به گزارش تجارت نیوز، در سالهای اخیر، توسعه خودروهای برقی به یکی از مهمترین محورهای تحول صنعت خودروسازی جهان تبدیل شده است. بسیاری از کشورها با هدف کاهش انتشار گازهای گلخانهای، کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی و حرکت به سمت اقتصاد کمکربن، برنامههای گستردهای برای حمایت از خودروهای الکتریکی تدوین کردهاند. با این حال، واقعیت این است که تصمیمگیری درباره آینده صنعت خودرو تنها بر پایه ملاحظات زیستمحیطی یا مزایای فنی انجام نمیشود.
عوامل متعددی از جمله ساختار اقتصادی کشورها، سیاستهای صنعتی، منافع بازیگران داخلی، روابط تجاری بینالمللی و میزان وابستگی به بازارهای خارجی میتوانند مسیر توسعه فناوریهای نوین را شکل دهند. پژوهش تازهای که توسط محققان دانشگاه جانز هاپکینز آمریکا و دانشگاه اکستر بریتانیا انجام شده، دقیقاً به بررسی این موضوع پرداخته و نشان میدهد که برزیل و مکزیک، با وجود قرار داشتن در شرایط نسبتاً مشابه، مسیرهای کاملاً متفاوتی را در گذار به خودروهای برقی انتخاب کردهاند.
بررسی دلایل تفاوت مسیر خودروهای برقی در برزیل و مکزیک
این مطالعه توسط رناتو اچ. دِ گاسپی از دانشگاه جانز هاپکینز و پدرو پرفیتو دا سیلوا از دانشگاه اکستر انجام شده و نتایج آن در مجله علمی Policy and Governance منتشر شده است.
پژوهشگران در این تحقیق تلاش کردهاند دلایل تفاوت استراتژیهای توسعه خودروهای برقی در دو کشور برزیل و مکزیک را بررسی کنند. هر دو کشور از بزرگترین تولیدکنندگان خودرو در آمریکای لاتین هستند و هر دو با فشارهای جهانی برای کاهش انتشار کربن و توسعه حملونقل پاک مواجهاند. با این حال، نتایج نشان میدهد که سیاستگذاری در این حوزه در هر کشور تحت تأثیر شرایط داخلی متفاوتی قرار گرفته است.
بر اساس این پژوهش، تصمیمات اتخاذ شده در زمینه توسعه خودروهای برقی در برزیل و مکزیک صرفاً بر مبنای کاهش انتشار گازهای گلخانهای، هزینههای تولید یا بهرهوری فناوری نبوده، بلکه عوامل سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی نقش مهمتری در تعیین مسیر حرکت این کشورها داشتهاند.
برزیل؛ اتکا به بازار داخلی و صنعت اتانول
مطالعه نشان میدهد که رشد بازار خودروهای برقی در برزیل تا حد زیادی از ظرفیتهای داخلی این کشور ناشی شده است. برزیل یکی از بزرگترین بازارهای خودروی آمریکای لاتین را در اختیار دارد و همین موضوع به ایجاد تقاضای داخلی قابل توجه برای فناوریهای جدید کمک کرده است.
به گفته پژوهشگران، وجود یک بازار بزرگ داخلی باعث شده صنعت خودروسازی برزیل جذابیت بیشتری برای سرمایهگذاران خارجی داشته باشد. این مسئله به دولت برزیل قدرت چانهزنی بیشتری در برابر خودروسازان چندملیتی داده است؛ شرکتهایی که سهم عمده تولید خودرو در هر دو کشور را در اختیار دارند.
اما یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر سیاست خودرویی برزیل، سابقه طولانی این کشور در استفاده از اتانول به عنوان سوخت جایگزین است. برزیل طی دهههای گذشته سرمایهگذاری گستردهای در تولید سوختهای زیستی انجام داده و امروزه ناوگان بزرگی از خودروهای سوخت ترکیبی یا Flex Fuel در این کشور تردد میکنند.
همین زیرساخت گسترده موجب شده دولت و صنعت خودروسازی برزیل به جای حرکت مستقیم به سمت خودروهای تمام برقی، توسعه خودروهای هیبریدی سازگار با اتانول را در اولویت قرار دهند.
ائتلافهای سیاسی و اقتصادی در حمایت از مدل برزیلی
پژوهشگران معتقدند استراتژی برزیل نتیجه همگرایی منافع گروههای مختلف اقتصادی و سیاسی است. از یک سو بخش کشاورزی و تولیدکنندگان اتانول خواهان حفظ جایگاه سوختهای زیستی هستند و از سوی دیگر صنعت خودرو نیز از زیرساختهای موجود برای توسعه فناوریهای هیبریدی بهره میبرد.
پدرو پرفیتو دا سیلوا، یکی از نویسندگان این پژوهش، توضیح میدهد که استراتژی اتانول-هیبریدی در برزیل بازتابی از شرایط خاص این کشور است. به گفته او، محدودیتهایی مانند کمبود زیرساختهای شارژ عمومی خودروهای برقی باعث شده راهکارهای مبتنی بر سوختهای زیستی همچنان جذابیت زیادی داشته باشند.
او تأکید میکند که مسیر انتخابشده توسط برزیل تنها یک تصمیم فناورانه نیست، بلکه حاصل تعامل میان توانمندیهای صنعتی قدیمی، ساختار تقاضای داخلی و ائتلافهای سیاسی میان بخشهای شهری و روستایی است.
مکزیک؛ وابستگی بیشتر به بازارهای خارجی
در مقابل، وضعیت مکزیک تفاوتهای اساسی با برزیل دارد. صنعت خودروسازی این کشور طی دهههای گذشته به شدت بر صادرات متمرکز شده است.
بر اساس دادههای این پژوهش، حدود ۸۷ درصد از تولید خودروهای سبک در مکزیک به بازارهای خارجی صادر میشود. این وابستگی گسترده به صادرات باعث شده سیاستگذاران مکزیکی آزادی عمل کمتری برای تعیین مسیر مستقل توسعه فناوریهای خودرویی داشته باشند.
اقتصاد خودروی مکزیک به طور سنتی با بازارهای ایالات متحده و کانادا ادغام شده است. همین مسئله موجب شده تصمیمات صنعتی این کشور تا حد زیادی تحت تأثیر روندهای فناوری و سیاستهای اتخاذ شده در آمریکای شمالی قرار گیرد.
در نتیجه، مکزیک نسبت به برزیل سریعتر به سمت توسعه ظرفیت مونتاژ خودروهای برقی و تولید باتری حرکت کرده است. با این حال، پژوهشگران معتقدند که این مسیر بیش از آنکه ناشی از سیاستگذاری مستقل داخلی باشد، نتیجه انتشار فناوریهای جهانی و الزامات زنجیره تأمین بینالمللی است.
چالشهای جدید ناشی از سیاستهای حمایتگرایانه
مطالعه همچنین به آسیبپذیریهای مدل توسعه خودروهای برقی در مکزیک اشاره میکند. در سالهای اخیر، افزایش گرایشهای حمایتگرایانه در برخی کشورها، به ویژه ایالات متحده، موجب افزایش عدم قطعیت در آینده صنعت خودروی صادراتمحور مکزیک شده است.
از جمله این چالشها میتوان به تهدید اعمال تعرفههای تجاری و همچنین احتمال حذف تدریجی برخی مفاد کلیدی قانون کاهش تورم آمریکا (Inflation Reduction Act) اشاره کرد؛ قانونی که نقش مهمی در حمایت از زنجیره تأمین خودروهای برقی در آمریکای شمالی داشته است.
پژوهشگران هشدار میدهند که این تحولات میتواند ثبات مدلی را که سالها پایه توسعه صنعت خودروی مکزیک بوده، با چالش مواجه کند. به همین دلیل، سیاستگذاران این کشور ناچار شدهاند نقش فعالتری در سیاستگذاری صنعتی ایفا کنند؛ هرچند هنوز زیرساختهای نهادی و سیاسی لازم برای چنین تغییری به طور کامل شکل نگرفته است.
دو مسیر متفاوت، حتی تحت دولتهای مشابه
یکی از نکات جالب این مطالعه آن است که برزیل و مکزیک در مقاطعی تحت رهبری دولتهایی با گرایشهای سیاسی مشابه قرار داشتهاند، اما با وجود این، مسیرهای فناورانه کاملاً متفاوتی را انتخاب کردهاند.
پرفیتو دا سیلوا معتقد است که این تفاوت نشان میدهد انتخاب فناوری صرفاً نتیجه گرایشهای سیاسی دولتها نیست. بلکه ساختارهای اقتصادی، ظرفیتهای صنعتی موجود، الگوهای مصرف داخلی و موقعیت کشورها در اقتصاد جهانی نقش بسیار مهمتری در تعیین مسیر توسعه فناوریهای نوین ایفا میکنند.
به گفته او، برزیل راهکاری را انتخاب کرده که با واقعیتهای داخلی این کشور سازگار است، در حالی که مکزیک بیشتر تحت تأثیر ساختار اقتصاد صادراتمحور و ادغام عمیق خود با بازارهای آمریکای شمالی قرار دارد.
نتایج این پژوهش نشان میدهد که گذار به خودروهای برقی در کشورهای مختلف الزاماً از یک الگوی واحد پیروی نمیکند. تجربه برزیل و مکزیک نشان میدهد که عوامل سیاسی، اقتصادی، صنعتی و ژئوپلیتیکی میتوانند به اندازه ملاحظات زیستمحیطی و فناورانه در تعیین مسیر تحول صنعت خودرو نقش داشته باشند.
برزیل با تکیه بر بازار بزرگ داخلی، زیرساختهای گسترده اتانول و قدرت چانهزنی بالاتر در برابر خودروسازان بینالمللی، مسیر توسعه خودروهای هیبریدی مبتنی بر سوختهای زیستی را در پیش گرفته است. در مقابل، مکزیک با اتکا به صادرات و ادغام در زنجیره تأمین آمریکای شمالی، تمرکز بیشتری بر مونتاژ خودروهای برقی و تولید باتری دارد.
این مطالعه نشان میدهد که موفقیت در گذار به حملونقل پاک نه تنها به پیشرفت فناوری، بلکه به توانایی کشورها در طراحی سیاستهای متناسب با شرایط اقتصادی، صنعتی و اجتماعی خود بستگی دارد. در دنیایی که رقابت بر سر فناوریهای سبز روزبهروز شدیدتر میشود، انتخاب مسیر درست میتواند تأثیر بلندمدتی بر جایگاه اقتصادی و صنعتی کشورها داشته باشد.