به گزارش تجارت نیوز، در حالی که جهان با بحرانهای اقتصادی و آبوهوایی دستوپنجه نرم میکند، گزارشهای جدید نشان میدهند که اقتصاد سبز به موتور رشد بیسروصدای اقتصاد جهانی تبدیل شده است. بر اساس گزارش دسامبر ۲۰۲۵ مجمع جهانی اقتصاد، ارزش سالانه این اقتصاد به ۵ تریلیون دلار رسیده و پیشبینی میشود تا سال ۲۰۳۰ از مرز ۷ تریلیون دلار عبور کند. در شرایطی که درآمدهای سبز به طور متوسط دو برابر سریعتر از کسبوکارهای معمولی رشد میکنند، یک تناقض بزرگ همچنان پابرجاست: شکاف عمیق بین اهداف بلندپروازانه و اقدامات عملی، که طبق تحلیلها، ناشی از ضعفهای ساختاری در حکمرانی و تامین مالی است.
روندهای محرک: از هژمونی چین تا انفجار تقاضای هوش مصنوعی
تحول اقتصاد سبز در سال ۲۰۲۶ توسط چند نیروی قدرتمند و گاه متضاد هدایت میشود.
رهبری بیچونوچرای چین
چین نه تنها در استقرار انرژیهای تجدیدپذیر پیشتاز است، بلکه در حال تغییر مرکز ثقل نوآوری سبز به شرق است. این کشور در سال ۲۰۲۴ بالغ بر ۶۵۹ میلیارد دلار در انرژی پاک سرمایهگذاری کرده و مسئول بیش از ۶۰ درصد از ظرفیت جدید انرژی تجدیدپذیر جهان تا سال ۲۰۳۰ خواهد بود. رهبری چین به حوزههای جدیدی مانند هیدروژن سبز نیز کشیده شده است، جایی که پیشبینی میشود تا سال ۲۰۲۶ نزدیک به ۴.۵ گیگاوات الکترولایزر نصب کند و ظرفیت جهانی را تنها در سه سال هشت برابر نماید.
هوش مصنوعی و آزمون پایداری
رشد انفجاری فناوری هوش مصنوعی، شبکههای برق و تعهدات پایداری را تحت فشار بیسابقهای قرار داده است. پیشبینی میشود تقاضای برق مراکز داده تا سال ۲۰۲۶ تا ۱۷ درصد افزایش یابد. این تقاضا، زیرساختهای قدیمی را تحت فشار قرار داده و نگرانیها را درباره همسویی اهداف رشد دیجیتال و کاهش کربن افزایش داده است.
مدرنیزاسیون شبکه؛ گلوگاه اصلی
در بسیاری از نقاط جهان، سرمایهگذاری در شبکههای برق از سرعت تحول انرژی عقب افتاده است. به عنوان مثال، ۴۰ درصد از شبکههای اتحادیه اروپا بیش از ۴۰ سال سن دارند. این کمبود زیرساخت، نه تنها انتقال انرژی پاک را محدود میکند، بلکه به یک مسئله امنیت ملی و رقابت اقتصادی تبدیل شده است.
عملکرد مالی شرکتی: مزیت رقابتی سبز
گزارش مجمع جهانی اقتصاد نشان میدهد که فعالیت در بازارهای سبز تنها یک هزینه نیست، بلکه یک مزیت رقابتی مالی واقعی ایجاد میکند. شرکتهایی که بیش از ۵۰ درصد درآمد خود را از بازارهای سبز کسب میکنند، اغلب از صرف ارزش ۱۲ تا ۱۵ درصدی در بازارهای سرمایه بهره میبرند. این امر نشاندهنده اعتماد سرمایهگذاران به تابآوری و سودآوری بلندمدت این مدلهای کسبوکار است.
چالشهای اساسی: چرا اقدامات به وعدهها نمیرسد؟
با وجود رشد چشمگیر، موانع ساختاری، تحقق کامل وعدههای اقتصاد سبز را تهدید میکند. مشکل اصلی امروز، کمبود فناوری نیست، بلکه ضعف در حکمرانی و اجرا است. سیاستهای اقلیمی اغلب در میان بحرانهای دیگر (تورم، جنگ، امنیت انرژی) به حاشیه رانده میشوند و اقدامات واکنشی کوتاهمدت، بر برنامهریزی بلندمدت غلبه مییابد. این مساله منجر به یک گذار ظاهری میشود، جایی که راهحلهای پاک افزوده میشوند، اما سیستمهای سوخت فسیلی قدیمی به کار خود ادامه میدهند.
نابرابری عمیق در انتشار کربن و تامین مالی، مشروعیت حرکت جهانی را تضعیف میکند. تحلیل جدید اکسفام نشان میدهد که ثروتمندترین ۱ درصد جمعیت جهان، تنها در ۱۰ روز اول سال ۲۰۲۶، سهمیه کربن سالانه خود را برای حفظ هدف ۱.۵ درجه سانتیگراد مصرف کردهاند. در مقابل، کشورهای فقیرتر که کمترین سهم را در ایجاد بحران داشتهاند، با شدیدترین تاثیرات و کمترین منابع برای سازگاری مواجه هستند.
اگرچه جریانهای مالی سبز افزایش یافته، اما همچنان با نیازها فاصله زیادی دارد، به ویژه در حوزه سازگاری با تغییرات اقلیمی. سرمایهگذاریهای اقلیمی اغلب باید با نیازهای فوری توسعه مانند بهداشت و آموزش رقابت کنند.
آیندهنگری: اقتصاد سبز در سراشیبی یا آستانه بلوغ؟
روندهای سال ۲۰۲۶ نشانههای واضحی از گذار از مرحله رشد انفجاری اولیه به مرحله بلوغ چالشبرانگیزتر ارائه میدهند. برای نمونه، پیشبینی میشود که برای اولین بار، افزایش ظرفیت جهانی نیروی خورشیدی در سال ۲۰۲۶ کاهش یابد (کمتر از ۱۰ درصد)، که عمدتا به دلیل تغییر سیاست در چین است. این به معنای توقف نیست، بلکه نشاندهنده تثبیت بازار و نیاز به استراتژیهای جدید رشد است.
اولویت عمومی: مقرونبهصرفه بودن و عدالت
نظرسنجی جهانی نشان میدهد که ۸۲ درصد از مردم خواستار آن هستند که سرمایهگذاری در انرژی پاک یک اولویت اصلی دولت باشد، حتی اگر به هزینههای عمومی قابل توجهی نیاز داشته باشد. با این حال، حمایت عمومی مشروط است: مردم راهحلهایی را میخواهند که قبوض انرژی را کاهش دهد و عدالت را برقرار کند. این امر یک نقشه راه سیاسی روشن ارائه میدهد: سیاستهایی که انرژی پاک، مقرونبهصرفه بودن و ایجاد شغل را یکپارچه میکنند، از حمایت گستردهای برخوردار خواهند شد.
اقتصاد سبز در سال ۲۰۲۶ در یک دوراهه تعیینکننده قرار دارد. از یک سو، از نظر اندازه و شتاب تبدیل به یک جریان اصلی اقتصادی غیرقابل انکار شده است و فرصتهای سودآوری و مزیت رقابتی واقعی ایجاد میکند. از سوی دیگر، خطر انحراف از مسیر به دلیل حکمرانی ضعیف، تامین مالی ناکافی و نادیده گرفتن عدالت اجتماعی وجود دارد. موفقیت نهایی نه تنها به نوآوری فناورانه، بلکه به نوآوری در سیاستگذاری، مدلهای مالی و همکاری بینالمللی بستگی خواهد داشت. آینده به توانایی ما در تعریف مجدد «رشد» به معنای واقعی کلمه گره خورده است: رشدی که نه تنها به رقم تولید ناخالص داخلی، بلکه به کاهش واقعی کربن، تابآوری جوامع و برابری بیشتر متعهد باشد. گزارشهای سال جاری به وضوح نشان میدهند که این انتقال اقتصادی، بزرگترین فرصت سرمایهگذاری دهه حاضر است، اما تحقق آن نیازمند اراده سیاسی و عمل جمعی است که تاکنون در حد وعده باقی ماندهاست.