دریای عمان نیستید؛ شما تمامِ معادلِ ما از «وطن» هستید.
شما پارهتنِ ایرانید.
شما پارهوطنِ زخمخورده مایید.
و یک ایران، از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب، به احترام صبوری، نجابت و مقاومت شما، تمامقد ایستاده است.
منبع: ایلنا