تا پایان شهریور ماه سال جاری نقدینگی به ۲۱۲۶ هزار میلیارد تومان رسیده که نسبت به شهریور ماه سال گذشته معادل ۲۷٫۱ درصد رشد داشته است. نقدینگی رشد بیسابقه ۲۷ درصدی طی سه سال اخیر را به ثبت رسانده است.
پیمان مولوی، اقتصاددان در گفتگو با تجارتنیوز به این موضوع اشاره کرد که رشد نقدینگی مساله تازهای نیست و نزدیک به چند دهه است که نقدنیگی کشور در حال افزایش است.
وی در این خصوص عنوان کرد: در زمانی که دولت پرپول و درآمدهای نفتی بالایی داریم، دولتها به درآمدهای ارزی دستاندازی و آن را به اقتصاد تزریق میکنند؛ به عبارتی دیگر با استفاده از پول پرقدرت نقدینگی را تهییج کنند. وقتی هم که درآمدهای ارزی کم شده و فروش نفت پایین آمده نیز نقدینگی در حال افزایش است.
وی در خصوص منشا رشد نقدینگی گفت: چند عامل وجود دارد، یکی این که در جایی که نقدینگی رشد میکند برنامهای نداریم. به نظر من ایران بزرگترین کشور در تجربه و خطا است. تجربههای اشتباه، فرصت سوزی، هدر دادن فرصتهای زیادی را در ایران شاهد هستیم. برخی میگویند آیا ایران ونزوئلا یا زیمباوه خواهد شد؟ پاسخ این است که ایران، ایران میشود، یعنی تجربهای علاوه بر دیگر کشورها خواهد بود. دلیلش این است که ما به تجربه و دانش روز بها نمیدهیم، شایسته سالاری نداریم، یعنی از تمامی توانمندی کارشناسان استفاده واقعی در عمل و نه در حرف نمیکنیم. بنابراین در نقطه ایجاد نقدینگی به آن توجه نمیشود.
مولوی ادامه داد: نکته بعدی این است که وقتی اقتصاد ایران ۴۰ میلیارد تومان کوچک شده است، چه انتظاری برای نقدینگی است؟ آیا توقع این است که نقدینگی وارد تولید شود؟ تولیدی که در حال کاهش است و سرمایهگذار در آن کم شده است. یک نظرسنجی نشان میدهد که واحدهای تولید سال گذشته کجا بودهاند و امسال در چه جایگاهی قرار دارند. اقتصاد ما به شدت در حال کوچک شدن است.
وی عدم ارتباط بینالمللی ایران را عامل دیگری دانست که باعث شده سرمایهگذاری خارجی وارد کشور نشود، سرمایهگذاریهای داخلی در حال فرار به کشورهای ارمنستان، ترکیه، آذربایجان و عمان هستند. کشوری مانند ایران نیست که تاجرین و فعالان کسب و کارش مجبور به ایجاد کسب و کار در خارج از کشور باشند.
قوی سیاه اقتصاد ایران چیست؟
این اقتصاددان در خصوص تبعات نقدینگی بر آینده اقتصاد کشور بیان کرد: قوی سیاه اقتصاد ایران تورم و ابرتورم است، اگر ما توجه نکنیم همانطور که این قوی سیاه خودش را در سال ۹۷ نشان داد در سال ۹۹ نیز ممکن است خودش را نشان دهد. اگر به تجربه بشری دقت نکنیم و جزء پنج کشور زیمباوه، ونزودلا، سودان شمالی، سودان جنوبی و آرژانتین خواهیم بود که تورم بالای ۲۰ درصد داریم.
وی معتقد است: بدون درس گرفتن از گذشته، بدون دانش و خرد ما قویهای بسیاری خواهیم داشت که یکی از آنها تورم است. همه بازارها دستخوش تورم خواهند شد چون نقدینگی و عدم قطعیت بسیار بالاست، حتی ممکن است یک کالا مصرفی در سبد تورمی قرار بگیرد.
مولوی بزرگترین بحران ایران را عدم قطعیت دانست و به اعتقاد وی، مکانسیم ماشه این عدم قطعیت را بیشتر و تمام بازارها را متاثر خواهد کرد، اما بیشترین تاثیرش پیشخور شده است. حوزهای در اقتصاد باقی نمانده که تحریم نشده باشد.
آیا تصویب شدن یا نشدن FATF روی اقتصاد ایران تاثیرگذار است؟
مولوی در خصوص تاثیر FATF بر اقتصاد ایران گفت: این طور به این موضوع نگاه کنیم که آیا WTO خوب بود؟ ما عضو این معاهده نشدیم و در حال از بین رفتن است، به عبارتی پیمانهای جدیدی وارد میشود؛ سیستم رتبهبندی اعتباری بینالمللی خوب است یا نه؟ معلوم است که باید کشورها در این پیمان عضو شوند چون براساس آن سرمایههای بینالمللی ریسک کشور را میفهمند، ایران بزرگترین کشوری است که عضو این معاهده نیست و رتبهبندی نمیشود. مگر AFC بد است؟ الان باشگاههای ایرانی دچار مشکل شدهاند. FATF نیز مانند این معاهدههاست.
وی در این خصوص افزود: روسیه و چین دو کشور بزرگی که از نظر دیدگاههای سیاسی نزدیک به ایران هستند که در FATF حضور دارند و از ارکان اجرایی آن هستند؛ یکی از مکانیزمهای استاندارد بینالمللی است، با این تفاسیر چرا این پیمان برای ما بد است؟
درود
اقتصاد دولتی وپرفساد ایران مثل یک سرطان تمام بدن را گرفته است وتنها راه مرگ خود خواسته است
باید اقتصاد ایالتی شود تا هر استان مستقل وبر اساس استعداد رشد کند
با توجه به کاهش ارزش نفت در بازاز جهانی باید دولت به فکر فروش ارزش افزوده ان مانند بنزین باشد. و اقتصاد مردمی تر بشه و دولت به بازار ارز دیجیتال توجه بیشتری کند چرا که این بازار با پتانسیلی که از خود نشان داده بود و ارزش این بازار به ۵۰۰میلیارد دلار رسیده بود با سرمایه گذاری خوب در این زمینه دولت میتواند تمام کسری بودجه و درامد های نفتی رو جبران کنه
حالا که قیمت نفت هی داره میاد پایین. به نظرم تو این مدت دولت باید عرضه نفت ایران در جهان رو پایین بیاره و این عواید کاهش یافته ی نفت رو با فروش اوراق به مردم به دست بیاره و بعدا که بالاخره قیمت نفت میره بالا، بفروشه و اوراق رو با قیمت بالاتر از مردم بخره. اینجوری باعث میشه منابع ملی هدر نره و نفت و پول تو کشور بمونه.
البته نمیدونم تا چه حد این حرف میتونه اجرایی باشه چون اقتصاد دان نیستم
ضمن عرض سلام و تبریک سال نو به همه هموطنان، در جواب دوست عزیزمون خواستم بگم که مگه الان دولت چقدر نفت میتونه بفروشه که بخواد اونقدری قابل توجه باشه که نفروختنش چون حالا قیمت پایین اومده، بخواد خیری واسه کشور داشته باشه؟! در ثانی نفت نفروشه یعنی باید نفت استخراج نکنه چون استخراج بکنه و نفروشه کجا ذخیره کنه؟ و قابل توجه دوست عزیزمون اینکه اصول فنی حاکم بر صنعت نفت اجازه نمیده که استخراج رو متوقف کنیم، چون به میدانهای نفتی لطمه های شدیدی وارد میشه و خیلی مسائل دیگه که شرحش طولانیه و خلاصه شدنی نیست، چالش ها تو علم اقتصاد بسیارند و به نظرم همین بحث شایسته سالاری که استاد عزیز فرمودن رو میطلبه تا با بهره گرفتن از دانش روز اقتصاد، برا هر چالشی کم هزینه ترین و بهترین راهکاری که امکانش هست به اجرا گذاشته بشه ، بعنوان مثال همین الان با شرایطی که قرنطینه برا کشور پیش آورده مصرف بنزین به یک چهارم و شاید بشه گفت یک پنجم مصرفش تو شرایط عادی کاهش پیدا کرده و خب مشکل بزرگی که بوجود آورده اینه که وقتی نمیشه به خاطر تحریمها (تولید بنزینی که اونم باز به دلایل مبسوط نباید تولیدش متوقف بشه) مازادش رو فروخت کجا باید ذخیره اش کرد؟! و درست به همین دلیله که در این چند روز اخیر تو گوشه و کنار صحبت های مسئولین نظراتی شنیده میشه مبنی براینکه قصد دارن سهمیه ماهانه بنزین رو افزایش بدن!!! در پایان اینم البته برا جنبه فان عرایضم عرض کنم که شاید اگه کرونا دو سه ماه زودتر وارد کشورمون شده بود احتمالا سهمیهبندی و سه برابر شدن قیمت بنزین اتفاق نمی افتاد یا دست کم به زمانی نامعلوم موکول میشد و کسی چمیدونه شاید در اون زمان نامعلوم شرایط بهتر میبود و سه برابر گرون شدن یک شبه اش چنین شوک اجتماعی شدید و تا حدودی هم اقتصادی ای به مردم در درجه اول و بعدش به کشور و صد البته اعتبار بین المللی ایران عزیزمون وارد نمیکرد، به امید فردای بهتر و با تشکر فراوان از دست اندرکاران فهیم تجارت نیوز، یا حق.