به گزارش تجارت نیوز، گذار از سوختهای فسیلی به انرژیهای تجدیدپذیر یکی از مهمترین تحولات نظام انرژی جهان در سالهای اخیر است. افزایش ظرفیت نیروگاههای خورشیدی و بادی، کاهش هزینه فناوریهای پاک و افزایش فشار برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای باعث شده است کشورهای بیشتری به توسعه انرژیهای تجدیدپذیر روی بیاورند.
با وجود این روند مثبت، سرعت حرکت کشورها یکسان نیست. برخی کشورها در سالهای اخیر توانستهاند ظرفیت تولید برق خود از منابع خورشیدی و بادی را با سرعت قابل توجهی افزایش دهند، در حالی که برخی دیگر همچنان فاصله زیادی با مسیر مورد نیاز برای دستیابی به اهداف اقلیمی دارند.
در نشست COP28 تصمیم گرفته شد که ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر جهان تا سال ۲۰۳۰ نسبت به سال ۲۰۲۲ سه برابر شود. این هدف بخشی از تلاش جهانی برای حرکت به سمت محدود کردن افزایش دمای زمین به ۱.۵ درجه سانتیگراد است. اما رسیدن به چنین هدفی تنها به افزایش ظرفیت نصبشده وابسته نیست؛ سرعت رشد انرژیهای تجدیدپذیر نیز اهمیت بسیار زیادی دارد.
کدام کشورها سریعتر از دیگران انرژی پاک را گسترش میدهند؟
بر اساس گزارشی از مؤسسه منابع جهانی، تعدادی از کشورها در سالهای اخیر رشد بسیار سریعی در توسعه انرژیهای خورشیدی و بادی داشتهاند. دانمارک، لیتوانی، اروگوئه، هلند و نامیبیا در میان کشورهایی قرار دارند که با سرعت بالایی ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر خود را افزایش دادهاند.
این کشورها هر کدام شرایط متفاوتی دارند، اما وجه مشترک آنها افزایش سریع استفاده از فناوریهای تولید برق از منابع تجدیدپذیر است. انرژی خورشیدی و بادی در بسیاری از بازارهای جهان به موتور اصلی رشد ظرفیت برق پاک تبدیل شدهاند و کشورهایی که زودتر در این فناوریها سرمایهگذاری کردهاند، اکنون در بسیاری از شاخصهای توسعه انرژی پاک عملکرد قابل توجهی دارند.
رشد سریع انرژیهای تجدیدپذیر تنها به کشورهای شمال اروپا یا اقتصادهای بزرگ محدود نیست. نمونههایی از آمریکای جنوبی، خاورمیانه و آفریقا نیز در میان کشورهای دارای رشد سریع دیده میشوند. این موضوع نشان میدهد که توسعه انرژی خورشیدی و بادی به تدریج به یک روند جهانی تبدیل شده و طیف گستردهای از کشورها در آن مشارکت دارند.

یونان، شیلی و چند کشور دیگر نیز با سرعت در حال تغییر هستند
علاوه بر کشورهای پیشتاز، گروه دیگری از کشورها نیز از دهه ۲۰۱۰ تاکنون توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را با سرعت قابل توجهی دنبال کردهاند.
در این میان، یونان، شیلی، مجارستان، السالوادور و اردن نمونههایی از کشورهایی هستند که گسترش انرژیهای تجدیدپذیر در آنها از دهه ۲۰۱۰ شتاب گرفته است.
افزایش استفاده از انرژی خورشیدی و بادی در این کشورها اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان میدهد رشد انرژی پاک تنها به کشورهای دارای منابع مالی بسیار بالا یا بازارهای بزرگ انرژی محدود نیست. کشورهایی با اندازه اقتصادی و شرایط جغرافیایی متفاوت نیز میتوانند با ایجاد زیرساخت، اصلاح سیاستهای انرژی و جذب سرمایهگذاری، سهم انرژیهای تجدیدپذیر را افزایش دهند.
البته سرعت رشد در این کشورها را باید در چارچوب شرایط هر بازار بررسی کرد. رشد سریع از یک پایه کوچک میتواند از نظر درصدی بسیار چشمگیر باشد، در حالی که افزودن ظرفیتهای عظیم در یک اقتصاد بزرگ ممکن است از نظر درصد رشد چندان چشمگیر نباشد، اما از نظر مقدار واقعی برق تولیدشده تأثیر بسیار بیشتری بر بازار جهانی داشته باشد.
آیا رشد فعلی برای رسیدن به هدف ۱.۵ درجه کافی است؟
با وجود تمام پیشرفتهای صورتگرفته، پاسخ کوتاه به این پرسش منفی است. پیشتازان انرژیهای تجدیدپذیر به تنهایی نمیتوانند جهان را به مسیر مورد نیاز برای تحقق هدف ۱.۵ درجه سانتیگراد برسانند.
بر اساس ارزیابی مطرحشده در این گزارش، تاکنون نرخ رشد پنجساله انرژیهای تجدیدپذیر در هیچ کشوری به اندازه کافی سریع نبوده است که بتواند به تنهایی سهم لازم برای دستیابی به هدف اقلیمی ۱.۵ درجه را تأمین کند.
این مسئله نشان میدهد که حتی عملکرد کشورهای پیشرو نیز باید در مقیاسی بسیار بزرگتر تکرار شود. برای رسیدن به اهداف اقلیمی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر باید نه تنها در چند کشور پیشگام، بلکه در تعداد بسیار بیشتری از اقتصادهای جهان با سرعت بیشتری ادامه پیدا کند.
سهم انرژیهای تجدیدپذیر باید تا سال ۲۰۳۰ جهش کند
یکی از مهمترین اعداد در این بحث، سهم انرژیهای تجدیدپذیر از تولید برق جهان است. برای حرکت در مسیر هدف ۱.۵ درجه سانتیگراد، انتظار میرود تا سال ۲۰۳۰ حدود ۵۷ درصد از برق جهان از منابع تجدیدپذیر تأمین شود.
این رقم فاصله قابل توجهی با وضعیت فعلی دارد. در سال ۲۰۲۵، سهم انرژیهای تجدیدپذیر از برق جهان تنها حدود ۱۷ درصد بوده است.
به بیان دیگر، جهان باید در مدت نسبتاً کوتاهی سهم انرژیهای تجدیدپذیر را از ۱۷ درصد در سال ۲۰۲۵ به ۵۷ درصد در سال ۲۰۳۰ برساند. چنین تغییری به معنای نیاز به افزایش قابل توجه سرعت ساخت نیروگاههای خورشیدی و بادی، توسعه شبکههای برق، سرمایهگذاری در ذخیرهسازی انرژی و ایجاد زیرساختهای مناسب برای اتصال ظرفیتهای جدید به شبکه است.
فاصله میان این دو عدد، یعنی ۴۰ واحد درصد، به خوبی نشان میدهد که دستیابی به هدف تعیینشده چه میزان شتاب در توسعه انرژی پاک را میطلبد.
چرا انرژی خورشیدی و بادی اهمیت بیشتری پیدا کردهاند؟
در ارزیابی روند توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، تمرکز تحلیلگران بیش از همه بر سرعت گسترش انرژی خورشیدی و بادی است. دلیل این موضوع آن است که این دو فناوری در سالهای اخیر نقش بسیار مهمی در افزایش ظرفیت تولید برق تجدیدپذیر داشتهاند.
انرژی خورشیدی به دلیل قابلیت نصب در مقیاسهای مختلف، از سامانههای کوچک روی پشتبام ساختمانها تا نیروگاههای عظیم، ظرفیت بالایی برای گسترش دارد. انرژی بادی نیز بهویژه در مناطقی که شرایط جغرافیایی مناسبی دارند، میتواند بخش قابل توجهی از برق مورد نیاز شبکه را تأمین کند.
با افزایش ظرفیت خورشیدی و بادی، مسئله جدیدی نیز اهمیت پیدا میکند و آن، هماهنگ کردن تولید متغیر این منابع با شبکه برق است. تولید برق خورشیدی به میزان تابش خورشید وابسته است و تولید برق بادی نیز با سرعت باد تغییر میکند. بنابراین، هرچه سهم این منابع در شبکه بیشتر شود، توسعه شبکه انتقال، سیستمهای ذخیرهسازی انرژی و مدیریت هوشمند تقاضا اهمیت بیشتری پیدا میکند.
چین و آمریکا از نظر مقدار ظرفیت جدید پیشتازند
البته سرعت رشد درصدی تنها معیار سنجش پیشرفت انرژیهای تجدیدپذیر نیست. ممکن است کشوری با رشد درصدی بسیار بالا در صدر جدول قرار گیرد، اما مقدار ظرفیت جدیدی که هر سال به شبکه اضافه میکند نسبتاً محدود باشد.
از این منظر، چین و آمریکا جایگاه ویژهای دارند. این دو کشور هر ساله بیشترین میزان ظرفیت جدید انرژیهای تجدیدپذیر را به ظرفیت موجود اضافه میکنند.
اهمیت چین و آمریکا در این زمینه به اندازه اقتصاد، جمعیت، تقاضای بالای انرژی و ظرفیت عظیم زیرساختی آنها مربوط میشود. وقتی یک کشور بسیار بزرگ هر سال حجم قابل توجهی ظرفیت خورشیدی و بادی جدید نصب میکند، حتی اگر نرخ رشد درصدی آن پایینتر از یک کشور کوچکتر باشد، اثر آن بر مجموع ظرفیت انرژی پاک جهان میتواند بسیار بزرگ باشد.
به همین دلیل، باید میان «سریعترین رشد» و «بیشترین ظرفیت افزودهشده» تفاوت قائل شد. کشورهایی مانند دانمارک، لیتوانی، اروگوئه، هلند و نامیبیا ممکن است در سرعت رشد مورد توجه قرار گیرند، اما اقتصادهای بزرگی مانند چین و آمریکا از نظر حجم مطلق ظرفیت جدید، تأثیر بسیار گستردهای بر روند جهانی دارند.
تفاوت میان سرعت رشد و حجم توسعه چیست؟
برای درک بهتر این رتبهبندی، باید توجه داشت که رشد انرژیهای تجدیدپذیر را میتوان از دو زاویه متفاوت بررسی کرد. یک شاخص، سرعت رشد یا افزایش ظرفیت نسبت به گذشته است و شاخص دیگر، میزان مطلق ظرفیتی است که هر سال به شبکه اضافه میشود.
برای مثال، کشوری که در گذشته ظرفیت بسیار کمی از انرژی خورشیدی داشته است، ممکن است با ساخت چند پروژه جدید، رشد درصدی بسیار بالایی ثبت کند. در مقابل، کشوری مانند چین که از قبل ظرفیت عظیمی ایجاد کرده است، برای ثبت همان نرخ رشد درصدی باید حجم بسیار بیشتری از ظرفیت جدید را اضافه کند.
به همین دلیل، قرار گرفتن یک کشور در میان سریعترین کشورهای جهان از نظر رشد انرژیهای تجدیدپذیر لزوماً به این معنی نیست که بیشترین برق پاک جهان را تولید میکند یا بیشترین ظرفیت جدید را ساخته است. هر یک از این شاخصها، جنبه متفاوتی از گذار انرژی را نشان میدهد.
جهان برای رسیدن به هدف ۲۰۳۰ به شتاب بیشتری نیاز دارد
هدف سه برابر شدن ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر تا سال ۲۰۳۰ نسبت به سال ۲۰۲۲، یکی از مهمترین اهداف تعیینشده در COP28 است. اما دستیابی به این هدف نیازمند آن است که رشد انرژیهای پاک از چند کشور پیشرو فراتر رود و در سطح جهانی با سرعت بیشتری ادامه پیدا کند.
اعداد مربوط به سهم برق تجدیدپذیر نیز نشاندهنده بزرگی این چالش هستند. در حالی که سهم انرژیهای تجدیدپذیر از برق جهان در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۷ درصد بوده، برای قرار گرفتن در مسیر هدف ۱.۵ درجه باید این سهم تا سال ۲۰۳۰ به ۵۷ درصد برسد.
این افزایش تنها با ساخت نیروگاههای بیشتر امکانپذیر نیست. شبکههای انتقال و توزیع باید توسعه پیدا کنند، ظرفیت ذخیرهسازی برق افزایش یابد و سیستمهای انرژی برای مدیریت نوسان تولید خورشیدی و بادی آماده شوند. همچنین سرمایهگذاری در زیرساختهای انرژی پاک باید در کشورهای بیشتری جریان پیدا کند.
پیشرفت سریع است اما هنوز کافی نیست
روند جهانی توسعه انرژیهای تجدیدپذیر نشان میدهد که گذار به سمت انرژی پاک در حال شتاب گرفتن است. کشورهایی مانند دانمارک، لیتوانی، اروگوئه، هلند و نامیبیا در زمینه سرعت گسترش انرژی خورشیدی و بادی عملکرد قابل توجهی داشتهاند و یونان، شیلی، مجارستان، السالوادور و اردن نیز از دهه ۲۰۱۰ تاکنون رشد قابل توجهی را تجربه کردهاند.
با این حال، این موفقیتها هنوز برای رسیدن به اهداف اقلیمی کافی نیست. جهان در سال ۲۰۲۵ تنها حدود ۱۷ درصد برق خود را از انرژیهای تجدیدپذیر تأمین کرده، در حالی که برای حرکت در مسیر هدف ۱.۵ درجه سانتیگراد، این سهم باید تا سال ۲۰۳۰ به ۵۷ درصد برسد.
همچنین بر اساس تصمیم اتخاذشده در COP28، ظرفیت انرژیهای تجدیدپذیر جهان باید تا سال ۲۰۳۰ در مقایسه با سال ۲۰۲۲ سه برابر شود. این هدف نشان میدهد که حتی اگر کشورهای پیشرو با سرعت زیادی حرکت کنند، برای ایجاد تغییر در مقیاس جهانی باید کشورهای بیشتری وارد مسیر توسعه سریع انرژیهای پاک شوند.
در این میان، چین و آمریکا به دلیل حجم بالای ظرفیت جدیدی که هر سال به شبکه اضافه میکنند، نقش بسیار مهمی دارند. بنابراین، آینده گذار انرژی تنها به این بستگی ندارد که کدام کشور سریعتر رشد میکند؛ بلکه به این بستگی دارد که آیا جهان میتواند همزمان سرعت رشد، حجم سرمایهگذاری و مقیاس توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را افزایش دهد یا خیر.
در نهایت، پیام اصلی این آمار روشن است: انرژیهای تجدیدپذیر با سرعت زیادی در حال گسترش هستند، اما فاصله میان وضعیت کنونی و اهداف سال ۲۰۳۰ همچنان قابل توجه است. برای پر کردن این فاصله، رشد انرژی خورشیدی و بادی باید از چند کشور پیشرو فراتر رفته و به یک روند فراگیر در سراسر جهان تبدیل شود.