به گزارش تجارت نیوز، تحولات اقتصادی و منطقهای اخیر، صنعت نساجی را با نااطمینانی و التهاب مواجه کرده است؛ وضعیتی که در آن واحدهای کوچک تولیدی زودتر و شدیدتر از سایر بخشها تحت تأثیر قرار میگیرند، در حالیکه واحدهای بزرگ به دلیل برخورداری از نقدینگی و ساختار منسجمتر، تابآوری بیشتری دارند. اثرات رکود معمولاً از حلقههای پایانی زنجیره، یعنی توزیع و فروش پوشاک، آغاز شده و طی چند ماه به تولیدکنندگان پارچه، نخ و مواد اولیه منتقل میشود. در چنین فضایی، مدیریت انتظارات تورمی، تسهیل فرآیندهای ثبت سفارش، تخصیص ارز و واردات مواد اولیه و اصلاح مقررات، نقشی کلیدی در جلوگیری از توقف تولید و حفظ اشتغال ایفا میکند.
دبیر انجمن صنایع نساجی ایران در این زمینه میگوید صنعت نساجی بهعنوان یک اکوسیستم مشترک میان دولت، تولیدکنندگان، مصرفکنندگان و نیروی کار، تنها از مسیر هماهنگی مؤثر و سیاستگذاری هوشمندانه میتواند تابآوری خود را تقویت کرده و زمینه پایداری و توسعه آینده را فراهم سازد. مشروح گفتوگوی تجارتنیوز با سید شجاعالدین امامی رئوف، دبیر انجمن صنایع نساجی ایران، را در ادامه میخوانید.
در شرایط نابهسامان، واحدهای کوچک تولیدی بیش از سایر بخشها آسیب میبینند / واحدهای بزرگ تابآوری بیشتری دارند
سید شجاعالدین امامی رئوف میگوید: در شرایط ناپایدار اقتصادی و فضای متاثر از تحولات منطقهای، واحدهای کوچک بیش از سایر بخشها در معرض آسیب قرار میگیرند. این واحدها معمولاً نخستین گروهی هستند که از نوسانات بازار و التهابات اقتصادی تأثیر میپذیرند. در مقابل، واحدهای بزرگ به دلیل دسترسی بیشتر به نقدینگی، برخورداری از موجودی مناسب مواد اولیه و محصول، و نیز ساختار سازمانی منسجمتر در حوزههای مهندسی، تولید، مالی و برنامهریزی، معمولاً دیرتر و با شدت کمتری متأثر میشوند.
آثار شوک همزمان در بخشهای مختلف صنعت مشاهده نمیشود / در صورت بروز تنش حلقههای انتهای زنجیره اول آسیب میبینند
او میافزاید: بهطور طبیعی، اثرات رکود یا بحران در بازار، ابتدا در حلقههای انتهایی زنجیره، یعنی در سطح توزیع و فروش محصولات، بهویژه در بخش پوشاک و کالاهای خانگی، بروز پیدا میکند و سپس به تدریج به سمت حلقههای بالادستی حرکت میکند. این روند گاه در یک بازه زمانی سه تا چهارماهه از سطح خردهفروشی و عمدهفروشی به تولیدکنندگان پارچه، نخ و نهایتاً تأمینکنندگان مواد اولیه میرسد. به همین دلیل، آثار یک شوک بازار لزوماً بهصورت همزمان در تمام حلقههای زنجیره مشاهده نمیشود.
بدیهتاً تبعات جنگ فعالان حوزه نساجی را هم مشابه کشورهای دیگر تحتتأثیر قرار میدهد / نمیتوان یک نسخه واحد برای همه تجویز کرد
دبیر انجمن صنایع نساجی ایران بیان میکند: در بخش پوشاک نیز تجربه واحدهای تولیدی یکسان نبوده است. برخی واحدها، بهویژه در استانهایی که در دوران جنگ و تعطیلات نوروز جمعیت بیشتری را بهصورت موقت پذیرا بودند، توانستند شب عید نسبتاً موفقتری را پشت سر بگذارند. در مقابل، در برخی استانها و شهرها میزان فروش رضایتبخش نبود و فروشگاههای زنجیرهای و برندهای پوشاک عملکردی ناهمگون داشتند؛ بهگونهای که در برخی نقاط فروش بالا و در برخی دیگر پایین بود و در نهایت، این وضعیت به یک میانگین کلی در سطح ملی منجر شد. از این رو، نمیتوان یک نسخه واحد برای همه واحدهای تولیدی و توزیعی صنعت نساجی تجویز کرد، هرچند بدیهی است که تبعات جنگ و شرایط خاص اقتصادی بهنوعی همه فعالان این حوزه را تحت تأثیر قرار میدهد؛ مشابه آنچه در سایر کشورهای درگیر بحران نیز مشاهده میشود.
کنترل التهابات نیازمند سیاستگذاری هوشمندانه و چابک است
او میافزاید: یکی از پیامدهای این شرایط، افزایش التهاب و نااطمینانی در بازار است. در چنین فضایی، انتظارات تورمی و نگرانیهای روانی میتواند به بیثباتی قیمتها دامن بزند. کنترل این التهابات نیازمند سیاستگذاری هوشمندانه و هماهنگی نزدیک میان بازیگران اصلی این اکوسیستم است. ساختار اقتصادی این صنعت بر یک اکوسیستم مشترک استوار است که در آن دولت و حاکمیت، مصرفکنندگان، تولیدکنندگان، کارآفرینان و نیروی کار همگی نقش دارند و هر یک باید سهم خود را در پایداری تولید و اشتغال ایفا کنند. در این میان، نقش دولت در سیاستگذاری، تنظیمگری و استفاده از ظرفیت تشکلهای تخصصی و ملی بسیار حائز اهمیت است.
بسیاری از مشکلات امروز ماهیت پویا دارند و کارآمدی راهحلها همیشگی نیست / مسائل فعالان صنعت بهسرعت شنیده شود
سید شجاعالدین امامی رئوف میگوید: شرایط فعلی به دلیل ماهیت متغیر و غیرقابل پیشبینی خود، بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمگیری چابک و مبتنی بر نظر ذینفعان است. بسیاری از مشکلات امروز، ماهیتی پویا دارند؛ به این معنا که ممکن است راهحلی که امروز برای یک مسئله کارآمد است، ظرف یک ماه آینده کارایی خود را از دست بدهد. از این رو، لازم است مسائل فعالان صنعت بهموقع شنیده شود و راهحلها نیز به سرعت و بهصورت عملیاتی در دستور کار قرار گیرد.
تأمین مواد اولیه نیازمند تسهیل و تسریع فرآیندها است / بخش قابلتوجهی از مشکلات از طریق اصلاح و بهروزرسانی قوانین موجود قابلحل است
او اضافه میکند: یکی از مسائل مهم در این میان، تأمین مواد اولیه است. تمامی صنایع، و بهطور خاص صنعت نساجی، نیازمند تسهیل و تسریع در فرآیندهای مرتبط با ثبت سفارش، تخصیص ارز، حملونقل و لجستیک واردات مواد اولیه هستند. بخش قابل توجهی از این مشکلات از طریق اصلاح و بهروزرسانی قوانین و مقررات موجود قابل حل است و میتواند در کوتاهمدت کمک مؤثری به واحدهای تولیدی باشد. در کنار آن، حمایت و مساعدت مستقیم دولت در مقاطع حساس، نقش تعیینکنندهای در جلوگیری از توقف خطوط تولید و از دست رفتن اشتغال دارد. مواد اولیهای که در خطوط تولید مصرف میشود، در ادامه زنجیره با ایجاد ارزش افزوده، به حفظ و توسعه اشتغال کمک میکند. از این رو، نگاه به تأمین مواد اولیه باید بهعنوان سرمایهگذاری برای تداوم تولید ملی و صیانت از فرصتهای شغلی تلقی شود، نه صرفاً یک هزینه ارزی.
هماهنگی مؤثر میان دولت و بخش خصوصی تابآوری صنعت نساجی را بالا میبرد
سید شجاعالدین امامی رئوف در پایان میگوید: در نهایت، هماهنگی مؤثر میان دولت و بخش خصوصی در فرآیندهای مختلف، از جمله نحوه عرضه مواد اولیه در بورس، صدور مجوزهای واردات، تسهیل تشریفات گمرکی، فرآیند ثبت سفارش و تخصیص ارز، میتواند نقش مهمی در کاهش هزینهها، افزایش پیشبینیپذیری و تقویت تابآوری صنعت نساجی ایفا کند. چنین رویکردی نهتنها به پایداری واحدهای تولیدی موجود کمک میکند، بلکه زمینه را برای سرمایهگذاریهای جدید و توسعه این صنعت در سالهای آینده فراهم خواهد کرد.