لرز رکود و تب تورم

لرز رکود سال‌های گذشته و پافشاری دولت بر نرخ تورم یک رقمی و همچنین اصرار ریاست محترم جمهور بر عدم تغییر نرخ ارز از یک طرف و پرداخت سودهای سپرده بانکی بالای ۳۰ درصد توسط بانک‌ها و موسسات مالی، نشان می‌داد دو متغیر اقتصادی همگرا ( نرخ تورم و سود سپرده) به‌شدت واگرا شده و عکس هم در حال واگرایی هستند. کارشناسان همگی بر این باور بودند به زودی اقتصاد ایران را تب تورم خواهد گرفت.

افزایش نقدینگی دیجیتالی در حساب‌های بانک‌ها بالاخره تاثیرش را باید در اقتصاد ایران می‌گذاشت. این نقدینگی همانند سیلابی ویرانگر بالاخره از دی ماه گذشته به آرامی ابتدا به راه افتاد و با اخبار خروج امریکا از برجام بر شدت آثار تخریبی این سیل افزوده شد.

نقدینگی موجود در حساب‌های بانکی قابلیت ایجاد سود در سمت ترازنامه بانک‌ها را نداشت و صرفا سمت چپ ترازنامه بانک‌ها را واقعی نشان می‌داد و سمت راست ترازنامه بانک‌ها با دارایی‌های موهومی دست و پنجه نرم می‌کرد.

کم کم مردم نگران از وضعیت سیاسی و جنجال‌های داخلی و با توجه به ورشکستگی موسسات مالی و عدم پاسخگویی مدیران موسسات، بهترین بازار را با توجه به قابلیت نقدشوندگی در ارز و سکه انتخاب کردند.

اثرات خروج امریکا در برجام صرفا شدت تخریب این نقدینگی را افزایش داد و حتی در صورت عدم خروج امریکا ازبرجام به‌زودی تاثیرش را بر اقتصاد می‌گذاشت.

نقدینگی هم مانند شبهی بر اقتصاد ایران سایه افکنده است و تمام فعالیت‌های اقتصادی را تحت‌الشعاع قرار داده، لذا بهبود روابط سیاسی با امریکا تنها از نوسانات شدید دلار می‌تواند جلوگیری نماید و تاثیرات مذاکرات و روابط سیاسی خوب بیش از چند ماه اثرش دوام نخواهد داشت.

چنانچه موتور مولد نقدینگی خاموش نشود، مذاکرات با امریکا و... نیز نمی‌تواند جلو افزایش قیمت ارز را بگیرد.

واقعیت را باید پذیرفت، سود سپرده‌های پرداختی (عمدتا به صورت پیامک هر شب یا هر ماه ارسال می‌شود) به عددی روزانه بالغ بر ۵۰۰ میلیارد تومان رسیده است. یعنی چیزی حدود ۶۲ میلیون دلار تقاضا می‌تواند برای ارز هشت هزار تومانی در سامانه نیما، درخواست صرفا از این طریق ایجاد شود، یعنی سالی بیش از ۲۰ میلیارد دلار تقاضا فعال می‌تواند از این طریق به اقتصاد فشار وارد نماید.

لذا هرگونه مذاکراتی در خصوص برجام صرفا بخشی از افزایش قیمت هیحانی دلار را ابتدا تخلیه و میزان نوسان قیمت آن را برای چند ماه می‌تواند کند و آرام نماید، اما چنانچه موتور مولد نقدینگی خاموش نشود،مذاکرات با آمریکا و… نیز نمی‌تواند جلو افزایش قیمت ارز را بگیرد.

اگر چه به نظر می‌رسد با افزایش قیمت دلار و کاهش ارزش پول ملی دولت خواسته یا ناخواسته حجم موثر نقدینگی را به یک سوم کاهش داده و این می‌تواند شروع اصلاح ساختار نقدینگی را در اقتصاد ایران به ارمغان آورد و علی‌رغم تاثیرات منفی آن در کاهش قدرت مردم می‌تواند اثرات مثبتی نیز به همراه داشته باشد.


این مطلب را به اشتراک بگذارید