قیمت واقعی دلار از چه فرمولی به‌دست می‌آید؟

قیمت واقعی دلار از چه فرمولی به‌دست می‌آید؟

سیاست‌های دولت در چند سال اخیر، نوسان‌های ارزی، تورم، تحریم و هزاران عوامل دیگر باعث شده‌اند تا درک درستی از ارزش واقعی پول کشورمان نداشته باشیم. اگر خودتان در این زمینه تحقیق کنید، به‌سرعت متوجه می‌شوید که باوجود چندگانگی میان نرخ ارز رسمی اعلام‌شده توسط دولت و ارز‌های دیگر مانند ارز نیما و درنهایت نرخ ارز بازار آزاد، معیار دقیقی برای سنجش ارزش پول خودمان یا به‌طور دقیق‌تر سنجش قدرت‌ خریدمان نداریم.

اما می‌توانیم با مقایسه نرخ ارز کشورمان با دیگر کشور‌ها و شاخص‌های قیمت مصرفی، معیاری به نام نرخ واقعی موثر ارز را به دست آوریم تا به‌وسیله آن درک بهتری از وضع ریال و قدرت خرید مردم داشته باشیم.

نرخ واقعی موثر چه نکاتی را روشن می‌کند؟

در ادامه این مقاله بعد از آشنایی با مفهوم نرخ موثر واقعی و عوامل موثر بر آن، متوجه می‌شویم که عوامل موثر بر تورم شدید فعلی و کاهش قدرت خرید مردم، عواملی مانند تحریم‌ها یا قیمت دلار نیستند. بلکه عامل اصلی ضعف‌ دولت در بحث سیاست‌گذاری‌های مربوط به تولیدات داخلی، صادرات و واردات است.

نرخ واقعی موثر به‌خوبی تاثیر این موارد را نشان می‌دهد اما در ادامه توضیح خواهیم داد که چرا به دلیل عدم شفافیت، نباید به ارقام رسمی اعتماد کرد و باید به اتفاقات گذشته توجه کنیم.

برای توضیح نرخ واقعی موثر ارز ابتدا مفاهیم مقدماتی را توضیح داده و درنهایت به وضعیت ریال در مقیاس جهانی خواهیم رسید.

نرخ اسمی قیمت ارز (NER)

برای توضیح مفهوم نرخ واقعی دلار، ابتدا باید نرخ اسمی را تعریف کنیم:

نرخ اسمی ارز (یا Nominal Exchange Rate) به هزینه مبادله ارز یک کشور با ارز کشوری دیگر گفته می‌شود. برای مثال اگر نرخ اسمی پوند انگلیس به دلار آمریکا برابر با ۱£ = ۲$ باشد، یعنی یک فرد انگلیسی می‌تواند درازای پرداخت یک پوند، دو دلار دریافت کند.

نرخ واقعی قیمت ارز (RER)

نرخ واقعی قیمت ارز یا (یا Real Exchange Rate) از قیمت نسبی کالا‌های یک کشور به یک کشور دیگر به دست می‌آید؛ یعنی برای مثال نرخی که به‌اندازه‌ی آن‌ یک فرد انگلیسی می‌تواند کالا‌های خود را با کالا‌های آمریکایی مبادله کند. برای به دست آوردن این نرخ کافی است قیمت یک کالای صادراتی را بر قیمت همان کالا که از کشور دیگر وارد می‌شود تقسیم کنید.

نرخ واقعی قیمت ارز را با فرمول زیر نشان می‌دهیم:

این فرمول نشان می‌دهد که نرخ واقعی ارز تحت تاثیر این دو عامل است:

  • شاخص قیمتی یک کالا در کشور داخلی و خارجی
  • نرخ اسمی مبادله ارز دو کشور (که در اینجا منظور ریال ایران و دلار آمریکا است)

در حال حاضر نرخ واقعی ارز به ما نشان می‌دهد که: اگر نرخ واقعی پایین باشد، کالا‌های خارجی نسبتا گران‌تر و کالا‌های داخلی نسبتا ارزان‌تر هستند.

با این تعاریف متوجه می‌شویم که در حال حاضر نرخ واقعی قیمت ارز در ایران پایین است؛ زیرا برای شهروندان ایرانی، خرید کالا‌های صادراتی دشوار بوده و ازنظر قیمت منطقی است که از کالا‌های داخلی خرید کنند. برعکس این مثال هم صادق است: شاخص بیگ‌مک نشان می‌دهد که ممکن است یک کالای یکسان در دو کشور مختلف قیمت متفاوتی داشته باشد، مثلا اگر معیار مقایسه را دلار در نظر بگیرید قیمت یک بیگ‌مک در سوئیس بیشتر از آمریکا است و اگر فرد سوئیسی برگر خود را از آمریکا خریداری کند، هزینه کمتری متقبل می‌شود.

نرخ اسمی موثر ارز (NEER) و نرخ واقعی موثر ارز (REER)

نرخ اسمی موثر ارز (NEER) میزان تغییرات نرخ ارز یک کشور را در برابر شرکای دیگر تجاری‌اش را نسبت به سال پایه بررسی می‌کند. دلیل آنکه ما در اینجا نرخ اسمی موثر را معیار قرار نمی‌دهیم این‌است که در محاسبه‌ تغییرات نرخ اسمی موثر حرفی از تغییرات قدرت خرید ارز‌ها زده نمی‌شود؛ و بررسی کردن آن نتایج مشابهی مانند مقایسه‌ بین نرخ ارز دو کشور را به ما می‌دهد. برای اینکه بدانیم قدرت خرید پول کشور ما در مقایسه با کشورهای دیگر در طول زمان چقدر تغییر داشته است باید به سراغ نرخ واقعی موثر ارز (REER) برویم.

برای اینکه بدانیم قدرت خرید پول کشور ما در مقایسه با کشورهای دیگر در طول زمان چقدر تغییر داشته است باید به سراغ نرخ واقعی موثر ارز (REER) برویم.

نرخ واقعی موثر ارز یک کشور با گرفتن میانگین هندسی نرخ اسمی موثر ارز بر یک شاخص قیمتی یا معیار تورمی محاسبه می‌شود که فرمول آن را مشاهده می‌کنید:

که در اینجا “REER” نرخ واقعی موثر ارز بوده و از تقسیم ارزش واحد پول کشور خودی (بر مبنای پول کشور i‌ام) بر نسبت شاخص قیمتی کشور شریک تجاری به دست می‌آید. این نرخ‌های به‌دست‌آمده هر‌کدام به توان وزن‌های نرمال شده‌ی کشورهای شریک تجاری می‌رسد.

بحث خیلی تخصصی شد، می‌دانم! همه این فرمول‌ها تنها به این جهت گفته شد تا چند نکته مشخص شود:

  • نرخ‌های محاسبه‌شده بر اساس سال مبنا بوده و به‌درستی تغییرات نرخ ارز را نشان می‌دهند.
  • در نظر گرفتن شاخص‌های قیمتی کالا‌ها باعث می‌شود تا درک درستی از تغییرات قدرت خرید داشته باشیم.
  • به خاطر وزن داده‌شده به نرخ ارز هر کشور به‌صورت جداگانه، تغییرات قدرت خرید تنها به میزان مبادلات ما با کشور مدنظر محاسبه می‌شود. برای مثال، وزن داده‌شده به نرخ کشورهای چین و امارات (که مبادلات زیادی با آن‌ها داریم) بسیار بیشتر از کشور‌هایی مانند اندونزی و سنگاپور است.

حالا می‌توانیم وضعیت نرخ واقعی موثر ارز ایران را در چند سال اخیر بررسی کنیم و بفهمیم که این تغییرات چه معنایی دارد.

چرا باید به نرخ واقعی موثر بیشتر اهمیت بدهیم

در حال حاضر معیار اصلی عموم برای سنجش قدرت خرید و کیفیت زندگی، قیمت دلار است. اما برای این‌که به شما نشان بدهم تکیه کردن بر چنین معیاری کاربردی نیست دو دلیل مطرح می‌کنم:

  • همان‌طور که در مقدمه این مقاله گفته شد، به علت تعدد ارقام اعلام‌شده در ارتباط با دلار و همچنین نوسان شدید آن‌ها، نمی‌توان بر قیمت دلار اتکا کرد. انواع سیاست‌های دولتی، مشکلات دسترسی ارزی به دلار و چندین دلیل دیگر باعث می‌شوند تا عدد اسمی اعلام‌شده و تاثیر واقعی آن بر قدرت خرید ارتباط کمتری داشته باشند.
  • دلار تأثیرگذارترین نرخ ارزی جهانی است، اما لزوما تمامی مبادلات ما از قیمت آن تاثیر مستقیم نمی‌پذیرد. اگر به‌جای قیمت دلار، به میزان تغییرات نرخ ارز کشور‌های دیگر و به‌خصوص کشورهایی که بیشترین میزان مبادله را با آن‌ها داریم توجه کنیم می‌توانیم تاثیرات کاذب قیمت دلار را از تاثیرات واقعی آن جدا کرده و به‌طور دقیق به مسئله نگاه کنیم.

در رابطه با نرخ واقعی موثر ارز گفته شد که برای محاسبه آن از میانگین وزنی نرخ‌ ارز کشورهای طرف معامله استفاده می‌شود. این نکته باعث می‌شود تا قدرت خرید ما بر اساس میزان مبادلات ما با یک نرخ ارزی خاص محاسبه شود. برای شما یک مثال می‌زنم:

فرض کنید که کشور ایران ۷۰ درصد معاملات خود را با چین، ۲۰ درصد را با روسیه و ۱۰ درصد را با هند انجام می‌دهد. حالا اگر نرخ روبل روسیه ۳۰ درصد افزایش پیدا کند، نرخ واقعی موثر ۳۰ درصد کاهش پیدا نمی‌کند، بلکه میزان کاهش آن نسبت به میزان مبادلات کشور ما با روسیه محاسبه می‌شود.

ازآنجایی‌که تمامی واردات ما به دلار وابسته نیست، پس نباید نرخ دلار را معیار اصلی قدرت خرید در نظر بگیریم. به‌جای آن می‌توانیم با تمرکز بر نرخ واقعی موثر ارز بر عواملی تمرکز کنیم که به طرز معنی‌داری بر قدرت خرید ما تاثیر گذاشته‌اند.

وضعیت نرخ واقعی موثر ارز در ایران

در قدم اول برای درک بهتر، نگاهی به جدول تغییرات نرخ اسمی ارز در مقایسه با تغییرات نرخ واقعی موثر ارز بیندازید:

هر چه نرخ واقعی موثر ارز بیشتر باشد توانایی خرید مردم بیشتر است؛ یعنی قدرت ریال نسبت به ارز دیگر کشورها بیشتر بوده و توانایی خرید کالاهای خارجی بیشتر شده است. اگر نرخ موثر واقعی پایین باشد، یعنی قدرت خرید ما برای کالاهای خارجی کاهش‌یافته و مردم تمایل به مصرف کالاهای داخلی پیدا می‌کنند.

هر چه نرخ واقعی موثر ارز بیشتر باشد توانایی خرید مردم بیشتر است؛ یعنی قدرت ریال نسبت به ارز دیگر کشورها بیشتر بوده و توانایی خرید کالاهای خارجی بیشتر شده است.

شاید بپرسید که چرا وقتی جهش شدیدی در افزایش نرخ دلار را شاهد بودیم، این تاثیر چشم‌گیر را در نرخ واقعی موثر مشاهده نمی‌کنیم؟

دلیل این اتفاق اعلام شدن نرخ رسمی ارز به‌جای نرخ بازار آزاد و توسط بانک مرکزی است. اطلاعات نشان داده در اینجا، به علت اختلاف فاحش میان نرخ رسمی و نرخ آزاد یا قیمت واقعی دلار، در برخی برهه‌های زمانی حقیقت را راجع به تغییرات قدرت خرید نشان نمی‌دهد.

برای مثال در طی سال‌های ۱۳۷۳ تا ۱۳۸۰ نرخ رسمی بانک مرکزی بر مقدار ۱۷۵ تومان باقی ماند، درصورتی‌که نرخ بازار آزاد و قیمت واقعی دلار طی این دوره هفت‌ساله از ۲۶۳ تومان به ۷۹۲ تومان رسید؛ یعنی جهشی سه برابری که توجیه‌کننده رقم بسیار بالای نرخ واقعی موثر در سال ۱۳۸۰ است. بهترین سال‌هایی که می‌توانیم از آن‌ها برای معیار استفاده کنیم دوره‌های ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۹ و باکمی اغماض سال‌های ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶ هستند.

رشد‌های ناگهانی در نمودار نشان می‌دهد که ریال نسبت‌به دلار آمریکا بیش‌ازاندازه‌ ارزش‌گذاری شده است.

تحقیقات دانشگاهی انجام‌شده این حوزه در ایران شامل داده‌های بعد از سال ۱۳۹۵ نمی‌شوند و ازآنجایی‌که داده‌های بین‌المللی بر اساس نرخ‌های رسمی بانک مرکزی به‌دست‌آمده‌اند، نرخ‌های واقعی موثر نشان داده‌شده در سال ۱۳۹۷ کاربردی نیستند. درواقع رشد‌های ناگهانی در نمودار نشان می‌دهد که ریال نسبت‌به دلار آمریکا بیش‌ازاندازه‌ ارزش‌گذاری شده است. همان‌طور که خودتان متوجه شده‌اید، با نوسان نرخ ارز در سال اخیر، رفاه شهروندان به‌شدت کاهش‌یافته و قدرت خرید افراد بسیار کم شده است. پس می‌توانیم مطمئن باشیم که نرخ واقعی موثر ارز در حال حاضر بسیار کمتر از آن چیزی است که آمار‌های بین‌المللی نشان می‌دهد. اگر بخواهید درک کنید که این اختلاف چقدر است، سقوط نرخ موثر در سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴ نشانگر مناسبی است.

برای این‌که مرجعی برای مقایسه داشته باشیم، در نمودار پایین نرخ واقعی موثر ارز را برای ایران و آمریکا در کنار هم قرار داده‌ایم:

می‌بینیم در دوره‌هایی که نرخ رسمی با نرخ بازار آزاد یا قیمت واقعی دلار تفاوت زیادی داشته است، به گفته‌ی نمودار ما باید رفاه بیشتری را نسبت به آمریکا تجربه می‌کردیم! درصورتی‌که چنین اتفاقی حقیقت ندارد. نزدیک بودن دو نرخ موثر ایران و آمریکا در سال ۱۳۹۷ نیز باوجود اختلاف ۱۱۰۰۰ تومانی نرخ ارز رسمی با نرخ ارز بازار و قیمت واقعی دلار نشان‌دهنده حقیقت وحشتناکی است که با محاسبه صحیح نرخ موثر آشکار می‌شود. (نکته: لازم به ذکر است که تحریم‌های معاملاتی یا تعرفه‌های واردات و صادرات بر نرخ واقعی موثر تاثیر گذار نیست و اثرات آن‌ها در این معیار نشان داده نمی‌شود.)

اختلاف زیاد بین نرخ رسمی و نرخ بازار دلار بر محاسبات تاثیر می‌گذارد

همه‎‌ی این داده‌ها مهر تاییدی هستند بر  این فرضیه که سیاست‌های ارزی دولت در حال حاضر جوابگو نیست؛ ارز ۴۲۰۰ تومانی نه‌تنها تاثیر مثبتی بر اقتصاد کشور نداشت، بلکه مشکلات دیگری را ایجاد کرد که در این مقاله وارد آن‌ها نخواهیم شد. هدف این بررسی‌ها این بود تا نشان بدهیم عوامل بهبود رفاه مردم و خلاصی از بحران‌های ارزی و تورمی، سیاست‌های ساده و پیش‌پاافتاده‌ای همچون ثابت نگاه‌داشتن نرخ اسمی ارز نیستند.

عوامل تأثیرگذار بر نرخ واقعی ارز

در اینجا این سوال مطرح می‌شود که چه عواملی بر نرخ واقعی موثر تأثیرگذارند؟ اهمیت این عوامل زمانی خود را نشان می‌دهند که بدانیم رشد نرخ واقعی موثر تا حد زیادی بر رفاه و قدرت خرید مردم تاثیر گذار است. تعدادی از این عوامل را بررسی می‌کنیم:

  1. سیاست‌های تجاری

یک نظریه سنتی در ارتباط با تعرفه‌های تجاری وجود دارد که کاهش سطح تعرفه‌ها در یک اقتصاد کوچک منجر به کاهش قیمت داخلی کالاهای وارداتی شده و تقاضای آن‌ها را افزایش می‌دهد که منجر‌به تضعیف نرخ واقعی ارز خواهد‌شد.

رشد واردات نرخ موثر واقعی ارز را تضعیف می‌کند

ضعف عمده‌ی این استدلال این‌ است که چنین استدلالی ایستا بوده و آثار میان‌دوره‌ای و نقش کالاهای غیرقابل‌مبادله را در نظر نمی‌گیرد. درحالی‌که دولت می‌تواند با سیاست‌های حمایتی درست، به شکل موانع تعرفه‌ای یا غیر تعرفه‌ای، قیمت نسبی کالاهای وارداتی را افزایش دهد و با فرض جانشین کردن کالاهای وارداتی در مصرف باعث افزایش تقاضا و قیمت کالاهای غیرقابل‌مبادله شود. در این حالت در بلندمدت واردات کاهش‌یافته و کسری حساب‌جاری کاهش پیدا می‌کند که مجموع این نکات ذکرشده درنهایت سبب تقویت نرخ واقعی ارز خواهد شد.

با توضیح این نکته است که یکی از ضعف‌های اساسی دولت مشخص می‌شود، در حال حاضر به علت فساد شدید در بخش‌های دولتی و غیردولتی، بسیاری از سیاست‌های حمایتی دولت به‌درستی طراحی و اجرانشده‌اند.

  1. ترجیحات مصرف‌کنندگان

در حالت کلی گفته می‌شود که به دلیل وابستگی زیاد تقاضا کالاهای غیرقابل‌مبادله به درآمد، با افزایش درآمد مصرف‌کنندگان تقاضا و قیمت این نوع کالاها افزایش‌یافته و نرخ واقعی ارز تقویت می‌شود؛ اما این نکته همیشه در مورد کشور‌های درحال‌توسعه‌ای مثل ایران صادق نیست، چراکه در این کشورها با افزایش درآمد یا ثروت مصرف‌کنندگان تقاضای کالاهای قابل‌مبادله (که به‌طور عمده وارداتی هستند) افزایش پیدا می‌کند.

با افزایش درآمد‌های حاصل از صدور نفت و افزایش مالیات بر واردات، نرخ واقعی ارز کاهش پیدا می‌کند؛

برای مثال در تحقیقی انجام‌شده در رابطه با “تاثیر تغییرات درآمد‌های نفتی بر نرخ واقعی ارز در ایران (۱۳۷۸)”  نشان داده می‌شود که با افزایش درآمد‌های حاصل از صدور نفت و افزایش مالیات بر واردات، نرخ واقعی ارز کاهش پیدا می‌کند؛ که اگر پاراگراف قبلی را دوباره بخوانید، ارتباط این دو را متوجه می‌شوید؛ یعنی دوباره با رشد درآمد و ثروت مردم تقاضا افزایش پیداکرده، اما به دلیل پاسخگو نبودن تولید داخلی به تقاضا و عدم توانایی تولید تعدادی از کالاهای ضروری، واردات رشد کرده و نرخ واقعی ارز تضعیف می‌شود.

  1. رشد بهره‌وری

رشد بهره‌وری در تولید کالاهای قابل‌مبادله، بهره‌وری نیروی کار و درنتیجه دستمزدها را در بخش تولید افزایش می‌دهد. همچنین با فرض این نکته که نیروی کار بتواند به‌راحتی در بخش‌های مختلف جابه‌جا شود، قیمت کالاهای غیرقابل‌مبادله افزایش‌یافته و درنهایت نرخ واقعی ارز را در بلندمدت تقویت می‌کند.

چه انتظاری از آینده باید داشته باشیم؟

ازآنجایی‌که رویکرد دولت برای برخورد با چنین مسائلی تغییر نکرده است، پیش‌بینی وضعیت پیش رو حداقل در کوتاه‌مدت، کار دشواری نیست و با نگاهی به نمودارها متوجه می‌شویم که این روند قرار است ادامه داشته باشد.

اما روزنه‌ی امیدی هم دراین‌بین وجود دارد. اینکه امیدوار باشیم تا باوجود تحریم‌های نفتی و کاهش ارزش پول، دیگر دولت و حتی خود مردم به این امر واقف شوند که راه خروج از بحران، راهکار‌های کوته‌بینانه و سطحی نیست و باید تغییرات اساسی و پایداری در خصوص تولیدات داخلی از طرف دولت صورت بگیرد. از طرف دیگر نیز به علت محدودیت‌های ایجادشده، مردم هم به‌مرورزمان زمینه را برای رشد محصولات داخلی فراهم می‌کنند؛ که اگر این مسیر به‌درستی پیش برود حتما با رشد تولید داخلی و درنهایت تقویت نرخ واقعی ارز ملی مواجه خواهیم شد.

این مطلب را به اشتراک بگذارید
نظرات