به گزارش تجارتنیوز، پیش از دور جدید تحریمها، رشد و تا حدودی توسعه، یکی از دغدغههای اقتصاد ما بود. یا حداقل در برنامهها و سخنان مسئولان ردی از توسعه دیده میشد. اما از سال 96 به این سو گویا توسعه در ایران فراموش شده و تمام توان دولت متمرکز بر گذران روزمره و عبور از شرایط فعلی است.
زهرا کریمی، اقتصاددان در این تحلیل به این سوال جواب میدهد که آیا تحریمها سبب شده توسعه از لیست دغدغههای مسئولان حذف شود؟
زهرا کریمی در این تحلیل نوشت:
با استناد به دو آمار میتوان گفت تحریمها، توسعه اقتصادی را به حاشیه برده و سبب شده تنها دغدغه دولت در این شرایط گذر از بحران فعلی و تامین کالاهای مصرفی و معیشت مردم باشد.
اولین آمار، مربوط به آمار بودجه سرانه کشور است که طی دهه 90 ( به قیمت ثابت) حدود 11 درصد کاهش یافته است. دومین آمار، مربوط به روند سرمایهگذاری است که نشان میدهد در فاصله سالهای 91 تا 98 میزان سرمایهگذاری به قیمت ثابت 43 درصد کاهش یافته. یعنی نه تنها سرمایهگذاری ثابت ناخالص رشد نکرده بلکه به طور متوسط سالانه 5.4 درصد هم کمتر شده است (نمودار 1).

کاهش بودجه و بودجه سرانه
رشد اقتصادی و توسعه، نیاز به افزایش درآمد دارد. اما تحریمها هم درآمدهای مستقیم دولت از فروش نفت را تحت تاثیر قرار داده و هم درآمدهای غیرمستقیم را. این افت درآمد به منزله کاهش بودجه دولت است.
در حالت عادی انتظار میرود بودجه دولت و هزینههای آن افزایش یابد. به خصوص در سال 99 که کرونا هم بر هزینههای پیشین اضافه شده است. اما هزینههای واقعی دولت (به قیمت ثابت) طی سالهای گذشته هیچ رشدی نداشته. یعنی دولت نه تنها بودجهای برای توسعه نداشته، بلکه توانش برای گذار از این بحران کمتر هم شده است.
در نمودار شماره (2)، روند هزینههای دولت را میتوان دید. از سال 96 تا پایان سال 98، بودجه دولت به قیمت ثابت سقوط چشمگیری را تجربه کرده و حدود 9 درصد کمتر شده است. با توجه به افزایش جمعیت کشور و کاهش بودجه به قیمت ثابت، در واقع بودجه سرانه 11 درصد افت کرده است.
در سال 99، علاوه بر تحریم، کرونا هم هزینههای جدیدی را به دولت تحمیل کرد. بدون مشکل کرونا نیز توان اجرایی دولت کاهش یافته بود و در مواجهه با کرونا مشکل کمبود بودجه تشدید شد.

کاهش 43 درصدی سرمایهگذاری
دومین تاثیر مهم تحریمها بر اقتصاد ما کاهش سرمایهگذاری در اقتصاد است. در فاصه سالهای 91 تا 98، سرمایهگذاری 43 درصد کاهش یافته، به سخنی دیگر، طی این دوره به طور متوسط میزان سرمایهگذاری در اقتصاد ایران سالانه 5.4 کم شده است.
در نمودار شماره (1) روند نزولی سرمایهگذاری در دهه 90 دیده میشود. با امضای برجام وضعیت سرمایهگذاری در ایران در فاصله سالهای 96 – 95 اندکی بهبود یافت؛ اما با خروج آمریکا از برجام در سال 96، کاهش سرمایهگذاری شدت گرفت.
آمارهای بانک مرکزی نشان میدهد روند سرمایهگذاری از سال 91 تا 98 منفی بود و پیشبینی میشود این روند نزولی در سال 99 هم ادامه یابد. البته در مواردی سرمایهگذاری بخش خصوصی در ساختوساز و بخش مسکن رشد کرده اما کاهش سرمایهگذاری در ماشینآلات و تجهیزات بسیار جدی بوده و رشد مثبت سرمایهگذاری در بخش مسکن را خنثی کرده است.
[imp content=”از سال 96 تا پایان سال 98، بودجه دولت به قیمت ثابت سقوط چشمگیری را تجربه کرده و حدود 9 درصد کمتر شده است. با توجه به افزایش جمعیت کشور و کاهش بودجه به قیمت ثابت، در واقع بودجه سرانه 11 درصد افت کرده است.”]
علت اصلی روند منفی سرمایه گذاری تشدید تحریمهای بینالمللی علیه ایران و فضای پرریسک کسبو کار در کشور بوده است. تحریمها مجاری تنفسی اقتصاد ایران را تنگ کرده است. از یک سو بخش عمومی به دلیل کاهش شدید منابع مالی توان سرمایهگذاری ندارد و از سوی دیگر بخش خصوصی محتاطتر شده و تمایل چندانی به سرمایهگذاری در این شرایط و محیط بیثبات ندارد.
البته نمیتوان همه مصائب اقتصاد ایران را به گردن تحریمها انداخت و تاثیر منفی سیاست¬های نامناسب و تصمیات غلط و پرهزینه را نادیده گرفت. اما مقایسه روند رشد و توسعه اقتصادی در دهه 90 و 80 نشان میدهد، همراه شدن مشکلات ساختاری با تحریمها به اقتصاد ما آسیب جدی وارد کرده است.
تحریمها راه توسعه را بسته؟
اما سوالی که در این میان وجود دارد این است که آیا در شرایط تحریم، توان و امکان توسعه و رونق اقتصادی بود و دولت از آن غفلت کرده یا اساسا تحریمها راه هر نوع توسعهای را میبندد؟
[imp content=”از یک سو بخش عمومی به دلیل کاهش شدید منابع مالی توان سرمایهگذاری ندارد و از سوی دیگر بخش خصوصی محتاطتر شده و تمایل چندانی به سرمایهگذاری در این شرایط و محیط بیثبات ندارد.”]
در 9 ماه گذشته جهان درگیر شیوع ویروس کرونا بوده است. در این مدت همه دولتها و کشورها تمام توان خود را صرف گذر از این بحران کردهاند. در این مدت هیچ اقتصادی دغدغه رونق و رشد ندارد بلکه همه میخواهند با کمترین آسیب و هزینه از این دوره گذر کنند.
شرایط کنونی ایران هم حاصل غفلت بخش خصوصی یا عمومی نیست. تحربه کشورهای دیگر هم نشان میدهد در شرایط سخت و بحرانی، تمام تمرکز و توان دولت و بخش خصوصی بر عبور از بحران متمرکز است. شرایط برای ایران بسیار دشوارتر از بسیاری کشورهای جهان بوده چون همراه با کرونا درگیر تحریمهای سخت هم بوده است.
تحریم در عمل جنگ اقتصادی تمام عیار است. تبعات جنگ اقتصادی از جنگ نظامی بدتر است چون جنگ نظامی همه بخشها و نقاط کشور را درگیر نمیکند ولی تحریم تمامی عرصه¬های اقتصادی را تحت تاثیر قرار می دهد.
اقتصاد ایران از سال 91 با تحریمهای فزایندهای مواجه شده و جز در سالهای 95 و 96، دیگر سالها درگیر تحریم و رکود اقتصادی بوده است.
تمام شاخصها نشان میدهد اقتصاد ایران توان مقابله با چنین تحریم سنگینی را نداشته است. در این سالها بخش بزرگی از درآمد دولت صرف واردات کالاهای مصرفی برای تامین نیازهای اساسی مردم شده است. دولت تلاش کرده قیمت کالاهای اساسی را تا حد ممکن کنترل کند تا بخش مهمی از جمعیت کشور زیر خط فقر نرود. البته دولت در این مساله موفقیت چندانی نداشته و فقر در حال گسترش است.
به همین جهت در کل طی این دوره، به ناگزیر، واردات کالاهای سرمایهای و سرمایه¬گذاری های عمرانی، که زمینهساز رشد و توسعه است، در اولویت دولت قرار نگرفته است.
[imp content=”در فاصه سالهای 91 تا 98، سرمایهگذاری 43 درصد کاهش یافته، به سخنی دیگر، طی این دوره به طور متوسط میزان سرمایهگذاری در اقتصاد ایران سالانه 5.4 کم شده است.”]
خودکفایی، باعث توسعه میشود؟
در این شرایط که اقتصاد کشور درگیر تحریم است برخی از بخشها البته رشد کردهاند. تحریم، ارز گران و محدودیت در مبادلات بانکی بینالمللی، واردات قطعات خودرو، لوازم خانگی، کفش و لباس و … را بسیار دشوار کرده و تولید برخی کالاها در داخل کشور سودآور شده است. به همین جهت تولید در برخی از رستههای صنعتی رشد کرده است.
اما آیا با رشد تولید در برخی از بخشها میتوان گفت که تولید همه چیز در داخل کشور امکانپذیر است و ایران میتواند بدون ارتباط تجاری و بانکی با جهان به یک کشور توسعهیافته مبدل شود؟ جواب قطعا منفی است.
درست است که ایران یک جمعیت 80 میلیونی دارد که بخش بزرگی از این جمعیت جوان و بااستعداد است؛ اما این توان و استعداد قابل قیاس با جهانی نیست که در آن 7 میلیارد نفر در حال تلاشند. کارگاهها و پژوهشکدههایی در جهان شکل گرفته، هزاران هزار دانشمند در عرصههای مختلف کار میکنند و اگر ایران نتواند از توان و امکانات جهانی استفاده کند، شکاف ما با جهان روز به روز بیشتر میشود.
شاید در تولید برخی کالاها توانمند شویم اما در بکارگیری فناوریها و ماشینآلات پیشرفته، تربیت نیروی انسانی متخصص و … از دنیا عقب خواهیم بود. اگر قرار باشد همه چیز را در داخل خودمان تولید کنیم، به یک اقتصاد ناتوان تبدیل خواهیم شد.
[imp content=”درست است که ایران یک جمعیت 80 میلیونی دارد که بخش بزرگی از این جمعیت جوان و بااستعداد است؛ اما این توان و استعداد قابل قیاس با جهانی نیست که در آن 7 میلیارد نفر در حال تلاشند.”]
این مساله حتی در تربیت نیروی انسانی هم وجود دارد. درست است که در ایران تعداد صندلیهای دانشگاه بیشتر از متقاضیان است اما ما نیاز به دانشگاههایی داریم که با جهان ارتباط داشته باشند، دانشجو و استاد مبادله کنند، سمینارها و کنفرانسهای بین المللی برگزارکنند. نه دانشگاههای منزوی در یک گوشه جهان.
این روند جدایی از جهان و تحریمها اگر در آینده ادامه پیدا کند تاثیر منفی قابل توجهی بر روند توسعه کشور میگذارد.
اقتصاد ایران با مشکلات در هم تنیده و متعددی دست به گریبان است. اما تحریمها راه تنفس قتصاد را بسته است. اگر بخواهیم مشکلات اقتصاد ایران را حل کنیم، شرط لازم بازکردن پنجره رو به جهان است تا اقتصاد بتواند نفس بکشد و رشد کند. اما در عین حال باید مشکلات گوناگون اقتصاد ایران را حل کنیم.
لغو تحریمها شرط لازم رونق اقتصادی است ولی شرط کافی نیست.
[imp content=”آمارهای بانک مرکزی نشان میدهد روند سرمایهگذاری از سال 91 تا 98 منفی بود و پیشبینی میشود این روند نزولی در سال 99 هم ادامه یابد. البته در مواردی سرمایهگذاری بخش خصوصی در ساختوساز رشد کرده اما کاهش سرمایهگذاری در ماشینآلات و تجهیزات بسیار جدی است.”]
تحلیل تاثیر تحریمها بر روند توسعه کشور در ادامه پرونده ویژهای است که بخش آکادمی منتشر میکند. در روزهای گذشته سه بخش دیگر این پرونده منتشر شده که در لینکهای زیر قابل دسترس است:
گزارش «آیا تدوام تحریمها برای مردم ممکن است» در لینک:
یادداشت محمد مهدی فیاضی، کارشناس اقتصادی درباره «تاثیر تحریم بر بودجه» در لینک:
یادداشت محمدرضا مظلومپور، کارشناس بانکی درباره تاثیر «تحریمها بر سود و زیان بانکها» در لینک
کمک کمک کمک
کمک کمک کمک کمک کنید
خواهش میکنیم به داد مردم برسید هیچی نداریم بخوریم مستاجر بدبختی آرزو غذا داریم به سختی داریم زندگی پیش میبریم دوبچه داریم سو تغذیه گرفتیم هزار بار آرزو میکنیم بمیریم کرونا خوب موقعی اومد شماسیرین ب فکر مردم نیستی که مردم چقدر بدبختن
آخه مرد حسابی تو که پول نداری دو تا بچه از چیته
من خونه دارم پول هم دارم بچه نمیارم
حقته
بنده برج ۵ کوییک ثبت نام کردم ۴۰ تومن دادم ۴۰ تومنم زمان تحویل قرار بود پرداخت کنم الان دوماه نگذشته میگن ۱۰۰ تومن باید واریز کنی والا پولتو بگیر برو وجدانن دولت ما از راهزنم بدتر شده
سلام. در خصوص سرمایه گذاری در بورس و سهام. خوب باید توجه داشت که عملا هیچ شرکت و کارخانه ای وقتی سود دهی خوبی دارد وارد بورس نمی شود. چرا که نگران نیست و سود خود و اعضایش را دارد چرا با دیگران تقسیم کند؟! اما شرکت و کارخانجاتی که در حال ورشکست شدن هستند برای نجات وارد بورس می شوند و با پول مردم از ورشکستگی نجات پیدا می کنند. البته موقتا. در نهایت نه تنها سودی نخواهند داشت بلکه سرمایه مردم هم به باد خواهد رفت. پس مردم باید قبل از خرید سهام دقت کنند که سهام چه شرکتی را می خرند. تحقیق خیلی مهمه تا سهام شرکت زیانده را نخرند. هجوم مردم در مراحل اولیه برای خرید سهام در ظاهر نشان از رونق شرکت یا کارخانه می دهد اما درستش این است که عملا بعد از مدتی ارزش آن سهام افت شدیدی خواهد داشت. و همین می شود که الان شاهدش هستیم. بی گدار به آب زدن غرق شدن در پی خواهد داشت. موفق باشید.
یه نکته دیگه وقتی شما میدونین دولت نمیتونه انتقاد ها رو پذیرا باشه بهتر این قسمت نظر دادن رو حذف کنین از زیر تمام مطالبتون چون همه مردم ناراضی و عصبانی هستند انتظار نداشته باشیم مردم اینجا برای شما از گل و بلبل بنویسند
شاید مهم تر از اینکه سرمایه گذاری انجام شده یا نشده این باشه که اگه انجام میشد این سرمایه ها به کجا میرفت آیا در نهایت سودش به جیب مردم میرسید یا جیب سرمایه داران بزرگ و سازمان های شبه دولتی.اگر تجارت نیوز این هم بررسی میکرد که اون سرمایه گذاری های قبلی درنهایت چه نتیجه ای داشتن هم خوب میشد.تا این شرایط سرمایه داری رانتی رو کنار نذاریم و به اسم خصوصی سازی مالکیت اموال عمومی رو به ثروتمندان واگذار کنیم، سرمایه گذاری فقط باعث تمرکز بیشتر سرمایه و ثروتمند تر شدن ثروتمندا میشه. تا وقتی طرح مالیات بر ثروتمندان و خانه های خالی رو نمی تونیم اجرایی کنیم و تا وقتی نمیتونیم اتحادیه کارگری قدرتمند درست کنیم، سایر کارها و برنامه های دولت هم حتی اگر در ظاهر سودی برای مردم داشته باشه ولی در نهایت و پنهان داره شکاف و سهم ثروتمندان رو بیشتر میکنه
آره شما راست میگی اگه از خارج وسایل و لوازم لاکچری وارد نکنید عقب مونده میشید تازه اگه نتونید با دولتی مردم به کانادا فرار کنید کجا برید
به همین دلایل هر چی دانشمندان فراری میدید به خارج که همیشه وابسته باشیم
تا زمانی که ما هم مثل بقیه کشورها سرمون تو کار خودمون نباشه وضع همینه ایران کره شمالی کوبا ونزوئلا و… یک تفکر دارن و یک سرنوشت
تحریم به مردم اثرکرده نه به دولت چون اگر به آنها تاثیر میگزاشت به فکرچاره بودند یعنی مر دم برای آنها اهمیت نداره
اگر این دولتها دست از حمایت دولتمردان دیگر بردارند و به فکر مردم مستضعف باشند چرخه اقتصادی راه میافتد این طور نگاه کنید بایک مثال من یک کارمند وقتی توان خرید داشته باشم میخرم استفاده میکنم با استفاده من دلال مغازه دار کشاورز و همه وهمه مثل یک زنجیر به هم تنیده شده وباز برمیگردد به دولت هرچه درآمد بیشتر شود مالیات بیشتر دولت هم سودی سرشار گرفته و کارمندان هم انگیزه پیدا میکنند و جلوی فاسدین را میگیرند وقتی کارمند یابارس تامین بشه مفسد اقتصادی نمتوند اورا بخرد خود به خود همه چیز درست میشه تحریم ها هم نمیتوانند اثر گذار باشند به امید روزی که دزد و مفسد اقتصادی نباشد