موضوعات داغ:

هزارمین مقاله آکادمی: چطور «هزاااااار» مقاله بنویسیم؟

هزارمین مقاله آکادمی: چطور «هزاااااار» مقاله بنویسیم؟

برای بیشتر مردم نوشتن کار سختی است. آن‌ها می‌توانند ساعت‌ها بنشینند و صحبت کنند، اما همین که خودکار را برمی‌دارند (یا مثل من مقابل کامپیوتر می‌نشینند) تمام کلمات از ذهنشان فرار می‌کنند. کار وقتی دشوارتر می‌شود که می‌خواهید دو هزار یا بیست هزار کلمه در مورد یک موضوع بنویسید.

از ابتدای سال ۱۳۹۶ تا امروز، این کاری بود که هر روز در آکادمی تجارت‌نیوز کردیم. انگار همین دیروز بود که مقاله «زرتشت و مدیریت کیفیت» منتشر شد. از آن زمان تا به امروز، ۱۰۰۰ مقاله، نزدیک به یک میلیون و هفتصد هزار کلمه نوشته و در آکادمی تجارت‌نیوز قرار داده‌ایم. حالا می‌خواهیم در مورد فرایند نوشتن این مقالات صحبت کنیم. به آن امید که شما هم برای نوشتن انگیزه بیشتری پیدا کنید.

قدم اول) تعیین استراتژی

اگر بدون داشتن تصویری روشن، خودکار را بردارید و شروع کنید به نوشتن، به احتمال زیاد در چند خط اول گیر خواهید کرد. قبل از آن که بپرسید «چه‌چیز می‌خواهید بنویسید» از خودتان بپرسید که «چرا می‌خواهید بنویسید؟»

لازم نیست برای این سوال جوابی فلسفی پیدا کنید. مثلا شاید هدف شما این باشد که به مرجعی برای «اقتصاد رفتاری» تبدیل شوید. برای شروع همین جواب هم کافی است. اگر بدانید که قرار است در مورد اقتصاد رفتاری حرف بزنید، ۹۰ درصد راه را رفته‌اید.

پس شما به یک مقاله بلند در مورد اقتصاد رفتاری نیاز دارید. چیزی در حدود ۲ تا ۵ هزار کلمه برای چنین موضوعی مناسب است. (نوشته من در مورد اقتصاد رفتاری ۳۰۰۰ کلمه طول داشت.)

بعد از آن می‌توانید در مورد موضوعاتی جزئی‌تر مثل جادوی قیمت صفر، عقلانیت کران‌دار و حسابداری ذهنی هم مقاله بنویسید. در تمام این مقالات، کلمه اقتصاد رفتاری وجود دارد و شما می‌توانید این مقاله‌ها را به مقاله مادر لینک کنید.

شاید بعدها بخواهید مطلبی در مورد سازوکار قیمت‌گذاری بنویسید و آن را به مقاله جادوی قیمت صفر لینک کنید. می‌توانید این کار را با دیگر مقاله‌ها هم بکنید. لازم نیست همه‌چیز را همین امروز بدانید. فعلا شما یک مطلب درست و حسابی در مورد اقتصاد رفتاری می‌خواهید.

قدم دوم) تعیین چهارچوب‌ها و خط قرمزها

هر کسی برای خودش خطوط قرمزی دارد. اما لازم است که این خطوط قرمز را برای خودتان روشن کنید. مثلا با خودتان قرار بگذارید که هرگز به مخاطب توهین نکنید. هرگز حرفی نزنید که از آن مطمئن نیستید. از تیترهای زرد که وعده‌های دروغ می‌دهند بپرهیزید و…

این اتفاق باید قبل از نوشتن در ذهن شما رخ دهد. شاید می‌خواهید با لحنی خودمانی با خواننده شوخی کنید. یا قصد دارید که با زبان معیار موضوع را برایش توضیح دهید. تکلیف خود را روشن کنید. قرار است با چه زبانی و برای چه کسانی حرف بزنید؟

خوب است که در نهایت تنها به ۴ یا ۵ خط قرمز کامل و جامع برسید. هر قدر قواعد بازی کم‌تر و ساده‌تر باشد، بهتر می‌توانید به آن پایبند بمانید. اما بهترین بازیکنان هم در یک بازی سخت و پیچیده مدام اشتباه می‌کنند.

آخرین توصیه این است که تا جای ممکن ساده صحبت کنید. بجای افعالی مثل «می‌گردد» یا «می‌باشد» از فعل‌هایی ساده مثل «است» و «بود» استفاده کنید.

تا جای ممکن جملات را بشکنید و کوتاه کنید.

مثال:

«در مورد این موضوع با ذکر چندین مثال و بررسی عوامل مرتبط با آن پیش می‌رویم و پس از آن تلاش می‌کنیم به یک رهیافت نظری دست‌یافته و سپس این نتایج را در مورد بازارهای داخلی بیازماییم تا به راهکارهایی عملی دست پیدا کنیم.»

«ابتدا در این مورد چند مثال می‌زنیم. سپس به بررسی عوامل مرتبط با موضوع می‌پردازیم تا به یک نظریه برسیم. بازارهای داخلی آزمون خوبی برای این نظریه هستند. آزمونی که در نهایت ما را به راه‌کارهایی عملی می‌رساند.»

قدم سوم) نسبت به پیرامون خود حساس باشید

در یک مقاله قرار است مثال‌های متعدد بزنید. فرض کنید برای تشریح یک موضوع سه مثال دارید: «پروژه منهتن برای ساخت بمب اتم، برجام، گران‌شدن قیمت بنزین و افزایش آلودگی هوا.» کدام مثال بهتر است؟

در زمانی که دارم این مطلب را می‌نویسم هوا به‌شدت آلوده است و از افزایش قیمت بنزین کمتر از یک ماه می‌گذرد. پس این مثال به‌روزتر است و مخاطب را با شما همراه می‌کند.

مخاطب ایرانی مثال برجام را بهتر از پروژه منهتن درک می‌کند. از طرف دیگر ۵ سال دیگر مردم برجام را بیشتر به یاد می‌آورند تا آلودگی هوا در دی ماه ۱۳۹۸٫ همین امروز، نزدیک به چهار سال از برجام گذشته است و ما آن را به یاد می‌آوریم. چنین مثال‌هایی تاریخ مصرف مقالات شما را طولانی‌تر می‌کنند.

داستان ساخت اولین بمب اتم، جالب و هیجان‌انگیزتر از دو مورد دیگر است. مخاطب شما به اندازه کافی در مورد برجام و آلودگی هوا اطلاع دارد. اما شاید اگر متوجه شود چطور یک تولیدکننده جوراب زنانه در پروژه تولید اولین بمب اتم مشارکت کرد، بیشتر به وجد بیاید.

آلودگی هوا می‌تواند توجه لحظه‌ای را جلب کند، اما خیلی زود به فراموشی سپرده خواهد شد.

هر کدام از این مثال‌ها خوبی‌ها و بدی‌هایی دارند. به پیرامون خود حساس باشید تا بتوانید بهترین مثال‌ها را پیدا کنید.

معمولا یک تیتر مرتبط با شرایط زمانی به بهتر دیده‌شدن مطلب کمک می‌کند.

قدم چهارم) انتخاب موضوع

در این مورد خاص می‌دانستیم که قرار است در مورد اقتصاد رفتاری بنویسیم. اما همیشه کار به همین سادگی نیست. پیداکردن یک موضوع جدید و جذاب مهم‌ترین قدم برای تولید یک مقاله است.

فرایند پیدا کردن موضوع، غیرخطی‌ترین بخش کار به حساب می‌آید. برای پیدا کردن موضوع هیچ فرمولی وجود ندارد. اما راهکارهایی هست که به کمک آن‌ها می‌توانید ۱۰۰۰ مقاله بنویسید، بدون آن که موضوع کم بیاورید:

  • مطالعه

باید مدام کتاب بخوانید، مستند ببینید، به سخنرانی‌های مختلف گوش کنید. مجلات معتبر را ورق بزنید و دست‌کم تیتر مطالب دیگران را ببینید. آکادمی تجارت، ترجمان علوم انسانی، هاروارد بیزینس ریویو، اکونومیست و…، ده‌ها و صدها نشریه وجود دارند که هر روز به یک موضوع جدید می‌پردازند.

  • هدایای آسمانی

ایده‌ها از هر جایی می‌آیند. از تماشای بازی فوتبال (لیگ قهرمانان: مدرسه مدیریت)، سریال‌ها («بازی تاج و تخت» چه درس‌هایی درباره رهبری یاد می‌دهد؟)، مسائلی که ذهن خودتان را درگیر کرده است (آموزش تندخوانی؛ چگونه خوب کتاب بخوانیم؟)، یک مستند جذاب (هلیوژن، شرکتی که با هوش مصنوعی زمین را نجات می‌دهد) و هزاران منبع دیگر.

  • تقویم محتوا

یک تقویم محتوای آنلاین درست کنید و از دیگران بخواهید پیشنهادهای خود را در این تقویم ثبت کنند. یکی از دوستانتان دلش می‌خواهد در مورد «اقتصاد توجه» بیشتر بداند. این پیشنهاد را در تقویم ثبت می‌کند. شاید یکی از همکاران شما مقاله‌ای جذاب بخواند، می‌تواند لینک آن را به عنوان ایده در این تقویم ثبت کند. نکته مهم این است که به صورت مداوم اطرافیان خود را تشویق کنید که ایده‌هایشان را در تقویم قرار دهند. چون بعد از مدتی فراموش می‌کنند که به این صفحه مراجعه کنند.

  • موضوعات مرتبط

وقتی در مورد یک موضوع (مثلا اقتصاد رفتاری) می‌نویسید با کلیدواژه‌های متنوعی روبه‌رو می‌شوید. موضوعاتی مثل اثر لنگر، سوگیری‌های شناختی، تفکر سریع و کند، حالت پیش‌فرض و… هر کدام از این موضوعات می‌تواند موضوع مقاله‌ای جذاب باشد. برای مقاله‌های بعدی این موضوعات را در تقویم محتوا یادداشت کنید.

قدم پنجم) نوشتن زیرتیترها

بعد از حدود ده سال نوشتن مداوم باید اعتراف کنم که نوشتن ۳۰۰۰ کلمه در مورد اقتصاد رفتاری (یا هر موضوع دیگر) هنوز هم کار بسیار دشواری است. اما هرکسی به‌سادگی می‌تواند در مورد هر چیزی ۳۰۰ کلمه بنویسد.

حالا که موضوع خود را می‌دانید، ده زیرتیتر انتخاب کنید. قرار است در مقاله خود در مورد این ده موضوع حرف بزنید.

اقتصاد رفتاری:

  • مقدمه
  • انتخاب‌های پیش‌فرض
  • اثر لنگر
  • انتخاب‌های عقلایی
  • عقلانیت کران‌دار
  • استدلال اکتشافی
  • خطای نرخ پایه
  • قانون اعداد کوچک
  • حسابداری ذهنی
  • تلنگر
  • جادوی قیمت صفر
  • معماری انتخاب‌ها
  • نتیجه‌گیری

اگر برای هر زیرعنوان ۲۰۰ کلمه بنویسم، به مطلبی ۲۶۰۰ کلمه‌ای می‌رسم. به همین سادگی.

اگر به اندازه کافی در مورد موضوع اطلاع داشته باشید، می‌توانید هر زیرتیتر را تا ۵۰۰ کلمه توضیح دهید و به مقاله‌ای با ۶۵۰۰ کلمه برسید.

تصور کنید که می‌خواهید از دیواری به ارتفاع ۵ متر بالا بروید. کار خیلی سختی است. اما اگر هر نیم متر یک دستگیره نصب کنید، به سرعت از همین دیوار بالا خواهید رفت. زیرتیترها حکم همین دستگیره‌ها را دارند.

قدم ششم) نوشتن مقاله

حالا که موضوع مقاله را می‌دانید، به‌سادگی می‌توانید بین زیرتیترها را پر کنید. اگر فرصت دارید می‌توانید در مورد این زیرتیترها بیشتر بخوانید. به‌خصوص وقتی در مورد این رشته تخصص دارید، می‌توانید به مقالات علمی مراجعه کنید و این مقالات را به زبان ساده برای مخاطب توضیح دهید.

در مواردی ممکن است اطلاعات شما از یک موضوع کافی نباشد. مثلا وقتی قرار است برای یک سازمان مطلبی سفارشی درست کنید، یا یک ویدیو دیده‌اید که برای شما جالب است اما قبلا در این زمینه مطالعه‌ای نداشته‌اید.

حتما قبل از نوشتن، به اندازه کافی تحقیق کنید. یک تکنیک ساده این است که مسئولیت را به نویسنده‌ای دیگر منتقل کنید. مثلا بگویید «ریچارد تالر در کتاب کج‌رفتاری می‌نویسد:» و بعد نقل قولی از تالر بیاورید. همچنین می‌شود با چند متخصص مصاحبه کرد و از نظرات آن‌ها بهره گرفت. این تکنیک از یک‌سو به مطلب شما اعتبار می‌دهد، از سوی دیگر کار نوشتن را برایتان ساده می‌کند.

وقتی کار تمام شد، از روی مقاله با صدای بلند بخوانید. آن را برای یکی از دوستان بفرستید و از او درخواست کنید که اشتباهات شما را اصلاح کند. به کمک نرم‌افزار ویراستیار می‌توانید غلط‌های تایپی فاحش را پیدا کنید.

دادن استایل مناسب به مقاله هم می‌تواند به خوانش آسان کمک کند. جملات و پاراگراف‌های کوتاه، عکس‌ها، نمودارها و جدول‌ها، قراردادن بولت پوینت و مواردی از این دست به خواننده کمک می‌کند که مطلب را به سادگی بخواند.

تجربه خوب مخاطب خیلی مهم‌تر از ملاحظات سئو است. اگر مطلبی خوب، مفید، ساده و باکیفیت بنویسید، رسیدن به جایگاه نخست گوگل کار دشواری نیست.

قدم هفتم) عملیات پس از انتشار

وقتی مقاله منتشر شد، کار شما به پایان نمی‌رسد. حالا وقت آن است که از مقاله خود حمایت کنید:

مقالاتی مرتبط با موضوع این مقاله بنویسید و آن‌ها را به مقاله اصلی لینک کنید.

مقاله خود را برای دوستان خود بفرستید و از آن‌ها بخواهید که شما را نقد کنند.

به کامنت‌ها با دقت و حوصله پاسخ بدهید. سعی کنید در پاسخ خود از کلمه کلیدی (مثلا اقتصاد رفتاری) استفاده کنید.

اگر در گروه‌های تخصصی عضویت دارید، لینک مقاله خود را برای آن‌ها بفرستید. می‌توانید عکس شاخص را به همراه یک توضیح مختصر در گروه قرار دهید. توضیحی جذاب که خواننده را به ادامه مطالعه دعوت کند.

از تمامی امکانات موجود برای بیشتر دیدن شدن مقاله خود بهره ببرید. اینستاگرام، توئیتر، تلگرام و واتس‌اپ. در مواردی مقاله شما کم‌تر از ۱۰۰ بار دیده می‌شود، در حالی که تعداد دوستان خودتان بیشتر از این حرف‌ها است. حتی می‌توانید از دوستان خود بخواهید که در بازنشر مقاله کمکتان کنند.

خوب است که مقالات مهم را هر از گاهی به‌روز کنید. می‌توانید بخش‌هایی را تغییر دهید یا عکس آن را عوض کنید.

اصلا برای چه مقاله می‌نویسیم؟

هر کس برای این پرسش دلایل مختلفی دارد. یک نفر برای گرفتن حق‌التحریر است که می‌نویسد. شخصی دیگر می‌خواهد محصول خود را بفروشد. هستند کسانی که به دنبال رنک الکسا هستند و می‌خواهند از راه تبلیغات پول در بیاورند.

حتما متوجه شده‌اید که در این سه سال در آکادمی تجارت‌نیوز کم‌ترین تبلیغ ممکن را قرار دادیم. هدف ما کسب درآمد، بازاریابی محصول یا تولید فله‌ای محتوا نبود.

در دنیای پرآشوب اخبار و تبلیغات، ما می‌خواستیم فضایی آرام برای خواندن، فکر کردن و به اشتراک گذاشتن ایده‌های ایجاد کنیم.

من از صحبت کردن لذت می‌برم. کار موردعلاقه من این است که یک کتاب بخوانم و آن را برای دیگران توضیح دهم. من (و دیگر نویسنده‌های آکادمی) ۱۰۰۰ روز از این کار لذت بردیم. خواندیم و نتیجه را با شما به اشتراک گذاشتیم و کیف کردیم. تنها زمانی می‌توانید تجربه کاربری را بهینه کنید، که خودتان از نوشتن به اندازه کافی لذت ببرید.

این مطلب را به اشتراک بگذارید
نظرات