چاپ اسکناس یک میلیون بولیواری! / ابرتورم چگونه کارِ ونزوئلا را به اینجا کشاند؟

چاپ اسکناس یک میلیون بولیواری! / ابرتورم چگونه کارِ ونزوئلا را به اینجا کشاند؟

ونزوئلا نمونه حیّ و حاضر بروز ابرتورم در یک اقتصاد است و حالا کم‌کم دارد به یک نمونه کلاسیک هم در این زمینه بدل می‌شود. همین چند هفته پیش، بانک مرکزی ونزوئلا اعلام کرد که می‌خواهد اسکناس یک میلیون بولیواری (واحد پول ونزوئلا) چاپ کند که عملا معادل نیم دلار است. با این همه، کشوری با اقتصاد رو به رشد که بزرگ‌ترین منابع اثبات‌شده نفتی در جهان را هم دارد، در چند سال گذشته به جایی رسیده که ارتشی‌های مسلح باید برای جلوگیری از آشوب در فروشگاه‌های زنجیره‌ای آن نگهبانی بدهند. اما ابرتورم چگونه کارِ ونزوئلا را به اینجا کشاند؟

به گزارش تجارت‌نیوز، تا همین چند سال پیش، «زیمبابوه» نمونه‌ای کلاسیک از «اَبَرتورم» در متون درسی رشته اقتصاد در دانشگاه‌ها بود. این کشور که زمانی یکی از اقتصادهای پیشرو در قاره آفریقا به حساب می‌آمد، تحت زمامداریِ دیکتاتوری به نام «رابرت موگابه»، خیلی زود مسیر نابودی اقتصادی را در پیش گرفت و کار رفته‌رفته به جایی رسید که نرخ تورم ماهانه حدود ۸۰ میلیارد درصدی را هم تجربه کرد.

ترجمه کردنِ عددی چنین بزرگ به واقعیت‌هایِ زندگیِ انسان تقریبا ناممکن است و این در حالی است که حتی بر اساس معیارهای عادیِ دانش اقتصاد هم به دشواری می‌توان چنین اعدادی را درک و هضم کرد.

با این همه، «رابرت موگابه» در سال ۲۰۱۷ در جریان یک کودتای نظامی از قدرت کنار گذاشته شد و ۲ سال بعد، در سن ۹۵ سالگی و پس از ۳۷ سال زمامداری در زیمبابوه (کشوری که سیاست‌های او اقتصادش را نابود کرد) در بیمارستانی در سنگاپور درگذشت. وضعیت زیمبابوه از آن پس تا حدی بهتر شده و حالا کشوری دیگر، جایگاه بالاترین نرخ تورم در جهان را از آنِ خود کرده است؛ ونزوئلا.

چاپ اسکناس یک میلیون بولیواری

همچون زیمبابوه، تا همین چند سال پیش، اقتصاد ونزوئلا هم یکی از اقتصادهای به نسبت موفق، البته در آمریکای لاتین بود. با این همه، پس از مرگ «هوگو چاوز»، رهبر سوسیالیست این کشور، بروز بحران جانشینی در ساختار قدرت این کشور و اعمال تحریم‌های اقتصادی از سوی آمریکا، ونزوئلا خیلی زود به کشوری با اقتصادی از هم پاشیده بدل شد، اقتصادی که حالا نمونه کلاسیکِ دیگری از شکل‌گیریِ «اَبَرتورم» به حساب می‌آید.

همین چند هفته پیش، بانک مرکزی ونزوئلا از چاپ اسکناس یک میلیون «بولیواری» (واحد پول ونزوئلا) خبر داد. جالب اما اینجا است که با توجه به نرخ تورم در ونزوئلا، ارزش حقیقیِ این اسکناس تنها حدود نیم دلار است.

نرخ تورم در ونزوئلا، در سال ۲۰۱۸ میلادی به حدود یک میلیون درصد رسید و این در حالی بود که در سال ۲۰۱۹، اوج ۱۰ میلیون درصدی را هم تجربه کرده بود. آنچنان که یکی از گزارش‌های خبرگزاری «رویترز» نشان می‌دهد، نرخ تورم در این کشور نسبت به سال‌های گذشته تا حدی بهبود پیدا کرده، اما ساکنان این کشورِ نفت‌خیز، اکنون بالاترین نرخ تورم در جهان را تجربه می‌کنند.

این اما در حالی است که همین چند هفته پیش، بانک مرکزی ونزوئلا از چاپ اسکناس یک میلیون «بولیواری» (واحد پول ونزوئلا) خبر داد. جالب اینجا است که با توجه به نرخ تورم در ونزوئلا، ارزش حقیقیِ این اسکناس از امروز تا فردا هم افت می‌کند و به همین دلیل دشوار بتوان نرخ برابری آن در مقابل ارزهای جهانی را محاسبه کرد.

با توجه به نرخ رسمی دلار در ونزوئلا، ارزش یک میلیون بولیوار حدود ۵۰ سنت (نیم دلارِ آمریکا) است و این یعنی بانک مرکزی این کشور باید خیلی زود اسکناس‌های درشت‌تری هم منتشر کند. تجربه ونزوئلایی‌ها از ابرتورم اما تنها به اسکناس‌های درشت با صفرهای متعدد محدود نمی‌شود.

چاپ اسکناس‌های درشت، تنها کاری است که بانک مرکزی ونزوئلا برای کنترل تورم انجام می‌دهد.

دولت ونزوئلا مدت‌هاست انتشار آمار مرتبط با نرخ بیکاری در این کشور را متوقف کرده، اما برآوردها نشان می‌دهند که در سال ۲۰۱۹، نرخ بیکاری در این کشور به حدود ۴۰ درصد رسیده است و می‌توان حدس زد بروز همه‌گیری کرونا، وضعیت را نسبت به قبل حتی بدتر هم کرده باشد.

بروز این وضعیت اما به فرار و مهاجرت گسترده ونزوئلایی‌ها از این کشور هم ختم شده است. آمارها (از جمله در بررسی اندیشکده «بروکینگز») نشان می‌دهند که تا سال ۲۰۱۹، حدود ۶ میلیون شهروند ونزوئلایی، کشورشان را به قصد مهاجرت و پناهندگی ترک کرده و به خاک کشورهایی مانند کلمبیا و بولیوی وارد شده‌اند.

ونزوئلا حدود ۳۰ میلیون نفر جمعیت دارد و این یعنی ۲۰ درصد از جمعیت این کشور (یک نفر از هر ۵ نفر ونزوئلایی) از این کشور خارج شده‌اند. در کنار بحران پناهندگی در کشورهایی مانند سوریه و افغانستان، این یکی از تکان‌دهنده‌ترین موارد موجِ مهاجرت است و این در حالی است که بر خلاف دو مورد دیگر، در واقع جنگی هم رخ نداده است.

دولت ونزوئلا مدت‌هاست انتشار آمار مرتبط با نرخ بیکاری در این کشور را متوقف کرده، اما برآوردها نشان می‌دهند که در سال ۲۰۱۹، نرخ بیکاری در این کشور به حدود ۴۰ درصد رسیده است.

ابرتورم چیست و چه زمانی به وجود می‌آید؟

اما ابرتورم اساسا چه زمانی در یک اقتصاد ایجاد می‌شود؟ وقوع ابرتورم مثل بسیاری از دیگر پدیده‌های اقتصادی می‌تواند معلولِ علت‌های مختلف باشد. با این همه، بررسی‌هایِ موردی نشان می‌دهند که «کسری بودجه مزمن» و «افزایش هزینه‌های دولت» از جمله وجوه مشترک تقریبا تمام رخدادهایِ اقتصادیِ منجر به ابرتورم بوده‌اند.

به صورت بسیار کلی، اگر یک واحدِ سیاسی (یک کشور به معنایِ خاص) دستخوش وضعیتی شود که در آن هزینه‌ها در مقابل درآمدها به سرعت رشد کنند، «کسری بودجه» (Budget Deficit) گریبان‌گیرِ دولت آن کشور می‌شود. با این همه، بر خلاف من و شما و شرکت‌ها که کسریِ بودجه برای‌مان معادل بدهی و بدهکاری است، دولت‌ها می‌توانند پول خلق کنند تا بدهی‌شان را پوشش بدهند و این کلید خلق ابرتورم است. به طور کلی، منظور از «خلق پول» هم این است که بانک مرکزی یک کشور، به مقداری بیش از پشتوانه واقعی به ازای نقدینگیِ موجود در اقتصاد، نقدینگی ایجاد کند.

وقتی اروپایی‌های هم «اَبَرتورم» داشتند

اما برای اینکه داستان بروز ابرتورم در اقتصادها برای ما ملموس‌تر شود و بتوانیم به نرخ تورم در کشورهایی مانند ونزوئلا نگاهی دقیق‌تر بیندازیم، لازم است اندکی در تاریخ اقتصاد جهان به عقب برگردیم.

تاریخ مدونِ اقتصادی، پر از نمونه‌های بروز ابرتورم است و با این همه، تا همین چند دهه پیش و زمانی که اقتصادهای اروپایی دستخوش این پدیده شدند، کند‌ وکاو دقیقی در مورد علل ایجاد ابرتورم صورت نگرفته بود.

در ژوئن سال ۱۹۴۶، نرخ تورم در مجارستان به ۴۱٫۹ کوآدریلیون درصد (۱۰ به توان ۱۵ درصد) در یک ماه رسید که بیشترین نرخ ثبت شده ابر تورم در تاریخ مدونِ اقتصادی در جهان است.

ابرتورم در چین باستان، امپراتوری مغول (و از جمله زمانی که ایران هم جزئی از این امپراتوری بود)، آلمان، اتریش، روسیه، برزیل، آرژانتین و ترکیه هم رخ داده و البته جالب اینجا است که ایران (دست‌کم در دوره مدرن تاریخ خود) تا به حال این پدیده را تجربه نکرده و نرخ‌های تورم کنونی در اقتصاد ایران، هر چند بسیار بالا هستند، ابرتورم به حساب نمی‌آیند.

یکی از نمونه‌های سهمگین بروز ابرتورم در قرن بیستم در آلمان به ثبت رسیده است. پس از جنگ جهانی اول (در دوران موسوم به «جمهوری وایمار» در آلمان) در فاصله سال‌های ۱۹۲۱ و ۱۹۲۳، این کشور نرخ‌های تورم چند میلیون درصدی و چند میلیارد درصدی را تجربه کرد.

ابرتورم باعث می‌شود دارایی‌های نقدی شما در هر روز و هر ساعت آب بروند.

ماجرا از این قرار بود که پس از پایان جنگ جهانی اول، برندگان جنگ برای تحقیر و فشار به آلمان، غرامت‌های جنگی بسیار سنگینی بر این کشور بار کردند و این در حالی بود که تلاش اقتصاددانان و دولتمردان آلمانی برای پرداخت این غرامت و همزمان، افزایش هزینه‌های دولتی برای بازسازی اقتصاد این کشور، راه خود را به «خلق پول» به شکلی افسارگسیخته باز کرد و پولِ بی‌پشتوانه خلق شده هم چند سال بعد خود را در قالب ابرتورم نشان داد.

در همان دوره اما نمونه‌های بسیار وحشتناک‌تری هم وجود داشت که بروز جنگ جهانی و پیامدهای آن، علت اصلی بروز آن بودند. به عنوان نمونه، در مجارستان (به دلایلی مشابه دلایل بروز ابرتورم در آلمان)، قیمت‌ها در هر ۱۵ ساعت ۲ برابر می شدند. این در حالی بود که در ژوئن سال ۱۹۴۶، نرخ تورم در مجارستان به ۴۱٫۹ کوآدریلیون درصد (۱۰ به توان ۱۵ درصد) در یک ماه رسید که بیشترین نرخ ثبت شده ابر تورم در تاریخ مدونِ اقتصادی در جهان است.

در مجارستان قیمت‌ها در هر ۱۵ ساعت ۲ برابر می شد. این در حالی بود که در ژوئن سال ۱۹۴۶، نرخ تورم در مجارستان به ۴۱٫۹ کوآدریلیون درصد (۱۰ به توان ۱۵ درصد) در یک ماه رسید.

و اما ونزوئلا…

اما داستان ابرتورم در ونزوئلا که نمونه روزآمدِ ابرتورم در یک اقتصاد است از کجا شروع شد؟ داستان از این قرار است که ونزوئلا، اقتصادی سوسیالیستی تحت رهبری «هوگو چاوز» بود که در ابتدا هم از حمایت مردمی بالا برخوردار بود و هم اقتصادی رو به رشد داشت.

چاوز اما الگویی جالب توجه از حکمرانی داشت که بارها در رهبران سیاسیِ دیگری در سراسر جهان ظاهر شده بود، ظاهر می‌شود و ظاهر خواهد شد: او یک پوپولیستِ به تمام معنا بود و می‌خواست به هر روشی که شده، محبوب قلب شهروندان باقی بماند و البته از قدرت هم کنار نرود.

سیاست‌های چاوز برای پول‌پاشی در اقتصاد، کنترل نرخ تورم با واردات افسارگسیخته کالاها، آن هم در اقتصادی کاملا تک محصولی (نفت)، ونزوئلا را به انباری از باروت بدل کرد. با مرگ چاوز بر اثر ابتلا به سرطان و جانشینیِ پر حاشیه «نیکولاس مادورو» به جای او، ونزوئلا وارد دوره‌ای از آشوب سیاسی و اقتصادی شد که هنوز هم ادامه دارد.

آمریکا نفت ونزوئلا را تحریم کرد؛ جریان ورود دلار به اقتصاد تک محصولی این کشور متوقف شد؛ واردات به سمت صفر میل کرد؛ کمبود کالایی در همه زمینه‌ها (از دارو گرفته تا گوشت و حتی محصولات کشاورزی) اوج گرفت و در نهایت، دولت این کشور تصمیمی را که نباید می‌گرفت، گرفت.

در سال‌های اخیر خبرگزاری‌های مختلف در جهان خبرهایی را مخابره می‌کردند از اسکورتِ کامیون‌های حمل گوشت توسط ارتش ونزوئلا و تصاویری دست به دست می‌شد که نشان می‌داد ارتشی‌های مسلح در شهرهای ونزوئلا، برای جلوگیری از آشوب، در فروشگاه‌های زنجیره ای این کشور حضور پیدا می‌کنند.

بانک مرکزی ونزوئلا به جای پیدا کردن و درمانِ دلیلِ مشکل («بیماری هلندی» در اقتصاد ونزوئلا) شروع به چاپ اسکناس و خلق پول کرد تا حقوق کارمندان و طبقه حامی خود را پرداخت کند و مشکلات را زیرِ اسکناس‌های چاپ‌شده پنهان کند.

با این همه، ظاهرا مشکلات اقتصادی ونزوئلا آن قدر زیاد بود که اسکناس‌های مورد نیاز برای پوشاندن مشکلات سر به آسمان زدند. نرخ تورم ونزوئلا ماه به ماه افزایش پیدا می‌کرد و به نرخ‌های عجیب و غریب می‌رسید و طولی نکشید که سراسر کشور صحنه آشوب و شورش شد.

عمق فاجعه ابرتورم در ونزوئلا، در سال‌های اخیر بارها در خبرها نمود پیدا کرده و البته، صورتی شگفت‌انگیز و تکان‌دهنده از جامعه‌ای را به تصویر گذاشته که تا یک دهه پیش، غرق در دلارهای نفتی، همه چیز در آن تحت کنترل به نظر می‌رسید.

ابرتورم در ونزوئلا: این همه اسکناس در مقابل یک دستمال توالت

در این سال‌ها، خبرگزاری‌های مختلف در جهان خبرهایی را مخابره می‌کردند از اسکورتِ کامیون‌های حمل گوشت توسط ارتش ونزوئلا و تصاویری دست به دست می‌شد که نشان می‌داد ارتشی‌های مسلح در شهرهای ونزوئلا، برای جلوگیری از آشوب، در فروشگاه‌های زنجیره ای این کشور حضور پیدا می‌کنند.

ماجرای ونزوئلا درس عبرتی است برای اقتصادهای دیگر در جهان، چرا که بر خلاف بیشترِ مواردِ پیشین بروز ابرتورم، در ونزوئلا جنگی رخ نداد و فروپاشی اقتصادی در واقع ناشی از سیاست‌گذاری‌های نادرست رهبران این کشور بود. اقتصاد، این بار هم نشان داد که سرِ شوخی با کسی ندارد.

نظرات