موضوعات داغ: # تجاوز نظامی آمریکا به ایران # خودرو # اقتصادی # سازمان برنامه و بودجه # کالابرگ # کالابرگ الکترونیکی # مسكن # قیمت طلا
0

صنایع دستی و اقتصاد نوآوری؛ بازتعریف یک مزیت ملی در عصر رقابت‌های جدید

|
حجت‌اله مرادخانی پژوهشگر صنایع دستی و مدرس دانشگاه کد خبر: 1347629
صنایع دستی

اقتصاد نوآوری به الگویی از توسعه اقتصادی گفته می‌شود که در آن، مزیت رقابتی کشورها و بنگاه‌ها، نه بر پایه منابع سنتی مانند طبیعت، نیروی کار ارزان یا تولیدانبوه، بلکه بر اساس خلق ایده‌های نو، فناوری، طراحی، خلاقیت و بهبود مستمر محصولات، خدمات و فرآیندها استوار است.

به گزارش تجارت نیوز، سال‌هاست که هرگاه سخن از نوآوری به میان می‌آید، ذهن بسیاری از سیاست‌گذاران و حتی افکار عمومی به سمت فناوری‌های پیشرفته، هوش مصنوعی، شرکت‌های دانش‌بنیان، رباتیک یا صنایعدیجیتال می‌رود. این برداشت اگرچه بخشی از واقعیت امروز دنیاست، اما تمام آن نیست. در ادبیات جدید اقتصاد توسعه، نوآوری مفهومی بسیار گسترده‌تر از فناوری دارد. نوآوری به معنایخلق ارزش از طریق ایده‌های جدید، بهبود مستمر محصولات، اصلاح فرآیندها، طراحی نو، مدل‌هایجدید کسب‌وکار، بازاریابی خلاق و پاسخ‌گویی هوشمندانه به نیازهای بازار است. از این منظر، یکی از ظرفیت‌هایی که کمتر در سیاست‌گذاری اقتصادی ایران دیده شده، صنایع دستی است؛ حوزه‌ای که اگر با منطق اقتصاد نوآوری بازتعریف شود، می‌تواند به یکی از پیشران‌های اقتصاد خلاق و توسعه پایدار در ایران تبدیل شود.

اقتصاد نوآوری (Innovation Economy) به الگویی از توسعه اقتصادی گفته می‌شود که در آن، مزیت رقابتی کشورها و بنگاه‌ها، نه بر پایه منابع سنتی مانند طبیعت، نیروی کار ارزان یا تولیدانبوه، بلکه بر اساس خلق ایده‌های نو، فناوری، طراحی، خلاقیت و بهبود مستمر محصولات، خدمات و فرآیندها استوار است. در این رویکرد، نوآوری صرفاً به معنای اختراع فناوری‌های پیشرفته و خاص نیست، بلکه هرگونه بهبود در طراحی محصول، شیوه تولید، مدل کسب‌وکار، بازاریابی،برندسازی یا دسترسی به بازارهای جدید نیز به مثابه نوآوری محسوب می‌شود. مواردی که نه فقطدر عرصه نظری، بلکه در فرایندهای عملیاتی تبدیل به فرصت های ارزشمندی برای ارزش آفرینی در دنیا شده اند.

بر اساس این رویکرد، صنایع دستی نیز می‌تواند یکی از بخش‌های فعال اقتصاد نوآوری باشد؛ به شرط آنکه ضمن حفظ اصالت و هویت فرهنگی، از نوآوری در طراحی، بسته‌بندی، فناوری‌هایدیجیتال، تجارت الکترونیک، بازاریابی، توسعه بازار و خلق ارزش افزوده و شناخت درست زنجیره ارزش بهره بگیرد. در اقتصاد نوآوری، موفقیت دیگر تنها در تولید بیشتر دیده نمی شود، بلکه در خلقارزش بیشتر از طریق بکارگیری دانش، خلاقیت و نوآوری تعریف می‌شود. با این وجود بزرگ‌ترینسوءبرداشت درباره صنایع دستی ایران این است که این حوزه را با نگرش نوستالژی و حفظ گذشته می‌بینیم؛ گویی مأموریت آن تنها بازتولید شکل سنتی محصولات تاریخی است. در حالی که تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد صنایع دستی زمانی به موتور توسعه تبدیل می‌شود که میان مفهم اصالت و نوآوری ارتباطی پویا بوجود آورد. حال باید افزود که نوآوری در صنایع دستی هرگز به معنای کنار گذاشتن سنت نیست، بلکه به معنای بازآفرینی سنت برای پاسخ به نیازهای امروز استو این بازآفرینی و خلق ارزش جدید در عرصه صنایع دستی می‌تواند در طراحی، بسته‌بندی، روایتفرهنگی، تجربه مشتری، شیوه عرضه، استفاده از فناوری، برندسازی یا حتی مدل کسب‌وکار تجلی پیدا کند. بنابراین، صنایع دستی می‌تواند بدون تغییر هویت فرهنگی خود، از مسیر نوآوری ارزش افزوده بیشتری ایجاد کرده و با شناخت و تحلیل درست زنجیره ارزش آن، تبدیل به بستری پایدار برای خلق ارزش اقتصادی شود.

کشور ما از نظر تنوع رشته‌های صنایع دستی، پیشینه تاریخی، دانش بومی و مهارت‌های سنتی،یکی از غنی‌ترین کشورهای دنیاست و این مزیت زمانی به ثروت تبدیل می‌شود که با نوآوری همراه شود. در غیر این صورت، حتی ارزشمندترین میراث فرهنگی و هنری نیز ممکن است در رقابت با بازارهای امروز جهانی جایگاه خود را از دست بدهند. مخاطب دنیای امروز محصولی را انتخاب می‌کند که علاوه بر اصالت، بتواند تجربه ای متفاوت به وی عرضه کند و پاسخی مشخص به نیازهای زندگی معاصر بدهد و بازتاب این پاسخ می تواند در طراحی، کارکرد جدید و بازآفرینی با حفظ خصلت های هویتی یک محصول صنایع دستی باشد.

یکی از عرصه نوآوری در صنایع دستی، نوآوری در طراحی است. بسیاری از محصولات این حوزه در ایران از نظر کیفیت اجرا و ارزش فرهنگی در سطحی ممتاز قرار دارند، اما بخشی از آن‌ها هنوز متناسب با سبک زندگی امروز طراحی نمی‌شوند. اقتصاد نوآوری از هنرمند نمی‌خواهداصالت را کنار بگذارد، بلکه از او می‌خواهد همان هویت فرهنگی را در قالب محصولاتی عرضه کند که در خانه‌ها، محیط‌های کاری و سبک زندگی معاصر نیز کاربرد داشته باشند. عرصه دیگر، نوآوری در مدل کسب‌وکار است. بسیاری از هنرمندان صنایع دستی هنوز وابسته به شیوه‌هایسنتی فروش هستند، در حالی که بازار جهانی به سمت تجارت الکترونیک، فروش مستقیم،پلتفرم‌های دیجیتال، بازاریابی مبتنی بر روایتگری و ارتباط مستقیم با مشتری حرکت کرده است. در اقتصاد نوآوری، بدیهی است محصول تنها زمانی موفق خواهد بود که مسیر رسیدن آن به مشترینیز نوآورانه باشد.

سومین رویکرد نوآورانه در صنایع دستی، برندسازی است. در بازارهای امروز دنیا، مشتری تنها یک کالا خریداری نمی‌کند؛ او داستان، هویت و تجربه تازه می‌خرد. صنایع دستی ایران از اینمنظر مزیتی کم‌نظیر دارد. چراکه مبتنی بر تنوع زیست‌فرهنگی ایران، هر محصول صنایع دستیروایتگر بخشی از تاریخ، اقلیم، آیین‌ها و هنر یک منطقه در جغرافیای متنوع ایران است. اما اینروایت زمانی می تواند به ارزش اقتصادی تبدیل ‌شود که به زبان و بیان بازار امروز بیان شود. برندسازی فرهنگی، روایت‌پردازی و هویت‌بخشی به محصولات، از مهم‌ترین ابزارهای اقتصاد نوآوری هستند و با کمی تامل می بینیم که بستر بسیار مستعدی در بطن صنایع دستی ایران برای تحقق این امر مهیاست.

از سوی دیگر باید افزود که نوآوری به معنای بهبود فرآیندها نیز می باشد. استفاده هوشمندانه از فناوری‌های نو برای مستندسازی، مدیریت تولید، کنترل کیفیت، آموزش، بازاریابی و صادرات، نه تنها با ماهیت صنایع دستی تعارضی ندارد، بلکه بع عنوان تسهیلگر می‌تواند بهره‌وری این حوزه را افزایش دهد و امکان رقابت در بازارهای جهانی را به طور موثر فراهم آورد.

در کنار این مواردی که ذکر شد، شاید در شرایط کنونی ایران مهم‌ترین نوآوری مورد نیاز، نوآوریدر سیاست‌گذاریهای کلان باشد. هنوز در بسیاری از برنامه‌های کلان و اسناد بالادستی، صنایعدستی به عنوان یک بخش سنتی یا حمایتی صرف دیده می‌شود، نه یک صنعت خلاق و نوآور که قابلیت های مهمی برای تحقق توسعه اقتصادی و اجتماعی در ایران دارد. این نگرش باعث شده است که حمایت‌ها عمدتاً بر تولید یا اعطای تسهیلات مالی متمرکز باشد، در حالی که اقتصاد نوآوری بر ایجاد و پایداری اکوسیستم تأکید دارد؛ اکوسیستمی که در آن دانشگاه، طراح، هنرمند، شرکت‌های فناوری، سرمایه‌گذار، بازار و نهادهای فرهنگی در تعامل با یکدیگر ارزش خلق می‌کنندو پایداری این ارزش آفرینی در تعامل مستمر بین این حوزه‌هاست. چنانچه این تغییر نگرش رخ ندهد، خطری جدی صنایع دستی را تهدید خواهد کرد و آن هم فاصله گرفتن از بازار جهانی است.بازار امروز به سرعت در حال تغییر است و سلیقه مصرف‌کنندگان، کانال‌های فروش و شیوه‌هایرقابت متحول شده‌اند. محصولی که نتواند خود را با این تغییرات هماهنگ کند، حتی اگر از نظر فرهنگی ارزشمند باشد، سهم خود را از بازار از دست خواهد داد. در مقابل، محصولی که اصالت را با نوآوری پیوند بزند، می‌تواند به مزیتی پایدار برای یک کشور تبدیل شود.

این در حالی است که صنایع دستی ایران از یک دارایی بسیار ارزشمند، به اسم دارایی‌های نامشهود است. یعنی تجربه زیسته، دانش انباشته، مهارت استادکاران، سرمایه فرهنگی، خلاقیتهنرمندان و قابلیت بازآفرینی مداوم این میراث کهن است. دارایی‌هایی که ارزش اقتصادی آن‌ها گاه از سرمایه‌های فیزیکی بسیار بیشتر است و در علم اقتصادی هم توجه ویژه‌ ای بدان می شود. سرمایه ای بزرگ و اثربخش که ضروری است در سیاست‌های حمایتی صنایع دستی، در اولویت قرار گیرد تا این هنرصنعت کهن ایران به مرور در بطن سیاست های نوآوری و اقتصادی ایرات تثبیت شده و فرصت های ارزشمند را برای کشورمان خلق و محقق سازد.

نظرات
تبلیغات
آخرین اخبار پربازدیدترین اخبار

وب‌گردی

عضویت در کانال بله

برای دریافت آخرین اخبار عضو کانال تجارت نیوز بله شود

عضویت